حذف تیک آبی ازحسابهای رسمی عراقچی،لاریجانی ومحسنیاژهای فراتر از یک اشتباه فنی در شبکه اجتماعی است؛این اقدام، نمونهای آشکار از پیچیدگی تقاطع فناوری،سیاست و رسانه در دنیای امروز است.اقدام شبکه ایکس و ایلان ماسک،نشان میدهدکه ابزارهای فناوری میتوانند مستقیماً در حوزه نفوذ سیاسی و رسانهای یک کشور اثر بگذارندو به عنوان جبههای جدید در یک نبردسیاسی عمل کنند.
نورنیوز- گروه سیاسی: شبکه اجتماعی «ایکس» یا همان توییتر سابق، در اقدامی غیرمنتظره، تیک آبی تأیید حساب را از کنار نام برخی چهرههای شاخص سیاسی ایران، از جمله حسابهای رسمی عباس عراقچی، علی لاریجانی و غلامحسین محسنیاژهای برداشت و در عوض، این تیک را به حسابهایی با نامهای مشابه یا فیک اختصاص داده است. این اقدام، فارغ از تأثیر مستقیم بر اعتبار کاربران، ابعاد مهمی در عرصه سیاست، رسانه و جنگ نرم دیجیتال دارد که نباید دست کم گرفته شود.
در درجه اول، حذف تیک آبی از حسابهای مقامات رسمی، حمله یا دستکم ضربهای مستقیم به اعتبار و مرجعیت آنلاین این افراد است. تیک آبی در شبکههای اجتماعی به عنوان نماد «اعتبار رسمی» و «تایید هویت» شناخته میشود و کاربران عادی، به آن به عنوان نشانه اطمینان در صحت اطلاعات نگاه میکنند. برداشتن این تیک، موجب کاهش اعتماد عمومی و افزایش احتمال انتشار اخبار نادرست یا سوء برداشت از پیامهای رسمی میشود. وقتی حساب فیک یا جعلی با نام مشابه همان مقامات تیک دار شود، کاربران معمولی ممکن است گمان کنند پیامهای آن حسابها رسمی و معتبر هستند. این مسئله، امکان مهندسی افکار عمومی و هدایت اخبار به نفع اهداف خاص را فراهم میکند.
ابعاد راهبردی این اقدام نیز قابل توجه است. ایلان ماسک، به عنوان مالک شبکه ایکس، نه فقط یک کارآفرین یا مدیر رسانهای، بلکه به نوعی بازیگر فضای ژئوپلیتیک دیجیتال محسوب میشود. در شرایطی که روابط ایران و آمریکا در عرصههای مختلف پرتنش است، کنترل یا محدود کردن صدای رسمی مقامات ایرانی در یکی از بزرگترین شبکههای اجتماعی جهان، میتواند بخشی از جنگ رسانهای و اطلاعاتی تلقی شود. این اقدام، قدرت یک شرکت فناوری در تغییر جریان اطلاعرسانی و محدود کردن دسترسی رسمی مقامات به مخاطبان بینالمللی را نشان میدهد.
پیامدهای این اقدام محدود به فضای رسانهای نیست. وقتی مقامات رسمی کشور نتوانند پیامهای خود را مستقیم و معتبر به مخاطبان داخلی و خارجی منتقل کنند، امکان سوءتفاهم، تحریف و دستکاری اطلاعات افزایش مییابد. این وضعیت به ویژه در شرایط حساس منطقهای و بینالمللی، میتواند اثر مستقیم بر سیاستگذاری و تصمیمگیریهای امنیتی و دیپلماتیک داشته باشد.
علاوه بر این، اقدام شبکه ایکس، پرسشهای جدی درباره حاکمیت داده و حاکمیت رسانهای پیش میکشد. آیا یک شرکت خصوصی میتواند بر حسابهای رسمی مقامات کشورها چنین تسلطی داشته باشد؟ آیا استفاده از فناوری و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی به عنوان ابزار فشار یا محدودسازی صدای مقامات، نمیتواند بخشی از عملیات جنگ نرم و فشار راهبردی محسوب شود؟ تجربههای مشابه در سالهای اخیر نشان داده که کنترل اطلاعات و اعتبار حسابهای رسمی، ابزاری بسیار قدرتمند در نبردهای سیاسی و دیپلماتیک است.
در نهایت، این اتفاق فراتر از یک اشتباه فنی یا سوء مدیریت شبکه اجتماعی است؛ و نمونهای آشکار از پیچیدگی تقاطع فناوری، سیاست و رسانه در دنیای امروز است. اقدام شبکه ایکس و مالک آن، نه فقط به اعتبار حسابهای رسمی مقامات ضربه زده، بلکه نشان داده که ابزارهای فناوری میتوانند مستقیماً در حوزه نفوذ سیاسی و رسانهای یک کشور اثر بگذارند. مواجهه با چنین رخدادی نیازمند تحلیل دقیق ابعاد حقوقی، رسانهای و امنیتی و تدوین راهبردهایی برای محافظت از صدای رسمی و اطلاعرسانی صحیح است.