نورنیوز https://nournews.ir/n/277820
کد خبر: 277820
6 اسفند 1404
نور نیوز ابعاد دوگانه سخنرانی سالانه ترامپ در کنگره آمریکا را بررسی می کند؛

جنگ نزدیک است؟ سخنرانی ترامپ و شکست راهبرد لبه پرتگاه در برابر ایران


بخش ایران در سخنرانی امروز ترامپ در کنگره، پیام‌های راهبردی و هشدارآمیز داشت؛ تهدید هسته‌ای، برنامه موشکی و فشار روانی برای وادارسازی ایران برجسته شد. دو سناریو همزمان: پیشاجنگ و مهندسی انتظارات، پیچیدگی تحلیل را دوچندان می‌کند.

نورنیوز-گروه بین الملل:بخش مربوط به ایران در سخنرانی امروز دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در کنگره، حامل پیام‌های راهبردی و هشدارهایی بود که فراتر از ادبیات دیپلماتیک معمول قرار دارد. گزاره‌ها و تصاویر او، ایران را به‌عنوان تهدیدی جدی و نزدیک معرفی کردند: از برنامه هسته‌ای و توسعه موشک‌های بالستیک گرفته تا مسائل امنیتی و حقوق بشری، همه به نحوی کنار هم چیده شدند که تصویری از تهدید بالقوه و فوری ارائه دهند. ترامپ با تکرار عباراتی مانند «بلندپروازی‌های هسته‌ای» و «تهدید مستقیم خاک آمریکا و پایگاه‌های ما در خارج»، و همچنین اظهارات غیر واقعی در مورد کشته شدن هزاران معترض، فضای سخنرانی را پر از هشدار و فوریت کرد؛ فضایی که هم امکان واکنش سریع داخلی و هم مشروعیت تصمیمات آینده را افزایش می‌دهد. این لحن و چینش جملات، علاوه بر جذابیت رسانه‌ای، ابزار مهمی برای شکل‌دهی افکار عمومی و برجسته کردن تهدید ایران به حساب می‌آید. هر واژه و آمار انتخاب شده، نه فقط برای گزارش یک واقعیت، بلکه برای ایجاد حساسیت و القای جدیت موضوع بود. حتی تأکید ترامپ بر این‌که تهران «هرگز اعلام نکرده برنامه هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیده است» و تکرار این گزاره، روایت او را تقویت می‌کند، به گونه‌ای که ایران را نه فقط رقیبی محتمل، بلکه دشمنی که باید موانع آن پیشاپیش شناسایی شود، جلوه دهد.
با این حال، نگاه صرف تهدید محور به این سخنرانی، تحلیل را محدود می‌کند. سناریوی دوم، که بیش از پیش با واقعیت‌های داخلی و خارجی آمریکا همخوانی دارد و البته ناقض رویکرد جنگ‌طلبانه او نیز نیست، «مهندسی انتظارات» است؛ سناریویی که هدف آن کنترل ذهنیت طرف ایرانی و آماده‌سازی افکار عمومی و حاکمیت آمریکا برای پذیرش توافقات محدود یا ناقص است. این خوانش با چند واقعیت میدانی و سیاسی پشتیبانی می‌شود: تحریم جلسه سخنرانی از سوی برخی سناتورها و نمایندگان، واکنش‌های انتقادی رسانه‌ها و نمایندگان حاضر، نظرسنجی‌های داخلی که مخالفت اکثریت جامعه آمریکا با ورود به جنگ را نشان می‌دهند، درز اظهارات رئیس ستاد مشترک آمریکا و واکنش ترامپ، و همچنین پیشنهاداتی که بین طرفین رد و بدل شده است، همگی نشان می‌دهند که فضای تصمیم‌گیری آمریکا در حوزه ایران پر از عدم قطعیت است.
