نورنیوز https://nournews.ir/n/275653
کد خبر: 275653
27 بهمن 1404
نورنیوز بررسی می‌کند،

امنیت یا سیاست‌زدگی؛ مونیخ کدام را برگزید؟


نشست اخیر کنفرانس امنیتی مونیخ به‌جای ایفای نقش سکوی گفت‌وگوی امنیتی، به صحنه‌ای برای تقابل سیاسی با ایران بدل شد. این رویکرد نه‌تنها بیانگر خطای محاسباتی اروپا درباره تحولات داخلی ایران است، بلکه نشانه‌ای از افول جایگاه راهبردی آن در نظم نوین جهانی محسوب می‌شود.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: رفتار برگزارکنندگان اجلاس مونیخ در قبال ایران، بیش از هر چیز از شکاف تحلیلی اروپا نسبت به واقعیت‌های داخلی ایران حکایت دارد. تمرکز سیاسی بر اعتراضات اقتصادی، بدون اشاره به نقش مستقیم تحریم‌های یکجانبه در شکل‌گیری فشارهای معیشتی، نشان‌دهنده رویکردی گزینشی است. در حالی که حتی برخی نهادهای بین‌المللی، آثار انسانی تحریم‌ها را مورد انتقاد قرار داده‌اند، اروپا ترجیح داد روایت سیاسی خود را برجسته سازد.
نادیده گرفتن راهپیمایی‌های گسترده سالگرد انقلاب اسلامی و پیام‌های تبریک رسمی کشورهای مختلف به تهران، بیانگر بی‌توجهی به شاخص‌های عینی مشروعیت سیاسی در ایران است. این خطای ادراکی، اروپا را به سمت تصمیماتی سوق داده که بیش از آنکه مبتنی بر واقع‌گرایی سیاسی باشد، بازتابی از محاسبات ایدئولوژیک است. نتیجه چنین رویکردی، کاهش قدرت تحلیل و افزایش فاصله اروپا از واقعیات میدانی ایران است.

واگذاری ابتکار منطقه‌ای به اسرائیل

رفتار سه کشور اروپایی یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان در قبال تحولات غرب آسیا نشان می‌دهد که وزن ژئوپولیتیکی آنان در حال انتقال به بازیگری دیگر است. حمایت آشکار سیاسی از اقدامات دولت بنیامین نتانیاهو، حتی پس از صدور حکم بازداشت وی از سوی دیوان کیفری بین‌المللی، تصویر تازه‌ای از همسویی راهبردی اروپا با تل‌آویو ارائه کرده است.
این همسویی، عملاً ابتکار عمل اروپا را در معادلات منطقه‌ای کاهش داده و آن را به تابعی از سیاست‌های اسرائیل تبدیل کرده است. پیامد چنین وضعیتی، از دست رفتن نقش میانجی‌گرانه اروپا و تضعیف ظرفیت آن در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای است. در واقع، اروپا با پیوند زدن اعتبار خود به رفتارهای مناقشه‌برانگیز اسرائیل، سرمایه نمادین خود در جهان جنوب را نیز فرسوده کرده است.

حاشیه‌نشینی در مذاکرات هسته‌ای

اروپا که در گذشته یکی از اضلاع اصلی گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران بود، اکنون در تحولات جاری نقش کم‌رنگی دارد. مذاکرات پیرامون برنامه هسته‌ای ایران بیش از آنکه متأثر از ابتکارهای بروکسل باشد، تابع تعاملات مستقیم‌تر بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های دیگر شده است. این وضعیت نشان‌دهنده افول نقش اتحادیه اروپا در معماری امنیتی بین‌المللی است.
فلج‌شدگی سیاست خارجی اروپا، ریشه در چند عامل دارد: وابستگی امنیتی به آمریکا، شکاف‌های درونی بر سر بحران اوکراین، و نبود اجماع درباره نحوه تعامل با ایران. نتیجه این روند، حاشیه‌رانده شدن تروئیکای اروپایی و کاهش توان اثرگذاری آنان بر معادلات حساس امنیتی است. اروپا اکنون بیش از آنکه بازیگر تعیین‌کننده باشد، نظاره‌گر روندهایی است که دیگران شکل می‌دهند.

بحران اعتبار رسانه‌ای و سیاسی

ادعای دفاع از آزادی بیان، در کنار سانسور برخی رویدادهای داخلی ایران و تمرکز برجسته بر چهره‌های اپوزیسیون، تصویری دوگانه از سیاست رسانه‌ای غرب ارائه می‌دهد. رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، دویچه وله و خبرگزاری فرانسه در پوشش تحولات ایران، متهم به گزینش‌گری شده‌اند. این رویکرد، ادعای «جریان آزاد اطلاعات» را با پرسش‌های جدی مواجه ساخته است.
همزمان، برجسته‌سازی برخی چهره‌های سیاسی نظیر رضا پهلوی در حاشیه نشست مونیخ، از نگاه منتقدان تلاشی برای تولید تصویر جایگزین از آینده ایران تلقی شد. اما نبود انسجام و پایگاه اجتماعی مشخص برای این جریان‌ها، موجب شد این اقدام نیز بیش از آنکه اثرگذار باشد، به بحثی نمادین تبدیل شود.
در مجموع، نشست اخیر مونیخ به جای آنکه فرصتی برای گفت‌وگوی امنیتی باشد، به نمادی از سردرگمی راهبردی اروپا بدل شد؛ سردرگمی‌ای که از شکاف تحلیلی درباره ایران، وابستگی به اسرائیل، و بحران انسجام داخلی ناشی می‌شود. استمرار این روند می‌تواند جایگاه اروپا را در نظم در حال گذار جهانی بیش از پیش تضعیف کند.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / اروپا / تحریم‌ها / مذاکرات_هسته‌ای / نظم_نوین_جهانی / نسل‌کشی غزه / ایران اروپا / کنفرانس_امنیتی_مونیخ / رسانه‌های_غربی