انتخابات شوراهای شهر پیشرو میتواند به نوعی آزمون برای اراده اصلاح در حکمرانی تبدیل شود. اگر در این انتخابات فضای رقابت گستردهتر شود و چهرههای مختلف امکان حضور پیدا کنند، این پیام به جامعه منتقل خواهد شد که حاکمیت در حال بازنگری در برخی رویههاست و به دنبال تقویت رابطه با مردم است. چنین پیامی در شرایط کنونی کشور اهمیت زیادی دارد.
نورنیوز- گروه سیاسی: رد صلاحیت برخی نامزدهای انتخابات شوراهای شهر، این روزها به یکی از موضوعات مهم فضای سیاسی کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که اگرچه در ظاهر یک روند اداری و قانونی به نظر میرسد، اما در واقع میتواند نشانهای تعیینکننده از مسیر آینده سیاست و بلکه حکمرانی در ایران باشد. اظهارات اخیر معاون وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور، علی زینیوند، که ابراز امیدواری کرده افراد ردصلاحیتشده بتوانند در مراحل بعدی بررسی صلاحیتها به رقابت بازگردند، نشان میدهد که حتی در درون مدیریت اجرایی انتخابات نیز نگرانی درباره محدود شدن دایره رقابتها وجود دارد.
مطالبه مردمی برای اصلاح روشها
آنچه این مسئله را جدیتر میکند، این نکته است که طبق گزارشها، در میان ردصلاحیتشدگان برخی چهرههایی حضور دارند که به گفته مسئولان میتوانستند در افزایش مشارکت مردم نقش مؤثری داشته باشند. به بیان دیگر، بحث صرفاً درباره چند نام یا چند فهرست انتخاباتی نیست؛ مسئله اصلی به تأثیر ردصلاحیتها بر کیفیت و شور انتخابات بازمیگردد؛ انتخاباتی که قرار است در هزاران شهر برگزار شود و بر اساس آمار رسمی، بیش از ۶۶ هزار نفر برای آن ثبتنام کردهاند و میزان ثبتنام نیز نسبت به دوره قبل رشد قابل توجهی داشته است. چنین سطحی از استقبال اولیه، در واقع یک فرصت مهم برای نظام حکمرانی محسوب میشود؛ فرصتی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، ممکن است به سرعت به یک دغدغه تبدیل شود.
انتخابات شوراهای شهر، برخلاف برخی انتخاباتهای دیگر، نزدیکترین سطح مشارکت سیاسی مردم با زندگی روزمره آنان است. شوراها نهادی هستند که مستقیماً با مسائل ملموس شهروندان سروکار دارند؛ از مدیریت شهری گرفته تا خدمات عمومی و برنامهریزی محلی. به همین دلیل، گستردگی رقابت در این انتخابات نه تنها تهدیدی برای ثبات سیاسی نیست، بلکه میتواند به افزایش کارآمدی مدیریت شهری و تقویت اعتماد عمومی کمک کند. محدود کردن دایره رقابت در چنین انتخاباتی، عملاً کاهش ظرفیت مشارکت جامعه در اداره امور محلی است.
در این میان، نکته مهمتر به فضای سیاسی پس از تحولات اخیر کشور بازمیگردد. در ماههای گذشته، بهویژه پس از بحران سخت جنگ ۱۲ روزه و همدلی و حمایت مردم، بسیاری از مسئولان ارشد کشور از ضرورت اصلاح در شیوههای حکمرانی سخن گفتند. سخن از بازنگری در مدیریت، جبران سوءمدیریتها، افزایش کارآمدی و تقویت اعتماد عمومی و نوسازی سرمایه اجتماعی مطرح شد. این سخنان اگر قرار باشد از سطح شعار فراتر برود، ناگزیر باید در عرصههایی عینی و قابل مشاهده نمود پیدا کند. انتخابات پیشرو دقیقاً یکی از همان عرصههاست.
در واقع، نحوه برگزاری انتخابات آینده میتواند به یک پیام سیاسی مهم برای جامعه تبدیل شود. اگر مردم احساس کنند که فضای رقابت بازتر شده و امکان حضور طیفهای مختلف فراهم است، این برداشت شکل میگیرد که سخن گفتن از اصلاح حکمرانی جدی بوده است. اما اگر روندها به گونهای باشد که خاطره برخی سختگیریها و تنگنظریهای گذشته دوباره در ذهن جامعه زنده شود، آنگاه این پرسش به طور جدی مطرح خواهد شد که آیا ارادهای واقعی برای تغییر وجود دارد یا خیر.
مشارکت بالا به شرط رقابت گرم
واقعیت این است که جامعه ایران در سالهای اخیر تجربههای متعددی از کاهش مشارکت انتخاباتی داشته است. بسیاری از تحلیلگران یکی از دلایل اصلی این مسئله را محدود بودن دایره رقابتها دانستهاند. اگر این تحلیل را بپذیریم، نتیجه روشن است: برای افزایش مشارکت، باید میدان رقابت واقعی ایجاد کرد. رقابت واقعی نیز زمانی شکل میگیرد که چهرهها و جریانهای متنوع امکان حضور داشته باشند و افکار عمومی احساس کند که انتخابهای متعددی پیش روی او قرار دارد.