ترامپ ماه‌ها است که با اعزام انبوه تجهیزات نظامی به غرب آسیا، افزایش تهدیدات لفظی و برجسته‌سازی خطر بالقوه ایران، از استراتژی «لبه پرتگاه» به‌عنوان ابزار فشار روانی برای وادار کردن ایران به تسلیم استفاده کرده است. اکنون شکست این استراتژی به وضوح در اظهارات اخیر استیو ویتکاف نمایان شد؛ او در گفتگو با فاکس نیوز اعلام کرد که ترامپ از عدم هراس و تسلیم نشدن ایران، متعجب و عصبانی است و نمی‌داند چرا تهران دچار وحشت نشد و مسیر تسلیم را انتخاب نکرد؟ این واکنش نشان می‌دهد که آمریکا انتظار داشت با نمایش قدرت و ایجاد فشار حداکثری، ایران را به عقب‌نشینی یا امتیازدهی فوری وادار کند، اما واقعیت میدانی و سیاست راهبردی ایران این انتظارات را برآورده نکرده است.
اکنون اگر ترامپ مسیر جنگ را انتخاب کند، با توجه به عدم قطعیت‌های متعدد درباره رخدادهای فردای جنگ، تصویر دقیقی ندارد و ریسک ناکامی در تحقق اهداف سیاسی و امنیتی مورد نظر خود را بالا می‌داند. بنابراین، اگر او قصد داشته باشد با دستیابی به یک توافق، حضور پرتعداد نیروهای آمریکایی در منطقه را توجیه کند، می‌بایست با تقویت ابزارهای روانی و سیاسی هر توافقی حتی اگر ناقص و محدود باشد را به چشم یک موفقیت بزرگ برای فروش به افکار عمومی داخلی و خارجی بازنمایی کند و این مهم تنها با برجسته‌سازی تهدید ایران محقق خواهد شد.
ایران با مقاومت در برابر فشار حداکثری، چارچوب استراتژیک خود را تثبیت کرده و هزینه تصمیمات آمریکا را افزایش داده است. ترامپ اما با نمایش قدرت تلاش می‌کند که سیاست داخلی آمریکا را همسو نگه دارد و هر نتیجه مذاکرات را به نفع خود و قابل فروش در افکار عمومی جلوه دهد. این دو سناریو، همزمان در سخنرانی حضور دارند: از یک سو، ایران به‌عنوان تهدید واقعی و نزدیک تصویر شده تا توجه رسانه‌ها و افکار عمومی جلب شود؛ از سوی دیگر، این تصویرسازی ابزار فشار برای کاهش مقاومت و مشروعیت‌بخشی به توافق احتمالی است.
ترکیب دو سناریو تهدید فوری و مهندسی انتظارات، تحلیل سخنرانی ترامپ را پیچیده‌تر و چندلایه می‌کند: هر تصمیم آینده او، چه در مذاکرات ژنو و چه در اقدامات میدانی، در سایه این دو رویکرد قابل تفسیر است. تحلیل سخنرانی ترامپ نباید صرفاً در قالب یک سناریوی پیشاجنگی خوانده شود. واقعیت‌های داخلی آمریکا، رفتار نمایندگان، رسانه‌ها و ناظران، و همچنین عدم قطعیت‌های موجود، نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از پیام ترامپ به «تعیین معیار موفقیت برای توافق» و نه صرفاً پیش‌زمینه جنگ مرتبط است. در عین حال، گزاره‌ها و واژه‌های هشدارآمیز او، سناریوی پیشاجنگی را نیز تقویت می‌کنند و یادآور می‌شوند که هر تصمیم در حوزه سیاست خارجی، میان گزینه‌های نظامی و دیپلماتیک در نوسان است. در نتیجه، سخنرانی ترامپ در بخش ایران را می‌توان همزمان از دو زاویه دید: یک سناریوی پیشاجنگی که بر آماده‌سازی افکار عمومی برای احتمال درگیری نظامی تمرکز دارد و یک سناریوی ضد جنگ که بر مهندسی انتظارات داخلی و مشروع‌سازی توافق متمرکز است. ترکیب این دو سناریو، تحلیل را غنی‌تر و واقع‌بینانه‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که هر گونه نتیجه‌گیری قطعی درباره جنگ یا توافق، بدون در نظر گرفتن این دو سطح، ناقص خواهد بود.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / جنگ / فشار_حداکثری / سخنرانی_کنگره / تهدید_هسته‌ای / برنامه_موشکی / توافق_محدود / حمله _نظامی / مهندسی_انتظارات