پهلوگیری ناو بالگردبر روسی در بندرعباس و برگزاری رزمایش مشترک ایران و روسیه، صرفا یک تمرین نظامی نیست؛ این رویداد پیامی راهبردی درباره گذار از امنیت وارداتی به امنیت بومی و نشانهای از تغییر موازنه قدرت در دریای عمان و شمال اقیانوس هند است.
نورنیوز-گروه بینالملل: حضور ناو بالگردبر «استویسکی» متعلق به روسیه در منطقه یکم نیروی دریایی ارتش در بندرعباس و برگزاری رزمایش مرکب دریایی با میزبانی جمهوری اسلامی ایران، در امتداد راهبرد تثبیت امنیت بومی در آبهای پیرامونی قابل تحلیل است. این رزمایش با مشارکت یگانهای سطحی و پروازی دو کشور و با هدف ارتقای امنیت دریانوردی در دریای عمان و شمال اقیانوس هند طراحی شده است.
برگزاری این رزمایش در شرایطی صورت میگیرد که پیش از آن، نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز رزمایشی مستقل در تنگه هرمز اجرا کرده بود. همزمانی این دو رخداد، تصویری از یک معماری امنیتی چندلایه ارائه میدهد؛ معماریای که بر توان داخلی استوار است و سپس به سمت همافزایی منطقهای گسترش مییابد.
پیام محوری این روند آن است که امنیت منطقه دیگر بر پایه ناوهای فرامنطقهای تعریف نمیشود، بلکه بر ظرفیتهای بومی و اراده مشترک بازیگران ساحلی استوار است. این تغییر پارادایم، توازن سنتی مبتنی بر حضور مستقیم آمریکا را با چالش مواجه میسازد.
همگرایی تهران و مسکو در سطح راهبردی
رزمایش دریایی اخیر را نمیتوان جدا از چارچوب گستردهتر روابط تهران و مسکو تحلیل کرد. همکاریهای دو کشور ذیل توافقنامه راهبردی ۲۰ ساله، طیفی از حوزههای اقتصادی، انرژی، ترانزیت و فناوری را در بر میگیرد. همزمان با این رزمایش، اسناد و تفاهمنامههایی در حوزههای استاندارد، پژوهش نفت و تعاون اجتماعی میان دو طرف امضا شده و روند تکمیل ظرفیت نیروگاههای هستهای ایران نیز در دستور کار قرار دارد.
سرمایهگذاری گسترده روسیه در صنایع نفت و گاز ایران و توافقات مرتبط با کریدور رشت آستارا نشان میدهد که پیوند دو کشور صرفا نظامی نیست، بلکه یک همگرایی چندبعدی در حال شکلگیری است. رزمایش دریایی را باید بازوی امنیتی همین همگرایی دانست.
در شرایطی که غرب با ابزار تحریم، فشار اقتصادی و جنگ روانی در پی ایجاد شکاف میان همسایگان است، نزدیکی تهران و مسکو نشانهای از مقاومت در برابر راهبرد انزوای منطقهای است. این همکاری، پیامی بازدارنده برای بازیگرانی دارد که امنیت منطقه را در گرو حضور نیروهای خارجی میدانند.
امنیت به مثابه محور همگرایی منطقهای
راهبرد اعلامی ایران طی سالهای اخیر، تأکید بر نظم منطقهمحور و تعامل همسایگان بوده است. ابتکار هرمز و مشارکت فعال در سازوکارهای منطقهای، بیانگر این رویکرد است که امنیت باید توسط کشورهای منطقه و برای کشورهای منطقه تأمین شود.
غرب آسیا با تهدیدهایی نظیر تروریسم، مداخلات خارجی و بحرانهای ساختاری مواجه است. در چنین بستری، امنیت پیششرط هرگونه همگرایی اقتصادی و اجتماعی محسوب میشود. رزمایش مشترک ایران و روسیه را میتوان نمونهای عملی از امنیت مشارکتی دانست که به جای رقابت، بر همکاری تأکید دارد.
عضویت ایران در سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس و نیز گسترش تعاملات با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نشان میدهد که تهران در پی تثبیت جایگاه خود در شبکهای از ترتیبات نوظهور امنیتی و اقتصادی است. رزمایش دریایی اخیر در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
افول یکجانبهگرایی و تغییر موازنه دریایی
تحولات جاری بیانگر گذار تدریجی از نظم یکجانبهگرا به ساختاری چندقطبی است. در این میان، حضور پررنگ سازوکارهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای در عرصه امنیتی و اقتصادی، نشاندهنده بازتعریف موازنه قدرت جهانی است.
همزمانی رزمایش ایران و روسیه با تحرکات دریایی ایالات متحده آمریکا در منطقه، حامل پیامی نمادین است. این پیام آن است که دوران انحصار امنیت دریایی توسط ناوهای آمریکایی رو به پایان است و بازیگران منطقهای قادرند با اتکا به توان خود، معادلات را بازتعریف کنند.
در چنین فضایی، مفهوم بازدارندگی نیز تغییر یافته است. دیگر صرف حضور فیزیکی ناوهای فرامنطقهای تعیینکننده نیست، بلکه توانمندی بومی، شبکهسازی راهبردی و ائتلافهای منطقهای نقش اصلی را ایفا میکنند. رزمایش مشترک تهران و مسکو را میتوان بخشی از روند تثبیت نظمی دانست که بر امنیت بومی، همکاری منطقهای و چندجانبهگرایی استوار است.