سفر دورهای فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، به عربستان، قطر و امارات نه نشانهای از بازیگری فعال برلین، بلکه تلاشی شتابزده برای جبران افول اقتصادی، فروش تسلیحات و ایفای نقش نیابتی در پروژه ایرانهراسی و حمایت از رژیم صهیونیستی بود؛ سفری که بیش از دستاورد، رسوایی به همراه آورد.
نورنیوز-گروه بینالملل: آلمان که روزگاری موتور محرک اقتصاد اروپا بود، امروز در نتیجه سیاستهای نادرست داخلی و خارجی، به نماد رکود و پسرفت تبدیل شده است. سفر مرتس به غرب آسیا بیش از آنکه حامل پیام همکاری راهبردی باشد، نمایانگر استیصال اقتصادی برلین بود. درخواستهای مکرر برای جذب سرمایه عربی، همراه با اصرار بر افزایش خریدهای تسلیحاتی، تصویری از صدراعظمی ارائه داد که به جای طراحی راهبرد صنعتی و فناورانه، به بازاریاب صنایع نظامی تنزل یافته است.
مرتس با تأکید بر فروش سلاح و افزایش بودجه نظامی، همراستا با مجتمعهای اسلحهسازی و در تضاد با منافع بلندمدت ملت آلمان حرکت میکند. مخالفت سرسختانه او با پایان جنگ اوکراین نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ جنگی که برای صنایع نظامی سودآور و برای اقتصاد و امنیت اروپا ویرانگر بوده است.
ایرانهراسی؛ ابزار فتنهانگیزی منطقهای
بخش مهمی از دستور کار سفر مرتس، نه تعامل سازنده با کشورهای منطقه، بلکه تلاش برای برهمزدن روند همگرایی همسایگان از طریق ایرانهراسی بود. اظهارات مداخلهجویانه او درباره «رفتارهای بیثباتکننده ایران» در حالی مطرح شد که افکار عمومی جهان عرب، بر اساس نظرسنجیهای معتبر، آمریکا و رژیم صهیونیستی را اصلیترین تهدیدهای امنیت منطقه میدانند.
این شکاف عمیق میان واقعیت میدانی و ادعاهای برلین، نشان میدهد که مرتس نه صدای منطقه را میشنود و نه تحولات جدید نظم منطقهای را درک کرده است. کشورهای غرب آسیا، برخلاف القائات او، بر گفتوگو، همگرایی و روابط متوازن با تهران تأکید دارند و همین امر پروژه تفرقهافکنانه مرتس را به شکست کشاند.
دلبستگی به تلآویو؛ از توهم تا رسوایی
مرتس آشکارا از رژیم صهیونیستی دفاع میکند و حتی آن را مجری «کارهای کثیف غرب» مینامد؛ موضعی که در بحبوحه کشتار غزه و کرانه باختری، به یک رسوایی اخلاقی و سیاسی بدل شده است. این در حالی است که موج اعتراضات جهانی، فشار دیپلماتهای اروپایی و حتی افکار عمومی داخل سرزمینهای اشغالی علیه نتانیاهو، مشروعیت این رژیم را بهشدت تضعیف کرده است.
حمایت بیقیدوشرط مرتس از تلآویو، نه تنها اعتبار ادعایی آلمان در حوزه حقوق بشر را نابود کرده، بلکه شائبه تداوم رگههای خطرناک تفکر اقتدارگرا و جنگطلب را در سیاست خارجی برلین تقویت کرده است.
آلمان؛ نیازمند بازگشت عقلانیت سیاسی
جمعبندی کارنامه مرتس نشان میدهد که آلمان با چنین رهبری، بیش از پیش به حاشیه نظام بینالملل رانده میشود. ملتی که با نوآوری، صنعت و عقلانیت شناخته میشد، امروز با صدایی ناهماهنگ، وابسته و بحرانساز در جهان معرفی میشود.
بازگشت اعتبار آلمان، تنها در گرو ظهور دولتمردانی خردمند، مسئولانه و مستقل است؛ رهبرانی که به جای تملق لابیها، فروش سلاح و همراهی با نسلکشی، منافع ملت و صلح جهانی را در اولویت قرار دهند.