نورنیوز https://nournews.ir/n/277260
کد خبر: 277260
4 اسفند 1404
نور نیوز بررسی می‌کند

دوگانه تسلیم یا جنگ؛ واقعیت یا عملیات روانی؟


رأی 6 به 3 دیوان عالی آمریکا علیه تعرفه‌های ترامپ و سقوط محسوس محبوبیت او، کاخ سفید را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با بحران مشروعیت مواجه کرده است. در این شرایط، برجسته‌سازی تقابل با ایران بیش از آنکه راهبردی واقعی باشد، تلاشی پرهزینه برای گریز از بحران داخلی است.

نورنیوز-گروه بین‌المللی: ادعای «اختیارات بی‌پایان» از سوی دونالد ترامپ با رأی صریح دیوان عالی ایالات متحده فرو ریخت. این حکم سیاست تعرفه‌ای او را غیرقانونی دانست و نشان داد که سازوکارهای موازنه و مهار در ساختار سیاسی آمریکا همچنان فعال‌اند. این رخداد نه‌تنها یک شکست حقوقی، بلکه ضربه‌ای نمادین به تصویر اقتدارگرایانه رئیس‌جمهور بود.
هم‌زمان، نظرسنجی‌های جدید بیانگر نارضایتی گسترده از عملکرد اقتصادی و سیاسی اوست. اکثریت پاسخ‌دهندگان سیاست‌های تعرفه‌ای، نحوه کنترل قیمت‌ها، میزان پایبندی به حقوق شهروندان و شفافیت در پرونده‌های جنجالی را منفی ارزیابی کرده‌اند. این شاخص‌ها نشان می‌دهد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره با چالشی جدی روبه‌روست؛ چالشی که می‌تواند موقعیت جمهوری‌خواهان را متزلزل کند.

سیاست خارجیِ بی‌دستاورد و وسوسه بحران

در عرصه سیاست خارجی نیز دستاورد چشمگیری به ثبت نرسیده است. جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد، بسیاری از کشورها در برابر سیاست‌های تعرفه‌ای مقاومت کرده‌اند و اروپا بیش از گذشته به دنبال استقلال دفاعی حرکت می‌کند. رقابت فشرده اقتصادی با چین نیز بدون نتیجه قطعی ادامه دارد.
در چنین فضایی، خلق یک بحران خارجی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای تغییر دستور کار رسانه‌ای و بسیج پایگاه سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. ایران در این چارچوب به گزینه‌ای تبلیغاتی بدل می‌شود؛ جایی که دوگانه «تسلیم یا جنگ» می‌تواند در ظاهر نشانه اقتدار باشد. با این حال، تجربه مذاکرات گذشته و اعتراف برخی واسطه‌ها به نپذیرفتن شروط حداکثری از سوی تهران نشان می‌دهد پروژه تسلیم‌سازی عملاً با بن‌بست روبه‌روست.

بازدارندگی فعال و معادله تنگه هرمز

گزینه نظامی نیز با موانع جدی روبه‌روست. توان موشکی زمین‌به‌زمین و زمین‌به‌دریا، ارتقای کیفی ظرفیت‌های دفاعی و تجربه‌های عملیاتی اخیر، سطح هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش داده است. پیام راهبردی ایران بر پایه بازدارندگی فعال تعریف شده؛ یعنی پاسخ قاطع و متناسب به هرگونه تعرض.
در این میان، جایگاه تنگه هرمز در معادله امنیت انرژی جهانی اهمیت ویژه‌ای دارد. این گذرگاه حیاتی بخش قابل توجهی از نفت جهان را منتقل می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازارهای انرژی را دچار شوک گسترده کند. بنابراین، تهدید نظامی علیه ایران صرفاً یک مسئله دوجانبه نیست، بلکه پیامدهای منطقه‌ای و جهانی خواهد داشت.

رویای «همه یا هیچ» و واقعیت هزینه‌ها

طرح مطالبات حداکثری در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای تحت عنوان «همه یا هیچ» با واقعیت‌های ژئوپلیتیکی سازگار نیست. منطقه غرب آسیا در وضعیتی به‌هم‌پیوسته قرار دارد که هر بحران بزرگ می‌تواند زنجیره‌ای از بی‌ثباتی ایجاد کند.
اگر هدف، تولید دستاورد انتخاباتی از مسیر بحران‌آفرینی باشد، نتیجه می‌تواند معکوس شود. افزایش تنش نه‌تنها اقتصاد جهانی و امنیت انرژی را تهدید می‌کند، بلکه هزینه‌های سیاسی آن در داخل آمریکا نیز سنگین خواهد بود. راهبرد عقلانی برای واشنگتن بازگشت به منطق حقوق بین‌الملل و پذیرش اصل امنیت متقابل است؛ در غیر این صورت، پروژه ایران‌هراسی ممکن است به کابوسی راهبردی تبدیل شود که دامنه آن فراتر از رقابت‌های انتخاباتی گسترش یابد.

 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / ترامپ / سیاست_خارجی / بازدارندگی / تنگه_هرمز / امنیت_انرژی / انتخابات_میاندوره‌ای / دیوان_عالی_آمریکا