نورنیوز https://nournews.ir/n/275580
کد خبر: 275580
26 بهمن 1404
نورنیوز بررسی می کند؛

چرا ناوها همزمان با لبخند می‌آیند؟


همزمانی ژست نظامی واشنگتن با پیام‌های آشکار درباره «فشار معیشتی» بر ایرانیان نشان می‌دهد معادله اصلی آمریکا نه جنگ مستقیم، بلکه مهندسی فرسایش اقتصادی و اجتماعی است. آرایش ناوها بیش از آنکه مقدمه درگیری باشد، ابزار چانه‌زنی برای تحمیل مطالبات حداکثری در میز مذاکره است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: اظهارات نانسی پلوسی رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا در گفت‌وگو با نشریه پولیتیکو درباره ضرورت اعمال فشاری که «مردم روستایی ایران» آن را با تمام وجود حس کنند، در کنار مواضع دونالد ترامپ درباره مطلوب بودن تغییر نظام، تصویری روشن از اشتراک راهبردی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان ارائه می‌دهد. تفاوت‌ها در تاکتیک است، نه در هدف.

هدف کلان، مهار قدرت منطقه‌ای ایران و تأمین منافع رژیم صهیونیستی در قالب تضعیف یا درگیرسازی ایران در بحران‌های داخلی است. از این منظر، تصور تغییر بنیادین در سیاست آمریکا نسبت به ایران، خطای محاسباتی محسوب می‌شود؛ زیرا هر عقب‌نشینی تاکتیکی می‌تواند به پیش‌روی راهبردی جدیدی منجر گردد.

آرایش نظامی؛ اهرم چانه‌زنی

اعلام اعزام ناوگروه ضربت به منطقه و فضاسازی رسانه‌ای درباره آمادگی برای جنگی چند هفته‌ای، بیش از آنکه نشانگر تصمیم قطعی برای درگیری باشد، ابزار فشار روانی در آستانه مذاکرات است. ترامپ نیز دشواری دستیابی به توافق را اذعان کرده و تلویحاً بر ضرورت «القای ترس» برای شکستن بن‌بست تأکید داشته است.

این الگو نشان می‌دهد گزینه نظامی در وضعیت فعلی بیشتر نقش مکمل فشار اقتصادی را ایفا می‌کند. هدف، سوق دادن ایران به پذیرش خواسته‌هایی نظیر غنی‌سازی صفر و گسترش مذاکرات به حوزه‌های موشکی و منطقه‌ای است. در این چارچوب، نمایش قدرت نظامی کارکردی ابزاری برای تقویت دست آمریکا در میز مذاکره دارد، نه الزاماً آغاز جنگ.

مهندسی فشار اقتصادی و اجتماعی

در سوی دیگر، راهبرد «فلج‌سازی اقتصاد» از طریق تحریم، محدودسازی دسترسی ارزی و ایجاد کمبود دلار، به‌عنوان محور اصلی فشار دنبال می‌شود. اذعان مقام‌های آمریکایی به مهندسی کمبود ارز برای تضعیف ریال، نشان‌دهنده انتقال میدان اصلی تقابل از عرصه نظامی به جبهه معیشتی است.

تمرکز بر مناطق غیرمرکزی و لایه‌های فراپیرامونی، بیانگر تلاش برای گسترش دامنه نارضایتی اجتماعی است. بر این اساس، جنگ اصلی در قالب نبرد اقتصادی و رسانه‌ای تعریف می‌شود؛ نبردی که هدف آن کاهش تاب‌آوری اجتماعی و تبدیل فشار معیشتی به بحران سیاسی و امنیتی است. در این طراحی، اقتصاد به سکوی بی‌ثبات‌سازی تبدیل می‌شود.

ضرورت مقاومت چندلایه

در برابر چنین جنگ ترکیبی، پاسخ نیز باید ترکیبی باشد. حفظ بازدارندگی نظامی، فعال‌سازی دیپلماسی و تقویت انسجام ملی سه ضلع اصلی این آرایش هستند. افزایش تاب‌آوری اجتماعی از طریق اعتمادسازی، پرهیز از شوک‌های اقتصادی بدون پشتوانه حمایتی و تقویت سرمایه اجتماعی، اهمیت راهبردی دارد.

همزمان، توسعه دیپلماسی اقتصادی با محوریت بازیگران مستقلی همچون بریکس و تعمیق همکاری با همسایگان می‌تواند بخشی از فشار خارجی را خنثی کند. آگاهی‌بخشی عمومی درباره ماهیت جنگ ترکیبی نیز مانع از گرفتار شدن در عملیات روانی خواهد شد. در این چارچوب، مقاومت مؤثر نه صرفاً در میدان نظامی، بلکه در مدیریت هوشمند اقتصاد و جامعه رقم می‌خورد.

 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / تحریم / مذاکرات هسته ای / بریکس / اقتصاد ایران / امنیت ملی / جنگ ترکیبی