نورنیوز https://nournews.ir/n/279013
کد خبر: 279013
12 اسفند 1404
نورنیوز بررسی می کند؛

پیچیدگی‌های جنگی که با ساده‌سازی به ترامپ فروخته شد


شدیدترین حملات موشکی و هوایی برای فلج‌سازی توان دفاعی ایران طراحی شد، اما نه‌تنها قدرت آتش متوقف نشد بلکه با دقتی فراتر از انتظار ادامه یافت. همزمان، معادله انرژی و امنیت منطقه‌ای تغییر کرد و تلاش برای ایجاد ترس داخلی نیز نتیجه معکوس داد. چرا دشمن با چالش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو شد؟

نورنیوز-گروه سیاسی: مواجهه جمهوری اسلامی ایران با ائتلاف آمریکایی–صهیونی، صرفاً یک رویارویی نظامی کلاسیک نیست، بلکه تقابل دو الگوی قدرت است: الگوی «قدرت متمرکز فناورانه» در برابر «قدرت اجتماعی شبکه‌ای».

در چند روز گذشته وعلی‌رغم به‌کارگیری شدیدترین حملات موشکی و بمباران هوایی با هدف از کار انداختن ظرفیت آفندی و پدافندی ایران، دشمن با چالش‌هایی غیرقابل پیش‌بینی و چندلایه مواجه شده است. نخستین مؤلفه، قدرت سخت و مبتنی بر ظرفیتها و توانمندی های بومی است. توان موشکی و پهپادی ایران طی سال‌های اخیر  به یک قدرت عملیاتی دقیق و شبکه‌محور ارتقاء یافته است. استمرار و دقت حملات به اهداف راهبردی در عمق سرزمین‌های اشغالی و نیز پایگاه‌های آمریکا در منطقه، نشان می‌دهد که زیرساخت‌های فرماندهی، کنترل و پشتیبانی آتش ایران نه‌تنها فلج نشده بلکه انعطاف‌پذیری بالایی در شرایط جنگی دارد.

این مسئله معادله‌ای را که دشمن بر پایه «شوک اولیه و فروپاشی سریع» طراحی کرده بود، برهم زده است. در واقع، ایران با حفظ تداوم آتش، ابتکار عمل را در سطح راهبردی حفظ کرده و نشان داده که ضربه‌پذیری به معنای از کار افتادن نیست.

علاوه بر این ساقط کردن سه جنگنده پیشرفته اف ۱۵ ظرف یک روز و دهها پهپاد فوق مدرن از سوی پدافند یکپارچه نیروهای مسلح ایران نشان می دهد که پویایی عملیاتی نیروهای مسلح در بعد آفندی و پدافندی خارج از محاسبات دشمن بوده است.

دومین مؤلفه، عمق ژئوپلیتیکی و قدرت تأثیرگذاری بر محیط پیرامونی است. اقدامات ایران در خلیج فارس و دریای عمان که به شکل‌گیری بحران انرژی در سطح جهانی انجامیده، بیانگر آن است که صحنه نبرد محدود به جغرافیای ملی نیست. هرگونه اختلال در این شاهراه‌های انرژی، مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد و دامنه بحران را از سطح منطقه‌ای به سطح بین‌المللی ارتقاء می‌دهد. این ظرفیت، به ایران امکان می‌دهد هزینه‌های جنگ را از حالت یک‌جانبه خارج کرده و آن را به یک مسئله جهانی تبدیل کند؛ امری که محاسبات دشمن را پیچیده‌تر و ائتلاف‌سازی علیه ایران را دشوارتر می‌سازد.

افزایش سرسام آور نرخ انرژی در بازارهای انرژی طی چند روز گذشته فشارهای زیادی را متوجه اقتصادهای غربی بویژه آمریکا کرده است. سومین و شاید تعیین‌کننده‌ترین مؤلفه، قدرت اجتماعی و امنیت توزیع‌شده مردمی است. تمرکز دشمن بر دو عامل داخلی شامل ایجاد ترس در اکثریت میهن‌دوست و ایجاد امید در اقلیتی وطن‌فروش،نشان می‌دهد که آنان به‌درستی دریافته‌اند که کانون ثقل قدرت ایران، صرفاً توان نظامی نیست بلکه انسجام اجتماعی و سرمایه نمادین انقلاب است.

