نورنیوز https://nournews.ir/n/275778
کد خبر: 275778
27 بهمن 1404
نورنیوز بررسی می کند؛

مذاکرات ژنو؛ توافق برابر یا تغییر هندسه قدرت؟


در آستانه مذاکرات ژنو، اظهارات مارکو روبیو درباره «الهیاتی بودن» تصمیمات ایران، صرفاً یک موضع دیپلماتیک نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف تقابل هویتی–ژئوپولیتیکی با هدف استحاله راهبردی ایران است؛ تقابلی که ریشه در تعارض استقلال و سلطه دارد.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا در نشست مشترک با رابرت فیکو را باید بخشی از عملیات چارچوب‌سازی ذهنی پیش از مذاکرات ژنو دانست. ادعای مواجهه با «افراط‌گرایان شیعه» که تصمیمات ژئوپولیتیکی را بر مبنای الهیات اتخاذ می‌کنند، تلاشی برای القای غیرعقلانی بودن رفتار ایران در نظام بین‌الملل است.

این روایت‌سازی دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، مشروعیت‌زدایی از بنیان‌های فکری سیاست خارجی ایران؛ دوم، آماده‌سازی افکار عمومی غرب برای فشارهای مضاعف در صورت عدم تحقق خواسته‌های واشنگتن. در واقع، بحث الهیات نه یک تحلیل معرفتی، بلکه ابزاری سیاسی برای تغییر زمین بازی از حقوق و منافع به انگاره‌های هویتی است.

ایدئولوژی آمریکایی و دوگانگی رفتاری

در حالی که ایران به ایدئولوژیک بودن متهم می‌شود، کارنامه سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد این کشور نیز دهه‌ها رفتار خود را با چارچوب‌های ایدئولوژیک سامان داده است. از به‌کارگیری تعابیری نظیر «جنگ صلیبی» در حمله به افغانستان تا مفهوم‌سازی «تروریسم اسلامی»، همگی نشانگر پیوند سیاست و انگاره‌های اعتقادی در ادبیات رسمی واشنگتن بوده‌اند.

همچنین هم‌سویی کامل آمریکا با رژیم صهیونیستی که بسیاری از اقدامات خود را با ارجاع به آموزه‌های مذهبی توجیه می‌کند، بیانگر بهره‌گیری ابزاری از دین در سیاست قدرت است. از این منظر، دوگانه «ژئوپولیتیک عقلانی» در برابر «الهیات افراطی» بیش از آنکه تحلیلی باشد، یک برچسب‌گذاری سیاسی برای تثبیت هژمونی است.

ژئوپولیتیک مطلوب واشنگتن چیست؟

وقتی مقامات آمریکایی از «تصمیم ژئوپولیتیک» سخن می‌گویند، مقصود صرفاً محاسبه منافع ملی نیست؛ بلکه تغییر در مؤلفه‌های هویتی سیاست خارجی ایران است. مفاهیمی چون «کشور عادی شدن»، «پایان ماجراجویی منطقه‌ای» یا «ورود به جامعه جهانی» در ادبیات آنان، به معنای عقب‌نشینی از اصول استقلال، نفی سلطه‌پذیری و کاهش مؤلفه‌های بازدارندگی دفاعی است.

در این چارچوب، توان موشکی، پیشرفت هسته‌ای صلح‌آمیز، پیوندهای منطقه‌ای و حمایت از ملت فلسطین، نه عناصر مشروع قدرت ملی، بلکه موانع ادغام ایران در نظم مطلوب آمریکا تعریف می‌شوند. به بیان دیگر، «تفاهم ژئوپولیتیک» مورد نظر واشنگتن، ترجمان پذیرش قواعد یک‌جانبه نظام سلطه است؛ نه توافقی برابر میان دو بازیگر مستقل.

هسته‌ای، فتوا و مسئله استقلال

نکته محوری در این منازعه، نادیده‌گرفتن مهم‌ترین مؤلفه الهیاتی سیاست خارجی ایران است: فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت تولید و استفاده از سلاح هسته‌ای. این فتوا، به‌مثابه سندی بازدارنده و اخلاقی، چارچوب صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران را تثبیت کرده است.

با این حال، اصرار آمریکا بر «غنی‌سازی صفر» و برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای نشان می‌دهد مسئله اصلی، نه نگرانی از سلاح، بلکه مهار ظرفیت علمی و استقلال فناورانه ایران است. از این منظر، تقابل موجود بیش از آنکه فنی یا حتی صرفاً امنیتی باشد، رقابتی هویتی بر سر الگو بودن یا نبودن ایران در نظم در حال گذار جهانی است.

پیامدهای ژئوپولیتیکِ بی‌هویت

پذیرش تعریف آمریکایی از ژئوپولیتیک، به معنای جدا کردن منافع ملی از ریشه‌های هویتی و تاریخی آن است. چنین رویکردی، عملاً تقلیل سیاست خارجی به مدیریت معیشت کوتاه‌مدت و نادیده‌گرفتن امنیت بلندمدت خواهد بود.

راهبرد آمریکا مبتنی بر فشار سایش متناوب، ترکیبی از تهدید امنیتی و فشار اقتصادی است تا در نهایت «معیشت» جایگزین «هویت» شود. مقابله با این روند، صرفاً با توان دفاعی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند تقویت اقتصاد داخلی، اقناع اجتماعی و ارتقای سواد رسانه‌ای برای خنثی‌سازی جنگ روایت‌هاست.

بر این اساس، اظهارات روبیو را باید نه یک لغزش دیپلماتیک، بلکه بخشی از جنگ چندلایه شناختی دانست که هدف نهایی آن تغییر هندسه هویتی جمهوری اسلامی ایران است.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / سیاست خارجی / برنامه هسته ای / نظم نوین جهانی / مارکو روبیو / مذاکرات ژنو / جنگ روایت ها