از این منظر، سخنان رئیس ستاد انتخابات کشور درباره امکان بازگشت برخی از نامزدهای ردصلاحیتشده در مراحل بعدی بررسی، میتواند یک فرصت مهم تلقی شود؛ فرصتی برای آنکه نهادهای نظارتی با نگاه ملیتر و مبتنی بر مصالح کلان کشور تصمیمگیری کنند. فرآیند بررسی صلاحیتها هنوز به پایان نرسیده و همانطور که اعلام شده، مراحل نظارت استانی و سپس بررسی در هیأت مرکزی نظارت باقی مانده است. این مراحل میتوانند به فرصتی برای بازنگری و اصلاح برخی تصمیمها تبدیل شوند. مسئله اصلی در اینجا صرفاً حقوق فردی چند نامزد نیست؛ مسئله اعتماد عمومی است. در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی و فشارهای بیرونی مواجه است، تقویت سرمایه اجتماعی اهمیت حیاتی دارد. سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند در تصمیمگیریها دیده میشوند و امکان مشارکت واقعی دارند. انتخابات یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد این احساس مشارکت است.
در چنین شرایطی، کنار گذاشتن رویکردهای تنگنظرانه در بررسی صلاحیتها میتواند یک اقدام راهبردی تلقی شود. این اقدام نه تنها به افزایش شور انتخاباتی کمک میکند، بلکه میتواند نشانهای از بلوغ سیاسی و اعتماد به جامعه باشد. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که گشودن میدان رقابت، در نهایت به تقویت ثبات سیاسی میانجامد، نه تضعیف آن. انتخابات شوراهای شهر پیشرو میتواند به نوعی آزمون برای اراده اصلاح در حکمرانی تبدیل شود. اگر در این انتخابات فضای رقابت گستردهتر شود و چهرههای مختلف امکان حضور پیدا کنند، این پیام به جامعه منتقل خواهد شد که حاکمیت در حال بازنگری در برخی رویههاست و به دنبال تقویت رابطه با مردم است. چنین پیامی در شرایط کنونی کشور اهمیت زیادی دارد.
باید به این واقعیت توجه داشت که انتخابات صرفاً یک رویداد سیاسی نیست؛ انتخابات آیینهای است که جامعه از طریق آن میزان اعتماد و امید خود به آینده را بازتاب میدهد. اگر این آیینه تصویری از گشودگی و اعتماد نشان دهد، مشارکت نیز افزایش خواهد یافت. اما اگر تصویر محدودیت و سختگیری در آن دیده شود، انگیزه مشارکت کاهش مییابد. اکنون که هنوز مراحل بررسی صلاحیتها به پایان نرسیده، بهترین فرصت برای اصلاح مسیر و گشودن میدان رقابت است. اگر چنین شود، انتخابات پیشرو میتواند به یکی از مهمترین نشانههای آغاز یک دوره تازه در شیوه حکمرانی تبدیل شود؛ دورهای که در آن اعتماد به مردم نه یک شعار، بلکه یک سیاست عملی باشد.
ذکر این واقعیت آشکار ضرورت دارد که معنای این سخن، سهلانگاری در رسیدگی حقوقی به تخلفات و حتی جرائم آشکاری نیست که برخی از نامزدان در دوران نمایندگی خود در شوراهای شهر و روستا مرتکب شدهاند. تجربهی عظیم شوراهای شهر و روستا به عنوان حرکتی مهم در مردمیکردن قدرت و مدیریت امور، طی دوران تقریباً بیست ساله خود با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده است. در این مسیر، برخی از اعضای شوراها خصوصاً در شهرهای کوچک با استفاده از ترفندهای مجرمانه و یا شبه قانونی، سوءاستفادههایی از موقعیت شغلی خود کردهاند. البته به گواهی کارشناسان، نرخ این تخلفات و جرائم در قیاس با تعداد و گستره بسیار زیاد نمایندگان شوراها در سراسر کشور، چندان نگران کننده نیست. با اینهمه رسیدگی دقیق حقوقی و قضایی به این تخلفات و جرائم، و توجه اکید به آنها در روند احراز صلاحیتها برای انتخابات آتی ضروری و حتی تعیین کننده در میزان مشارکت مردمی است. باور مردم به اینکه نهادهای مسئول، مانع از ورود عناصر متخلف به شوراها هستند میتواند انگیزهها برای حضور در این انتخابات را بالا ببرد. چیزی که در این میان مهم است پرهیز نهادهای نظارتی از سختگیریهای حداکثری و استفاده از معیارهای تنگنظرانه و سلیقهای است.