حمله مجدد آمریکایی-اســرائیلی نشان داد که این، ملاحظات اســتراتژیک است که یک جنــگ را پدید می آورد و نــه بهانه های موردی یا موضوعی. آشــکار است که آمریکا در پی ســلطه بر منابع انــرژی و گذرگاه های اصلی جهانی است.
نورنیوز-گروه سیاسی: برای آمریکا این، نه یک جنگ تمدنــی و نه یک جنــگ ایدئولوژیک، بلکــه یک جنــگ حیاتی بــرای منابع انرژی اســت. بار دیگــر، مانند جنــگ جهانی دوم، ایران در گذرگاه تحــوالت بزرگ جهانی قرار گرفته اســت. گویی ایــران نخســتین مهره دومینو اســت کــه با حــذف آن می خواهند کل منطقــه را، اقیانــوس آرام را، چیــن و روســیه و اوکراین را و حتی سرنوشــت اروپا و کانادا را تعیین کنند. اســتراتژی های بزرگ تعییــن می کند که جنــگ آغاز شــود یا نه. سیاست مداران، بازیگران صحنه های تاریخی و اســیر ســاختارهای بین المللی هســتند. ازاین رو مســئله فراتــر از ترامــپ و نتانیاهو اســت. ایــن، جنــگ ســرمایه داری جهانی است که با ایدئولوژی اســرائیلی-صهیونی توجیه می شود. ســخنان مقامات آمریکایی در صراحت شگفت آور اســت. سفیر آمریکا در اسرائیل و فرســتاده آمریکا در خاورمیانه تام بــاراک مانند ایدئولوگ های اصلی جریان ســرمایه داری بیــش از دیگــران تبختــر و فاش گویی دارند. تام باراک اساســا رسمیتی برای کشــورهای منطقه قائل نیســت و آن دیگــری صراحتــا از نیل تا فــرات را متعلق به اســرائیل می داند. همه اینها برای سلطه سرمایه داری آمریکایی بر جهان است. این به آن معناســت که برای کشورهای کوچک تر جنــگ یک فرایند اســت و نه یک حادثه. کشــورها به تدریج جنگ را «انتخاب» می کنند، به آرامی ارتباطات بین المللی خود را تنظیم می کنند، رفته رفته جبهه سیاســی خود را تعیین می کنند و گام به گام در باتالق جنگ فرو می روند یا از آن خارج می شوند. این حمله نشان داد که جنگ ها در نتیجه برهم خوردن موازنه ها یا برای پدیدارشــدن موازنه هــای جدیــد اســت. جریــان قدرت اقتصــادی در جهان در حــال برهم خوردن اســت، دالر در معــرض تهدید اســت، چین در صعــودی تاریخی اســت و همــه اینها ســرمایه داری جهانی را بــا تهدیدی تاریخی مواجه کرده است. این جنگ نشــان داد که ابزارهای روانی- رســانه ای، فراخــوان مردم بــه خیابان ها و تظاهرات دیاســپورای ایرانی در اروپا، همه و همه بــرای این بازی اســتراتژیک جهانی است و نشان می دهد که اگر این بازی اقتضا کنــد (و اگر بتوانند) هیــچ ابایی از تخریب و تجزیه ایــران ندارند؛ چون ایــن جنگ برای آنان حیاتی اســت و سرنوشت منابع انرژی و سرنوشــت ســلطه بر جهان را در قرن ۲۱ رقم می زند. بنابراین ایران باید خود را برای سناریوهای گوناگون آماده کند: از یک جنگ طوالنی مدت تــا ســناریوی تجزیــه و تشــکیل حکومتی دست نشــانده در یک استان، تا اشغال جزایر در خلیج فــارس و تا اقداماتی شــبیه آنچه در جنــگ دوم جهانــی در ناکازاکــی اتفاق افتاد. ســرمایه داری جهانی، آنجا که منافع حیاتی اش اقتضا کند، دســت بــه هر کاری می زنــد. درک این وضعیــت خطیر جهانی اســت که برای همه ما ایرانیان مســئولیت ملی می آفریند. این جنگ را نباید دســتمایه اختالفات سیاسی ایرانیان قرار داد. مسئله در چارچوب استراتژی ها و موازنه بین المللی و بسیار فراتر از یک مسئله داخلی است. همه جناح های داخلــی درون حکومت تردیدی بــرای مقاومت ندارند. مردم نیز امید اســت کــه با وجود همه نامالیمــات، صبورانه پای تمامیــت سرزمینی شــان ایســتادگی کنند و بداننــد که اینان همه ایران و فرهنگ و تاریخ و منابع آن را نشانه گرفته اند.