سرعت و عمق و گستره این فناوری در تاثیرگذاری بسیار زیاد است، در حالی که نسلهای قبلی حتی قادر به تعامل متعارف با این فناوری جدید نیستند، در نتیجه گویی طرفین در دو دنیای موازی و بیارتباط با یکدیگر زندگی میکنند و این آغاز بزرگترین بحران اجتماعی ایران است که اگر به رسمیت شناخته نشود بیتردید ظرفیت تبدیل شدن به بحران سیاسی و امنیتی را هم دارد.
نورنیوز- گروه سیاسی: علت چنین بحران احتمالی نیز برداشتی است که حکومت از زندگی این نسل میکند و آن را به رسمیت نمیشناسد، در نتیجه آنانی که به رسمیت شناخته نشوند نیز طرف مقابل را به رسمیت نخواهند شناخت، در حالی که در ذات ماجرا فقط یک شکاف نسلی است و نه چیز دیگر.
جوامعی که جوانانش زیست دیجیتال پیدا کردهاند، ولی آموزش، سیاست، رسانه، قانونگذاری و اقتصاد همچنان آنالوگ و سلسلهمراتبی است شکاف نسلی بیشتر است. جایی که آموزش لزوما به شغل منجر نمیشود، شایستگی به پاداش نمیرسد و رابطه جای فرصت را بگیرد، شکاف نسلی سیاسیتر و عمیقتر است. جامعهای که به یکدستی فرهنگی و اخلاقی پافشاری کند و ابزارهای مهار اجتماعی آنان مشروعیت کافی ندارد این شکافها ویرانگرتر است. در مقابل هر جامعهای که آموزش در آنجا مهارتمحور و بهروز باشد و بازار کار آن نیز منعطف و حمایتگر و سیاستگذاریها مبتنی بر گفتوگو و دادهمحور باشد و صداهای گوناگون به رسمیت شناخته شود و امکان همزیستی سبکهای زندگی جدید و متنوع فراهم باشد، شکاف موجود با نسل Z میتواند قابل قبول و حتی سازنده تلقی شود.
نسل Z در ایران کنونی تحت فشارهای گوناگونی است. ملموسترین آنها در محیط خانواده و محل از طریق نفی سبک زندگی و تنوع آن است. در جامعه با فشار اقتصادی و فقدان امید به آینده همراه است و در سیاست نیز با بیصدایی و فقدان مشارکت موثر و به رسمیت نشناختن همراه است. این نسل آگاهی جهانی دارد ولی امکان بروز محلی ندارد. این نسل اثرات عمیق بر فرسایش اقتدار سنتی، خانواده، ازدواج و فرزندآوری، طلاق، اخلاق جنسی و نظام آموزش رسمی میگذارد که در مجموع پیامدهای کلانی برای جامعه ایران دارد.
این نسل نخستین نسلی است که از کودکی در اینترنت، شبکههای اجتماعی و گوشی هوشمند زندگی کرده و این بسیار فرق میکند با ما که در بزرگی به آنجا سفر کردهایم، حتی مهاجرت هم نکردهایم که اگر مهاجرت هم میکردیم، با فرهنگ آنها بار نمیآمدیم. آنان همیشه آنلاین هستند، هویت، دوستی، یادگیری با سرعت بالا، حوصله کم، عبور از سلسلهمراتبها و میانجیها، مخالفت با زبان و قواعد رسمی و دستوری، ویژگی آنان است. آنان در شرایط امروز ایران متاسفانه با اقتصادهای ناامن و افقهای بسته و محدودی از زندگی مواجه هستند و از آنجا که فردیتی و هویتهای سیال دارند، در اضطراب بیشتری قرار دارند و با ساختارهای حامی هنجارهای رسمی و سختگیری در تقابل قرار میگیرند.
راهحل چیست؟ در درجه اول باید پذیرفت که این تحولات (چه آنها را مطلوب بدانیم یا نامطلوب)، ساخته و پرداخته توطئهگران خارجی نیست، این تحولات طبیعی و متناسب با پیشرفت فناوریهای دیجیتال و رسانههای اجتماعی است. ترکیب تلفن همراه با نوع هوشمند آن و اینترنت، جهان زیست ارتباطی ما را تغییر داده است. مقابله با آن مثل ایستادن جلوی امواج ۳۰ متری سونامی است. هیچ نتیجهای ندارد. نه تنها نتیجه ندارد، بلکه شکست در برابر این امواج، تبعات منفی آن را بیشتر هم میکند. بهترین راهحل پذیرش واقعیت و همسو کردن کلی خود با این واقعیت و کوشش برای کاهش عوارض منفی آن است. همانطور که پدران ما نیز در برابر واقعیتهای زمان فرزندانشان که ما باشیم کوتاه آمدند و رفتند، ما نیز باید هر چه زودتر همراه با این تحولات شویم، پیش از اینکه به شکل فاجعهباری تسلیم شویم و به جای نام نیک رفتار لجوجانهای را از خود به میراث گذاریم. این فرآیندی است که نسل امروز یا نسل Z نیز در آینده و در برابر فرزندانشان تجربه خواهد کرد. قرار نیست یک نسل تعیینکننده سرنوشت نسلهای بعدی باشد و نمیتواند هم چنین کند. هر گونه کوششی در این مسیر خلاف عقل و سنت تاریخی است. آشتی دادن میان نسلهای گوناگون که هر کدام حلقههای یک زنجیره تاریخی هستند، وظیفه امروز ماست.
توصیه میکنم از برچسبزنی پرهیز کنیم. مطالعهای در امریکا و درباره نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۰) انجام شده که بر اساس آن برای اولینبار در تاریخ مدرن، در آزمونهای استاندارد تحصیلی و شناختی عملکرد ضعیفتری نسبت به نسل قبلی داشته است. محقق مربوط اعلام کرد که این نسل در همه معیارهای شناختی مانند توجه، حافظه، سواد، مهارتهای عددی، عملکرد اجرایی و حتی IQ کلی افت کرده و روند صعودی هوش نسلها را که از اواخر قرن نوزدهم ادامه داشت، معکوس کرده است. علت اصلی این افت را زمان بسیار زیاد صرف شده پشت صفحه نمایش دانستهاند؛ زیرا نوجوانان بیش از نیمی از ساعات بیداریشان را به گوشی، تبلت و کامپیوتر اختصاص میدهند.
من در مقام تایید و رد این نتایج نیستم. ولی میدانم که روند تاریخی چیزی نیست کهما چندان اختیاری در مورد آینده آن داشته باشیم. نسلهای هوشمند یک قرن اخیر، بدترین جنگها را ایجاد کردند و ویرانگرترین سلاحها را هم همین نسلهای باهوش تولید کردند و برای این نسل به ارث خواهند گذاشت. بهتر است خیلی برای خود در پپسی باز نکنیم. نسل z هم با همه بدی و خوبیهایش دوران خود را دارد و چند دهه دیگر به پایان میرسد. زمانی که ما زیر خروارها خاک پوسیدهایم و فراموش میشویم.