نشریه آمریکایی فارین پالیسی، طی مصاحبهای با ولیرضا نصر، کارشناس مسائل بینالملل و مشاور ارشد سابق حوزهی ایران در وزارت امور خارجه آمریکا به وقایع جنگ در حال وقوع و اشتباهات ترامپ پرداخته است.
نورنیوز-گروه بین الملل: نشریه آمریکایی فارین پالیسی طی مصاحبهای با ولیرضا نصر، کارشناس مسائل بینالملل و مشاور ارشد سابق حوزهی ایران در وزارت امور خارجه آمریکا به وقایع جنگ در حال وقوع و اشتباهات ترامپ پرداخته است.
خلاصه این مصاحبه به شرح ذیل است:
جنوب غربی آسیا، این روزها شاهد نبردی نفسگیر است. در بامداد بیست و هشتم فوریه، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، در اقدامی تروریستی، مواضع متعددی را در سراسر ایران هدف قرار دادند. پس از آن، مشخص شد که آیتالله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان این حملات به شهادت رسیدهاند.
با این وجود، جمهوری اسلامی ایران، چه پیش و چه پس از تأیید این خبر هولناک، آتش سنگینی از موشکها را به سمت اراضی اشغالی گسیل کرد و نشان داد که ساختار فرماندهی آن، حتی در غیاب عالیترین مقام، کاملاً عملیاتی است. ایران همچنین حملاتی را علیه چندین کشور منطقه، بهویژه دولتهای خلیج فارس که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، از جمله قطر، امارات، عربستان سعودی و کویت آغاز کرده است.
شهادت رهبری که بیش از سه دهه سکان هدایت کشور را در دست داشت و یکی از محورهای اصلی استراتژی او مقابله با امپریالیسم آمریکا در منطقه بود، نقطهعطف بزرگی برای ایران و منطقه محسوب میشود.
اما بر خلاف تصورات ترامپ، ایران ونزوئلا نیست که با حذف یک فرد، دچار فروپاشی شود. نظام جمهوری اسلامی از همان سالهای اولیه بر مبنای بقا و مبارزه در شرایط دشوار طراحی شده است؛ نظامی که ترور رئیسجمهور، نخستوزیر و فرماندهان ارشد را در کارنامه خود دیده و در برابر سختیهای جنگ تحمیلی نیز تاب آورده است.
ساختار اجرایی ایران متکی بر یک فرد نیست، بلکه یک سیستم چند مرکزی است که نهادهای مختلف و مدیران عملیاتی متعددی در آن نقشآفرین هستند. حذف آیتالله خامنهای در مراحل اولیه جنگ، خللی در مسیر عملیاتی ایران ایجاد نکرده است؛ چرا که کشور همچنان در حال اجرای برنامهریزیهای از پیش تعیینشده است.
در تحلیل اهداف بازیگران، آشکار است که اسرائیل، هدف نهایی خود را سرنگونی یا حداقل تضعیف شدید جمهوری اسلامی تا حد ناتوانی در ایفای نقش منطقهای و همچنین نابودی توان موشکی میداند و برای رسیدن به این هدف نیازمند ادامه بمباران طولانیمدت است. از سوی دیگر، مقامات و مردم ایران معتقدند که یک جنگ کوتاه که قیمت سنگینی بر آمریکا تحمیل نکند، این پیام را مخابره میکند که حمله نظامی به ایران آسان است و این امر موجب تکرار تجاوزات آتی واشنگتن خواهد شد.
لذا، استراتژی تهران این است که با طولانیتر کردن و خونینتر ساختن درگیری، بازدارندگی لازم را در برابر تجاوزات آتی آمریکا تثبیت کند. ایران در حال حاضر ظرفیت آن را دارد که با هدف قرار دادن تأسیسات نفتی در خلیج فارس و افزایش قیمت انرژی، اروپاییها را نیز به میان بکشد و محاسبات آمریکا را تغییر دهد.
نقطه ضعف اصلی، ایالات متحده آمریکاست. دولت فعلی آمریکا در توجیه این جنگ برای پایگاه رأی خود شکست خورده و بیش از همه از افزایش قیمت سوخت و خسارات ملموس نظامی که بازتاب منفی داخلی دارد، هراسان است.
ایرانیها دقیقاً این آسیبپذیری ترامپ را هدف قرار دادهاند. در حالی که ایران آستانه تحمل نسبتاً بالایی را به دلیل تجربهی جنگ ۱۲ روزه دارد، فشار هدفمند بر شریانهای اقتصادی آمریکا و منطقه، محور اصلی استراتژی کنونی ایران برای مجبور کردن آمریکا به پذیرش آتشبس با هزینهای گزافتر از خواستهاش است. این پایداری، نشاندهنده عظمت روحی است که غرب در درک آن دچار سوءتفاهمی بزرگ شده است.