دانشگاه نهادی حساس و ظریف است و هرگونه مداخله شتابزده میتواند تعادل آن را بر هم بزند. تجربه نشان داده است که ورود بازیگران بیرونی به مناقشات درون دانشگاهی، اغلب به پیچیدهتر شدن بحران انجامیده است. نهادهای سیاسی، رسانهای و حتی امنیتی باید درک کنند که حفظ حریم دانشگاه یک ضرورت ملی است.
نورنیوز- گروه سیاسی: شروع به کار مجدد دانشگاهها پس از یک دوره وقفه ناشی از ناآرامیهای دیماه، اتفاقی به خودی خود مبارک است و میتواند گامی قابل اعتنا در خروج از وضعیت تعلیق اجتماعی باشد. این تصمیم خردمندانه علاوه بر اینکه یک اتفاق مهم در عرصه آموزشی است، نشانهای از بازگشت نبض زندگی فکری و مدنی در جامعه هم به شمار میآید. دانشگاهها در هر کشوری یکی از مهمترین فضاهای شکلگیری گفتوگو، نقد، کنش اجتماعی و تمرین سیاستورزی مسئولانه هستند. از همین رو، باز شدن درهای دانشگاهها و شروع فعالیت حضوریشان را باید خبری امیدوارکننده تلقی کرد؛ خبری که میتواند به معنای بازگشت پویایی به یکی از اصلیترین نهادهای تولید فکر و آیندهسازی در ایران باشد.
با این حال، رخدادهای روزهای نخست بازگشایی و گزارشهایی از درگیریهای فیزیکی در دانشگاه صنعتی شریف و امیرکبیر میان برخی دانشجویان، این واقعیت را نیز یادآور شد که مدیریت این بازگشت، خود نیازمند تدبیر و نگاه راهبردی است. طبق خبرهای رسیده، روز یکشنبه نیز دانشگاههای علم و صنعت و شهید بهشتی شاهد تحرکات دانشجویی بود و دور از انتظار نیست که ظرف روزهای آتی، دامنه این فعالیتها و تحرکات به سایر دانشگاههای کشور هم گسترش پیدا کند.
حریم دانشگاه و مسئولیت مدیران
تحرک دانشجویی، امری طبیعی و حتی ضروری است. دانشگاهی که در آن بحث، اعتراض، فعالیت صنفی و رقابت سیاسی و فکری وجود نداشته باشد، عملاً به نهادی خنثی تبدیل میشود. جامعه ایران همواره از فضای شورمند دانشگاهها سود برده و متقابلا هر وقت رونق و رمق از نهادهای دانشگاهی کوچ کرده، فضای عمومی جامعه هم دچار رخوت و حتی خشونت شده است. اما میان پویایی دانشجویی و خشونت فاصلهای روشن وجود دارد. آنچه در برخی صحنههای اخیر در صحن دانشگاه رخ داد، اگرچه ممکن است محدود و مقطعی باشد، اما در فضای حساس کنونی کشور میتواند پیامدهای گستردهتری پیدا کند؛ بهویژه اگر بهانهای برای محدودسازی دوباره فعالیتهای دانشجویی یا حتی طرح ایدههایی مانند مجازی شدن دانشگاهها فراهم کند. این همان خطری است که باید جدی گرفته شود.
ایران در مقطع حساسی قرار دارد؛ از فشارهای اقتصادی گرفته تا تنشهای خارجی و شکافهای اجتماعی و نسلی. در چنین شرایطی، دانشگاهها ضمن احترام به تنوع دیدگاههای متکثر، نباید به میدان تشدید تنش تبدیل شوند، بلکه باید محل مدیریت عقلانی اختلافات باشند. یکی از کارکردهای مهم دانشگاه دقیقاً همین است: تبدیل اختلاف نظر به گفتوگو و تبدیل هیجان سیاسی به تجربه مدنی. اگر این ظرفیت از دست برود، جامعه یکی از مهمترین ابزارهای تنظیم و تخلیه مسالمتآمیز تنشهای خود را از دست خواهد داد.
