نورنیوز https://nournews.ir/n/278271
کد خبر: 278271
8 اسفند 1404
نورنیوز سفر صدراعظم آلمان به چین را بررسی می‌کند؛

سفر مرتس به چین؛ ترفندی برای بقا یا سیاستی نوین؟


سفر دو روزه فریدریش مرتس به چین را نمی‌توان صرفاً یک دیدار اقتصادی دانست؛ این سفر در بطن بحران داخلی آلمان، شکاف اروپا با آمریکا و فرسایش نظم یک‌جانبه‌گرایانه غرب معنا می‌یابد؛ تلاشی همزمان برای بقا در قدرت و بازتعریف جایگاه اروپا در نظم نوین جهانی.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: مرتس در شرایطی راهی پکن شد که فضای داخلی آلمان با نارضایتی گسترده نسبت به عملکرد اقتصادی و سیاست خارجی دولت همراه است. هزینه‌های جنگ اوکراین، رکود صنعتی و فشار معیشتی بر شهروندان، دولت را در موقعیت دفاعی قرار داده است. در چنین بستری، سفر به چین را باید تلاشی برای خلق یک دستاورد خارجی با کارکرد مصرف داخلی دانست؛ دستاوردی که بتواند تصویر مدیریتی دولت را بازسازی کند.

تأکید مرتس بر «رقابت منصفانه و شفاف» در روابط اقتصادی با چین، در کنار همراهی هیأت بزرگ اقتصادی و امضای توافق‌هایی در حوزه اقلیم و تحول صنعتی، نشان می‌دهد که برلین بیش از هر زمان دیگر به ظرفیت بازار چین نیازمند است. این نیاز نه از موضع قدرت، بلکه از موضع اضطرار اقتصادی شکل گرفته است. از همین رو، سیاست خارجی به ابزاری برای مهار بحران مشروعیت داخلی تبدیل شده است.

اروپا دست به دامان شرق

موضع‌گیری مرتس درباره ضرورت حل‌وفصل مسائل پولی و تجاری از مسیر اتحادیه اروپا، بازتابی از یک روند گسترده‌تر در قاره سبز است. پیش از او، رهبران اروپایی نیز مسیر پکن را در پیش گرفته بودند. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که اروپا در حال بازتعریف سیاست چین‌محور خود است.

واقعیت آن است که قطع یا کاهش روابط با روسیه، وابستگی پرهزینه به انرژی و تسلیحات آمریکایی، و فشار تورمی ناشی از جنگ اوکراین، اروپا را به سمت تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی سوق داده است. چین در این میان نه‌تنها یک شریک تجاری، بلکه یک تکیه‌گاه ژئو‌اقتصادی تلقی می‌شود. هرچند اروپایی‌ها نیم‌نگاهی نیز به تأثیرگذاری بر روابط پکن با مسکو دارند، اما وزن اقتصادی بحران داخلی اروپا به‌مراتب تعیین‌کننده‌تر از ملاحظات ژئوپلیتیکی است.

این روند، نشانه‌ای از تغییر در هندسه قدرت جهانی است؛ تغییری که اروپا را وادار کرده از سیاست‌های دیکته‌گرایانه فاصله گرفته و به تعامل مبتنی بر نیاز تن دهد.

شکاف آتلانتیکی و اعتراف به نظم نوین

هشت دهه وابستگی امنیتی و اقتصادی اروپا به آمریکا اکنون با چالش جدی روبه‌رو شده است. اختلافات تجاری، اعمال تعرفه‌های یک‌جانبه از سوی واشنگتن و افزایش هزینه‌های دفاعی، شکاف دو سوی آتلانتیک را عیان ساخته است. مرتس پیش‌تر نیز از ضرورت بازنگری در وابستگی دفاعی و اقتصادی اروپا سخن گفته و حتی رویکردهای ضد بریکس را اشتباه دانسته بود.

سفر به چین در چنین فضایی، بیش از آنکه یک اقدام تاکتیکی باشد، حامل پیامی راهبردی است: پذیرش تدریجی پایان نظم یک‌جانبه‌گرای آمریکامحور. تقارن این رویکرد با شکاف‌های بروز یافته در نشست‌هایی مانند داووس و کنفرانس امنیتی مونیخ، نشانه‌ای از تغییر گفتمان در پایتخت‌های اروپایی است.

اروپا دریافته که در نظم نوظهور، تکیه صرف بر آمریکا نه امنیت پایدار می‌آورد و نه رشد اقتصادی تضمین‌شده. از این رو، حرکت به سوی شرق، بخشی از راهبرد موازنه‌سازی جدید است.

تناقض‌های راهبردی اروپا

با وجود این چرخش، اروپا همچنان درگیر تناقض‌های بنیادین است. تداوم حمایت نظامی از اوکراین، اصرار بر سیاست‌های تحریمی گسترده و جانبداری‌های سیاسی در بحران‌های بین‌المللی، با ادعای استقلال راهبردی هم‌خوانی ندارد. این دوگانگی، قدرت مانور اروپا در تعامل با قدرت‌های نوظهور را محدود می‌کند.

اگرچه نزدیکی به چین می‌تواند بخشی از زوال تدریجی جایگاه جهانی اروپا را مهار کند، اما بدون بازنگری در رفتارهای مداخله‌گرایانه و تحریمی، این تلاش‌ها به نتایج پایدار نخواهد رسید. سفر مرتس به پکن را باید گامی در مسیر پذیرش واقعیت‌های نظم نوین دانست؛ نظمی که در آن تک‌قطبی آمریکایی جای خود را به چندقطبی سیال داده است.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: جنگ اوکراین / نظم نوین جهانی / سفر به چین / اقتصاد آلمان / فریدریش مرتس / چند قطبی شدن جهان / روابط اروپا و چین / شکاف آتلانتیک