بمباران منازل مسکونی، بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز خدماتی با هدف ایجاد هراس عمومی، در چارچوب جنگ روانی و راهبرد ارعاب قابل تحلیل است. با این حال، حضور گسترده و حماسی مردم در صحنه‌های عمومی و آیینی، به‌ویژه در مراسم‌های عزاداری و همبستگی اجتماعی، نشان داد که سرمایه اجتماعی نظام همچنان فعال و بسیج‌پذیر است.

این واکنش مردمی، پیام روشنی به دشمن ارسال کرد: جامعه ایران در شرایط تهدید خارجی، گرایش به همگرایی و انسجام دارد نه واگرایی. حمله به کلانتری‌ها، پایگاه‌های بسیج و مراکز انتظامی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. از منظر عملیاتی، چنین اقداماتی بیش از آن‌که اثر تعیین‌کننده امنیتی داشته باشد، نمادین و تبلیغاتی است.

امنیت در جمهوری اسلامی ایران بر پایه یک مدل «توزیع‌شده» و متکی بر ظرفیت‌های مردمی شکل گرفته است. به بیان دیگر، امنیت صرفاً در ساختمان‌ها و مراکز فیزیکی متبلور نیست، بلکه در شبکه‌ای از نیروهای داوطلب، ساختارهای محلی و پیوندهای اجتماعی ریشه دارد. هدف قرار دادن چند مرکز، این شبکه را مختل نمی‌کند؛ بلکه در بسیاری موارد موجب تقویت انگیزه دفاعی و افزایش مشارکت مردمی می‌شود. از این منظر، چنین اقدامات پراکنده‌ای بیش از آن‌که نشانه قدرت باشد، بیانگر استیصال عملیاتی و فقدان گزینه‌های مؤثر برای برهم زدن ثبات داخلی است. جمهوری اسلامی ایران از یک الگوی «قدرت مرکب» برخوردار است: ترکیبی از بازدارندگی سخت، عمق ژئوپلیتیکی، تاب‌آوری اقتصادی نسبی، و مهم‌تر از همه سرمایه اجتماعی و امنیت شبکه‌ای.

دشمن در طراحی اولیه خود، بر فروپاشی سریع ظرفیت آفندی و ایجاد هراس اجتماعی حساب ویژه‌ای باز کرده بود؛ اما استمرار قدرت آتش ایران، گسترش دامنه بحران به سطح انرژی جهانی، و واکنش همگرایانه جامعه، این محاسبات را با اختلال جدی مواجه کرده است.

چالش اصلی پیش‌روی دشمن، نه صرفاً توان نظامی ایران، بلکه «غیرقابل پیش‌بینی بودن واکنش‌های چندسطحی» جمهوری اسلامی است. هر اقدام تهاجمی می‌تواند به گشایش جبهه‌ای جدید در عرصه‌های نظامی، اقتصادی یا اجتماعی منجر شود.

در چنین شرایطی، استمرار جنگ برای دشمن به معنای ورود به میدان فرسایشی با متغیرهای ناشناخته است؛ میدانی که در آن برتری فناورانه مقهور  اراده مردمی و قدرت اجتماعی کم نظیر و غیر قابل پیش بینی جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

چند تیتر عامه‌پسند:

وقتی موشک‌ها معادله را عوض کردند؛چرا دشمن غافلگیر شد؟

قدرتی که خاموش نشد؛پاسخ ایران فراتر از پیش‌بینی‌ها

از خلیج فارس تا عمق سرزمین‌های اشغالی؛بازی عوض شده است

امنیت مردمی؛سدی که با بمباران فرو نمی‌ریزد

جنگی که قرار بود کوتاه باشد، چرا پیچیده شد؟


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / خلیج فارس / جنگ ترکیبی / سرمایه اجتماعی / بحران انرژی / بازدارندگی فعال / قدرت موشکی / تاب‌آوری ملی / امنیت توزیع‌شده