در این میان، مسئولیت مدیران دانشگاه بسیار سنگین است. مدیریت دانشگاه باید بیش از هر چیز، نقش داور و تنظیمکننده را ایفا کند، نه بازیگر یکی از طرفهای اختلاف. هرگونه احساس جانبداری از یک جریان دانشجویی میتواند به سرعت فضای دانشگاه را قطبی کند و تنشها را افزایش دهد. بیطرفی نهادی دانشگاه یک اصل بنیادین است که اگر مخدوش شود، بازگرداندن اعتماد بسیار دشوار خواهد شد. در کنار این اصل، تقویت سازوکارهای گفتوگو نیز ضروری است. دانشگاه باید میدان مناظره، نشستهای آزاداندیشی و فعالیت تشکلهای دانشجویی باشد. وقتی دانشجو امکان بیان دیدگاه خود را در یک چارچوب رسمی و مشروع داشته باشد، احتمال بروز خشونت به شکل قابل توجهی کاهش مییابد.
از سوی دیگر، تأمین امنیت در دانشگاه باید با دقت و ظرافت انجام شود. امنیت لازم است، اما امنیتی شدن فضا نتیجه معکوس دارد. تجربههای گذشته نشان داده است که حضور پررنگ و مستقیم نیروهای بیرونی یا برخوردهای سختگیرانه، نه تنها بحران را حل نمیکند بلکه گاه آن را تشدید میکند. دانشگاه باید تا حد امکان با سازوکارهای درونی خود مدیریت شود؛ با تکیه بر گفتوگو، میانجیگری استادان، و اعتماد به جامعه دانشگاهی.
در همین نقطه، خطاب مهمی نیز متوجه نهادهای بیرونی است. دانشگاه نهادی حساس و ظریف است و هرگونه مداخله شتابزده میتواند تعادل آن را بر هم بزند. تجربه نشان داده است که ورود بازیگران بیرونی به مناقشات درون دانشگاهی، اغلب به پیچیدهتر شدن بحران انجامیده است. نهادهای سیاسی، رسانهای و حتی امنیتی باید درک کنند که حفظ حریم دانشگاه یک ضرورت ملی است. بهرهبرداری سیاسی کوتاهمدت از اختلافات دانشجویی شاید در فضای رسانهای جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت به تضعیف نهادی میانجامد که یکی از مهمترین سرمایههای کشور محسوب میشود.
دانشجویان، حافظان اصلی دانشگاه
در کنار همه این عوامل، نقش خود دانشجویان نیز تعیینکننده است. دانشگاه در نهایت متعلق به آنهاست و هرگونه آسیب به فضای دانشگاه، پیش از هر کس به خود دانشجویان بازمیگردد. تجربه جنبشهای دانشجویی در ایران و جهان نشان میدهد که هرگاه اعتراض دانشجویی از چارچوب مدنی خارج شده و به خشونت کشیده شده است، نه تنها مطالبات دانشجویان تضعیف شده بلکه افکار عمومی نیز از آن فاصله گرفته است. بلوغ سیاسی دانشجویان دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند: توانایی دفاع از دیدگاهها بدون فروغلتیدن در خشونت.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید از این واقعیت آگاه بود که دانشگاه میتواند یکی از آخرین میدانهای گفتوگوی ملی باشد. جامعهای که در آن امکان گفتوگو کاهش یافته، بیش از گذشته به دانشگاه نیاز دارد. اگر دانشگاه زنده، پرتحرک و در عین حال عقلانی باقی بماند، میتواند به کاهش رادیکالیسم در سطح جامعه کمک کند. اما اگر این فضا به سمت درگیری و خشونت سوق پیدا کند، نخستین پیامد آن محدود شدن همین فضا خواهد بود.
از همین رو، بازگشایی دانشگاهها باید با نوعی مسئولیت مشترک همراه باشد: مسئولیت مدیران دانشگاه برای حفظ بیطرفی و تقویت گفتوگو، مسئولیت نهادهای بیرونی برای احترام به حریم دانشگاه و پرهیز از مداخله، و مسئولیت دانشجویان برای پاسداری از شأن دانشگاه بهعنوان یک نهاد مدنی و علمی. اگر این سه ضلع در کنار هم قرار گیرند، میتوان امیدوار بود که فضای دانشگاه نه تنها آرام بماند، بلکه به یکی از فعالترین و سازندهترین عرصههای جامعه تبدیل شود.
مسئله فقط مدیریت یک بحران مقطعی نیست؛ مسئله آینده دانشگاه در ایران است. دانشگاهی که زنده بماند، گفتوگو در آن جریان داشته باشد و حقوق دانشجویان در آن محترم شمرده شود، میتواند به یکی از مهمترین امیدهای کشور در عبور از شرایط دشوار کنونی تبدیل شود. حفظ این سرمایه، وظیفهای است که نباید در هیاهوی مناقشات کوتاهمدت از یاد برود.