نورنیوز https://nournews.ir/n/275166
کد خبر: 275166
24 بهمن 1404
نورنیوز روند مذاکرات ایران و آمریکا پس از دیدار نتانیاهو و ترامپ را بررسی می کند؛

دیپلماسی با ترمز کشیده؛ تهدید با چراغ سبز


دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نه به اجماع انجامید و نه به سکوت؛ بلکه به دو روایت متفاوت ختم شد. یکی از ادامه مذاکره گفت و دیگری از شروط حداکثری و حق اقدام مستقل. حاصل این دوگانگی، تعلیقی پرریسک در لبه بحران است؛ نه جنگ، نه توافق.

نورنیوز- گروه سیاسی: دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بیش از آنکه نقطه پایان اختلافات باشد، حداقل در بیان،ویترینی از شکاف‌های پنهان اما عمیق میان واشنگتن و تل‌آویو بود. این دیدار با بیانیه مشترک همراه نشد، اما سکوت مطلق هم در کار نبود. هر دو طرف، پس از جلسه، به‌صورت جداگانه سخن گفتند و دقیقاً همین «جداگانه‌گویی» است که معنا دارد. ترامپ از ادامه مسیر مذاکره با ایران سخن گفت و نتانیاهو از شروطی که عملاً مذاکره را به بن‌بست می‌کشاند.

ترامپ اعلام کرد که قصد دارد مسیر گفت‌وگو با ایران را حفظ کند و همچنان از ضرورت دستیابی به توافق گفت، اما هم‌زمان هشدار داد که در صورت عدم توافق، ایران با «شرایط سختی» مواجه خواهد شد. این موضع دوگانه، نه نشانه سردرگمی، بلکه بخشی از الگوی رفتاری شناخته‌شده ترامپ است: نگه‌داشتن هم‌زمان هویج مذاکره و چماق تهدید. او می‌کوشد بدون ورود به جنگ، فشار را در سطحی نگه دارد که طرف مقابل به امتیازدهی ترغیب شود، بی‌آنکه هزینه‌های یک درگیری تمام‌عیار را بپردازد.

در سوی دیگر، نتانیاهو روایت کاملاً متفاوتی ارائه داد. نخست‌وزیر اسرائیل تأکید کرد که هر توافقی با ایران باید فراتر از پرونده هسته‌ای برود و برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای تهران را نیز مهار کند. این موضع در عمل به معنای گسترش چارچوب مذاکرات تا جایی است که با خطوط قرمز اعلام‌شده ایران تعارض مستقیم پیدا می‌کند. افزون بر این، نتانیاهو تصریح کرد که اسرائیل «حق اقدام مستقل» علیه ایران را برای خود محفوظ می‌داند؛ جمله‌ای که بیشتر از آنکه اعلان جنگ باشد، ابزار فشار سیاسی و روانی است.

مسئله اصلی دقیقاً همین‌جاست: شکاف میان سقف امتیازی که ایران حاضر به اعطای آن است و کف امتیازی که اسرائیل مطالبه می‌کند. ایران به‌روشنی اعلام کرده که موضوع گفت‌وگو صرفاً هسته‌ای است و برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای خارج از دستور کار قرار دارند. این موضع، نه تاکتیکی و موقت، بلکه یک خط قرمز راهبردی است که به منطق بازدارندگی و امنیت ملی ایران گره خورده است. در مقابل، اسرائیل نگران توافقی است که «پرونده ایران» را کوچک کند و دست تل‌آویو را از ابزار فشارهای آینده خالی بگذارد.

اما چرا با وجود این تنش‌ها، گزینه جنگ همچنان روی میز نمی‌آید؟ پاسخ در محاسبات هزینه–فایده نهفته است. جنگ با ایران، حتی برای آمریکا، جنگی سریع و کم‌هزینه نیست. دکترین دفاعی ایران بر فرسایش استوار است؛ یعنی افزایش تدریجی هزینه‌ها تا جایی که اراده سیاسی طرف مقابل تضعیف شود. در چنین شرایطی، برتری نظامی الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود. حملات هوایی گسترده نیز به‌تنهایی قادر به پایان دادن به بحران نیستند، زیرا زیرساخت‌های نظامی ایران پراکنده، لایه‌مند و در بسیاری موارد زیرزمینی‌اند.

از سوی دیگر، توازن اقتصادی حمله و دفاع نیز به نفع مهاجم نیست. موشک‌ها و پهپادهای کم‌هزینه می‌توانند سامانه‌های پدافندی بسیار گران‌قیمت را فرسوده کنند و حتی درصد محدودی از اصابت‌ها، آثار اقتصادی و روانی قابل‌توجهی بر جای بگذارد. مهم‌تر از همه، هرگونه درگیری مستقیم به‌سرعت منطقه‌ای می‌شود. شبکه نیروهای همسو با ایران در خاورمیانه می‌تواند جبهه‌های متعددی علیه منافع آمریکا و متحدانش ایجاد کند؛ از تهدید نیروهای نظامی گرفته تا اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت.

در این چارچوب، تهدید نتانیاهو به «اقدام مستقل» بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی قریب‌الوقوع باشد، تلاشی برای اثرگذاری بر محاسبات واشنگتن است. اسرائیل می‌کوشد آمریکا را به سمت سخت‌گیری بیشتر سوق دهد و مانع از توافقی شود که صرفاً پرونده هسته‌ای را ببندد. آمریکا اما، دست‌کم در دوره ترامپ، ترجیح می دهد وارد جنگی نشود که پایانش نامعلوم و هزینه‌هایش سنگین است.

آنچه در نهایت شکل گرفته، وضعیتی میانی است: نه جنگ، نه توافق. تعلیقی راهبردی در لبه بحران که در آن هر بازیگر تلاش می‌کند بدون پرداخت هزینه انفجار نهایی، موقعیت خود را بهبود دهد. این تعلیق، اگرچه ناپایدار است، اما فعلاً محتمل‌ترین سناریوی پیش‌رو باقی می‌ماند.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / نتانیاهو / مذاکره هسته ای / خطوط قرمز ایران / بازدارندگی منطقه‌ای / پرهیز از جنگ / تعلیق راهبردی / شروط حداکثری اسرائیل