با میانگین 2.6 یورو برای هر مترمکعب، شیرینسازی آب دریا یکی از پرهزینهترین گزینههای تأمین آب است؛ آنهم در شرایطی که ظرفیتهای کمهزینهتر هنوز بالفعل نشدهاند.
نورنیوز-گروه اقتصادی: بحران آب در ایران و بسیاری از کشورهای خشک، سیاستگذاران را به سمت گزینههای فناورانه و پرهزینه سوق داده است. شیرینسازی آب دریا، بهویژه در سواحل جنوبی، بهعنوان راهکاری فوری و قابل اتکا مطرح میشود. با این حال، برآوردهای بینالمللی نشان میدهد هزینه تولید هر مترمکعب آب شیرین از طریق فناوری اسمز معکوس، بسته به قیمت انرژی، مقیاس پروژه و هزینه انتقال، بین ۰.۶ تا بیش از ۴ یورو متغیر است و میانگین آن حدود ۲.۶ یورو برآورد میشود؛ رقمی که آن را در زمره گرانترین روشهای تأمین آب قرار میدهد.
مسئله تنها هزینه تولید نیست؛ انتقال آب از سواحل به فلات مرکزی، نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین در خطوط لوله، ایستگاههای پمپاژ و مصرف بالای انرژی است. در شرایطی که قیمت انرژی در ایران یارانهای است، بخش مهمی از هزینه واقعی در بودجه عمومی پنهان میماند. این بدان معناست که آبشیرینکنها بدون یارانههای گسترده، برای آب شرب شهری و بهویژه برای صنایع کوچک و متوسط، صرفه اقتصادی ندارند و عمدتاً برای صنایع بزرگ با ارزش افزوده بالا قابل توجیهاند.در مقابل، ظرفیتهای مغفول متعددی وجود دارد که هزینهای بهمراتب کمتر دارند. بازچرخانی آب در صنایع، بهویژه در صنایع فولاد، پتروشیمی و نیروگاهها، میتواند مصرف آب خام را بهطور چشمگیری کاهش دهد. در بسیاری از کشورها، نرخ بازیافت آب صنعتی به بیش از ۷۰ درصد رسیده، در حالی که در ایران هنوز فاصله محسوسی با این استاندارد وجود دارد.
در بخش کشاورزی که بیش از ۸۰ درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص میدهد، ارتقای بهرهوری از طریق آبیاری نوین، اصلاح الگوی کشت و قیمتگذاری هوشمند آب میتواند تأثیری چندبرابر پروژههای پرهزینه شیرینسازی داشته باشد. هر درصد افزایش بهرهوری در این بخش، معادل میلیاردها مترمکعب صرفهجویی سالانه است.همچنین بر اساس آمارهای رسمی، حدود ۱۵ درصد آب شهری در شبکه توزیع هدر میرود؛ رقمی که در برخی شهرها بالاتر است.
کاهش این تلفات از طریق نوسازی شبکهها و مدیریت فشار، هزینهای بهمراتب کمتر از احداث و بهرهبرداری از واحدهای جدید شیرینسازی دارد و بازگشت سرمایه آن سریعتر است.شیرینسازی آب دریا میتواند بخشی از سبد تأمین آب، بهویژه برای نوار ساحلی و صنایع استراتژیک، باشد؛ اما تبدیل آن به راهحل محوری، بدون تکمیل اصلاحات ساختاری در مدیریت مصرف، خطر قفلشدن اقتصاد آب در یک مسیر پرهزینه و یارانهمحور را در پی دارد.
سیاست بهینه آن است که ابتدا ظرفیتهای کمهزینه و کمریسک فعال شوند و سپس، در صورت نیاز، گزینههای گرانتر بهصورت هدفمند و محدود بهکار گرفته شوند.