نورنیوز https://nournews.ir/n/276577
کد خبر: 276577
1 اسفند 1404
نورنیوز ابعاد تهدید آمیز ضرب الاجل های ترامپ برای آمریکا را بررسی می کند؛

ضرب الاجل ترامپ؛ وقتی تهدید ۱۵روزه بوی خطای محاسباتی می‌دهد


اعلام‌ ضرب‌الاجل 10 تا 15 روزه دونالد ترامپ برای توافق با ایران، بیش از یک تهدید لفظی است؛ بازی با زمان در فضایی است که خطای محاسباتی می‌تواند بحران‌ساز شود.

 نورنیوز-گروه سیاسی: اظهارات اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا درباره تعیین بازه زمانی «۱۰ تا ۱۵ روزه» برای مشخص شدن سرنوشت توافق با ایران در نگاه نخست، تکرار همان الگوی آشنای تهدید لفظی و فشار روانی است؛ الگویی که سال‌هاست در چارچوب راهبرد ترکیبی «فشار–مذاکره» از سوی آمریکا به کار گرفته می‌شود. با این حال، تقلیل این سخنان به صرف یک تاکتیک تبلیغاتی یا ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک، می‌تواند خطای تحلیلی خطرناکی باشد. چرا که این نوع ضرب‌الاجل‌سازی‌ها، در شرایط میدانی و راهبردی فعلی، بیش از آنکه ابزار کنترل بحران باشند، بالقوه می‌توانند به بستر شکل‌گیری اشتباه محاسباتی و در نتیجه، وقوع رخدادهای ناخواسته و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شوند.

فضای امنیتی منطقه در مقطع کنونی، با دوره‌های پیشین تفاوت‌های معناداری دارد. تمرکز کم سابقه نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، افزایش سطح تنش‌های آشکار و پنهان، و هم‌زمان تداوم مسیرهای دیپلماتیک، ترکیبی پیچیده ایجاد کرده که هرگونه پیام نادرست یا سیگنال مبهم، می‌تواند واکنش‌هایی زنجیره‌ای به همراه داشته باشد. در چنین بستری، سخنان تهدیدآمیز، به‌ویژه زمانی که با تعیین بازه زمانی مشخص همراه می‌شود، صرفاً مصرف رسانه‌ای ندارد، بلکه مستقیماً وارد محاسبات امنیتی طرف مقابل می‌شود.

در همین چارچوب، نباید از تحولات دو ماه گذشته در سطح راهبردی ایران غافل شد. صدور بیانیه شورای دفاع جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان عالی‌ترین نهاد سیاست‌گذار در حوزه دفاعی و نظامی اگرچه به‌صورت صریح از «عملیات پیشدستانه» نام نبرد، اما ادبیات، مفروضات و جهت‌گیری‌های آن از نگاه بسیاری از تحلیلگران راهبردی در داخل و خارج، نشانه‌ای از تغییر در دکترین عملیاتی ایران تلقی شد. تفسیری که بعدها با برخی اظهارات شفاف مقامات سیاسی و نظامی، تقویت و حتی تأیید ضمنی شد. پیام این مجموعه تحولات روشن بود: ایران در برابر تهدیدات مستقیم یا غیرمستقیم، صرفاً در موضع واکنشی باقی نخواهد ماند.

تجربه اغتشاشات دی‌ماه و نحوه مواجهه با تهدیدات آمریکا نمونه‌ای عینی از کارکرد همین منطق بازدارندگی فعال است. در آن مقطع، ترامپ با انتشار پیامی آشکار، تلاش کرد از فضای ناآرام داخلی ایران بهره‌برداری کند؛ پیامی که در آن، اغتشاشگران به ماندن در خیابان‌ها و تسخیر مراکز حکومتی تشویق شدند و وعده «کمک در راه» داده شد. با این حال، پس از آنکه نیروهای حافظ امنیت، کنترل کامل اوضاع را در دست گرفتند و هیچ اقدام عملی از سوی آمریکا رخ نداد، بسیاری از ناظران به این جمع‌بندی رسیدند که ترامپ، علی‌رغم هزینه‌های حیثیتی و سیاسی، از ورود به فاز عملیاتی عقب‌نشینی کرده است.تحلیل غالب در آن زمان این بود که ایران، با در نظر گرفتن تهدیدات آشکار و بر مبنای دکترین پیشدستانه، آرایش عملیاتی خاصی اتخاذ کرده بود؛ آرایشی که احتمال هرگونه عملیات خارجی را با ریسک اقدام پیشدستانه فوری و غیرقابل‌کنترل مواجه می‌ساخت. در چنین شرایطی، تصمیم‌گیران آمریکایی ترجیح دادند از عبور از آستانه بحران خودداری کنند؛ تصمیمی که نشان می‌داد تهدید لفظی، الزاماً به اقدام سخت منتهی نمی‌شود، به‌ویژه زمانی که هزینه‌های آن غیرقابل برآورد باشد.

اکنون، بازگشت ترامپ به ادبیات ضرب‌الاجل‌محور و تهدیدآمیز، می‌تواند شرایطی مشابه و حتی پیچیده‌تر را رقم بزند. تعیین بازه زمانی مشخص، آن هم در فضایی که طرف مقابل، نشانه‌هایی از آمادگی برای واکنش پیشدستانه مخابره کرده، عملاً فشار تصمیم‌گیری را از سطح سیاسی به سطح امنیتی منتقل می‌کند. این همان نقطه‌ای است که خطر اشتباه محاسباتی افزایش می‌یابد؛ جایی که یک سوءبرداشت، یک پیام دوپهلو یا یک اقدام محدود، می‌تواند به سرعت به بحرانی فراگیر تبدیل شود؛ بحرانی که شاید مطلوب هیچ‌یک از طرفین نباشد، اما کنترل آن نیز به‌سادگی ممکن نخواهد بود.اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «یا به توافق معنادار می‌رسیم یا اتفاقات بدی رخ می‌دهد»، بیش از آنکه ابزار فشار مؤثر باشد، حامل پیام‌های متناقض است. از یک سو، ادعای گفت‌وگوهای مثبت مطرح می‌شود و از سوی دیگر، تهدید مبهم به «اتفاقات بد». این دوگانگی، به‌ویژه در محیطی پرتنش، می‌تواند بدترین نوع سیگنال راهبردی باشد؛ سیگنالی که نه بازدارنده است و نه اطمینان‌بخش.
تجربه‌های گذشته نشان داده است که ضرب‌الاجل‌سازی‌های تبلیغاتی، اگرچه ممکن است برای مصرف داخلی و نمایش قدرت در برابر دوربین‌ها، کارکردی کوتاه‌مدت داشته باشد، اما در سطح راهبردی، بیش از آنکه ابزار مدیریت بحران باشد، مستعد تولید بحران است. در محیطی که منطق بازدارندگی فعال و واکنش سریع بر محاسبات امنیتی حاکم شده، بازی با زمان و تهدید، می‌تواند پیامدهایی به همراه داشته باشد که نه قابل پیش‌بینی است و نه به‌سادگی قابل مهار.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / جمهوری اسلامی ایران / دیپلماسی / ایالات متحده آمربکا / ضرب الاجل / فشار روانی / خطای محاسباتی / تهدید زمان دار