نورنیوز https://nournews.ir/n/276125
کد خبر: 276125
29 بهمن 1404
نورنیوز بیانات روز گذشته رهبری در چارچوب دکترین پایان توهم ضربه کم‌هزینه را بررسی می کند؛

پیام ناو و ضدناو؛ رمزگشایی از بیانات راهبردی رهبر معظم انقلاب


اظهارات اخیر رهبر معظم انقلاب درباره ضربه پذیر بودن قدرت‌های نظامی و امکان زمین‌گیر شدن ارتش‌های به‌ظاهر قدرتمند، نه یک موضع‌گیری احساسی، بلکه بیان فشرده یک محاسبه راهبردی است؛ محاسبه‌ای که منطق تهدید را به چالش می‌کشد و بازدارندگی فعال ایران را توضیح می‌دهد.

نورنیوز-گروه سیاسی:در شرایطی که سیاست و امنیت به‌طور بی‌سابقه‌ای در هم تنیده شده‌اند، رفتار جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان با الگوهای خطی «تهدید–عقب‌نشینی» یا «فشار–امتیاز» توضیح داد. آنچه امروز در چارچوب اظهارات و اقدامات مقامات عالی کشورمان در حال بروز و ظهور می باشد، بازتاب یک طراحی راهبردی دوپایه است: از یک‌سو پیشبرد فرآیند سیاسی و مذاکره برای صیانت از منافع ملی و از سوی دیگر، تثبیت بازدارندگی فعال در برابر تهدید نظامی. این دو مسیر نه در تعارض، بلکه در نسبت مکمل با یکدیگر تعریف شده‌اند و فهم یکی بدون دیگری، به برداشت‌های ناقص و خطا می‌انجامد. بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان، دقیقاً در چنین چارچوبی معنا پیدا می‌کند. دو گزاره کلیدی که از سوی ایشان مطرح شد، حامل پیام‌هایی فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی است:
«مدام میگویند ما ناو فرستادیم؛ ناو البته یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.»
و نیز: «قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آن‌چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود.»
این جملات، نه توصیف آرزومندانه، بلکه خلاصه‌ای فشرده از یک محاسبه راهبردی درباره توازن واقعی قدرت در میدان است.
برخلاف تصور رایجی که در سال‌های گذشته، به‌ویژه در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ ترویج می‌شد، تهران مسیر «مدیریت از راه سکوت» را انتخاب نکرده است. آن زمان، بخشی از افکار عمومی جهانی، ترامپ را سیاستمداری غیرقابل پیش‌بینی و فاقد عقلانیت متعارف می‌دانست و توصیه می‌کرد مواجهه مستقیم با او پرهزینه است. اما پاسخ امروز، دقیقاً وارونه آن رویکرد است: حمله مستقیم به محاسبات طرف مقابل و برهم زدن تصویری که او از هزینه و فایده تقابل نظامی در ذهن خود ساخته است. این مواجهه، بیش از آنکه شخص‌محور باشد، معطوف به شکستن منطق تهدیدمحور آمریکاست.
در این میان، نقش رژیم صهیونیستی و روایت‌سازی‌های آن را نمی‌توان نادیده گرفت. پس از تحولات اخیر منطقه، بنیامین نتانیاهو تلاش کرده است این گزاره را به محافل غربی القا کند که ایران در وضعیت فرسایش و ضعف قرار دارد و یک ضربه محدود می‌تواند معادله را تغییر دهد. بیانات رهبر انقلاب، عملاً این روایت را هدف قرار می‌دهد. پیام روشن است: ایران نه در موضع تدافعیِ ناتوان، بلکه در وضعیت بازدارندگی فعال ایستاده و هرگونه محاسبه مبتنی بر «ضربه کم‌هزینه» را باطل می‌داند.
این پیام فقط رو به بیرون ندارد. در داخل نیز کارکرد دوگانه‌ای ایفا می‌کند. نخست، اطمینان‌بخشی به بدنه اجتماعی و شهروندان که کشور نه‌تنها آماده مواجهه با تهدید است، بلکه درک روشنی از صحنه دارد. دوم، هشدار به آن دسته از جریان‌هایی که در داخل یا خارج، امید خود را به مداخله خارجی و پیامدهای پس از آن بسته‌اند. یادآوری ضمنی تجربه‌های تاریخی تلخ، از مداخله واشنگتن در امور داخلی ایران تأکید می‌کند که تکرار آن سناریوها در شرایط کنونی، یک توهم خطرناک است.
هم‌زمانی این مواضع با رزمایش نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز، بُعد عملی این پیام را برجسته‌تر کرد. بسته شدن موقت تنگه و انتشار گزارش‌هایی درباره تمرین هدف‌گیری شناورهای متخاصم، از جمله با موشک‌های بالستیک دوربرد از عمق کشور، نشان داد که سخن از «توان» صرفاً در حد ادعا باقی نمانده است. حتی بدون اعلام جزئیات کامل، همین سطح از اطلاعات برای ارسال یک سیگنال بازدارنده کافی بود: ابزار لازم برای عملیاتی‌سازی تهدید متقابل وجود دارد.
در سوی دیگر این معادله، دیپلماسی با همان جدیت در جریان است. اظهارات سید عباس عراقچی پس از دور دوم مذاکرات غیرمستقیم در ژنو، نشان می‌دهد که فرآیند سیاسی وارد مرحله‌ای ساختاری‌تر شده است. توافق بر سر «اصول راهنما» برای حرکت به سمت متن یک توافق احتمالی، اگرچه به‌معنای توافق فوری نیست، اما حاکی از آن است که گفت‌وگوها از سطح آزمون نیت عبور کرده و به فاز طراحی رسیده‌اند. رایزنی‌های فنی با رافائل گروسی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
نکته کلیدی آن است که تهران اجازه نداده است تهدید نظامی، چارچوب مذاکرات را تعریف کند. برعکس، این پیام به‌صراحت منتقل شده که مذاکره، انتخابی آگاهانه برای تأمین حقوق ملت است، نه واکنشی از سر ترس. هم‌زمان، هرگونه توهم درباره امکان تحمیل اراده از مسیر زور، با نمایش عینی توان بازدارنده پاسخ داده شده است.
راهبرد فعلی ایران، بر تفکیک دقیق اما هم‌افزای «میز مذاکره» و «میدان بازدارندگی» استوار است. نه مذاکره به‌عنوان جایگزین قدرت تعریف شده و نه قدرت به‌عنوان مانع سیاست. این هم‌نشینی حساب‌شده، همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیل‌های بیرونی از درک آن ناتوان مانده‌اند. ایران در این مقطع، نه در حال معامله بر سر امنیت خود است و نه امنیت را بهانه‌ای برای گریز از سیاست می‌کند؛ بلکه هر دو را به‌طور هم‌زمان، در خدمت تأمین منافع ملی به‌کار گرفته است.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: حضرت آیت الله خامنه ای / امنیت_ملی / ناو هواپیمابر / تهدید_نظامی / تنگه_هرمز / بازدارندگی_فعال / ناو_هواپیمابر / توازن_قدرت / ضربه_محدود / بیانات_رهبری / محاسبه_راهبردی