همزمان با اعلام دور تازه گفتوگوهای ایران و آمریکا در مسقط، اروپا با صدور بیانیههای حمایتی تلاش میکند به صحنهای بازگردد که سالهاست از آن حذف شده است؛ تلاشی التماسگونه برای بازیابی اعتباری که با بیتعهدی، تبعیت و سکوت در برابر جنایتها سوخته است.
نورنیوز-گروه بینالملل: واکنش اتحادیه اروپا و تروئیکای اروپایی به اعلام مذاکرات ایران و آمریکا، در ظاهر با ادبیات حمایت از دیپلماسی و حل مسالمتآمیز مسئله هستهای همراه بود. از پاریس تا لندن و برلین، مقامها از «استقبال» گفتند و رم از رایزنیهای جانبی خبر داد. اما این مواضع بیش از آنکه نشاندهنده نقشآفرینی مستقل باشد، تلاشی برای بازگشت به میز تصمیمسازی است؛ میزی که اروپا سالها پیش با انتخاب تبعیت از واشنگتن و لابی صهیونیستی از آن کنار گذاشته شد.
اروپا امروز نه میانجی است و نه ضامن؛ بلکه بازیگری است که با صدور بیانیه میکوشد حذفشدگی خود را پنهان کند. این استقبال، اعتراف غیرمستقیم به زوال نقش جهانی و ناتوانی در اثرگذاری واقعی است.
اعتباری که اروپا سوزاند
در دو دهه مذاکرات هستهای، ایران در چارچوب حقوق مسلم خود عمل کرد و حتی پس از خروج آمریکا از برجام نیز به تعهدات پایبند ماند. در مقابل، اروپا نه در سعدآباد و پاریس، نه در برجام و نه در سازوکارهای مالی وعدهدادهشده به تعهدات حداقلی خود وفادار نبود. فعالسازی اسنپبکِ غیرقانونی، همراهی با تحریمها، و قرار دادن بخشی از نیروهای مسلح رسمی ایران در فهرستهای سیاسی، عملاً سرمایه اعتماد را سوزاند.
افزون بر این، حمایت از اغتشاش، سکوت در برابر فشارهای معیشتی بر مردم ایران و همراهی با سیاستهای ضدحقوق بشری، اروپا را از جایگاه «طرف مذاکره» به «موضوع بازخواست» تنزل داد.
خاکستری در گرداب زوال
اروپا همزمان با مخالفت با صلح اوکراین و برجستهسازی پرونده هستهای ایران، میکوشد ژست نقش جهانی بگیرد؛ اما واقعیت، اتحادیهای خاکستری در گرداب زوال اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. اعترافات صریح مقامهای اروپایی درباره ضعف استقلال، و توصیف اروپا به «ماشین صدور بیانیههای توخالی»، نشانهای از فرسایش ساختاری است.
سکوت در برابر جنایتهای غزه، بیعملی در حمایت از نهادهای بشردوستانه و بسندهکردن به ابراز تأسف، تصویر بازیگری بیاختیار را تثبیت کرده است.
میان نابودی و تغییر رفتار
اروپا امروز بر سر دو راهی ایستاده است: ادامه خودخدمتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی، یا بازتعریف رفتار در چارچوب نظم نوین جهانی. ژستهای حقوق بشری، تحریممحوری و تلاش برای ورود نمایشی به مذاکرات، مسیر زوال را متوقف نمیکند.
بازیگران مؤثر نظم جدید—از ایران تا چین و روسیه و بریکس—دیگر نقش بیخاصیت را نمیپذیرند. تنها تغییر واقعی رفتار، پذیرش قواعد جدید و پرداخت هزینه استقلال میتواند سرعت افول اروپا را کاهش دهد؛ در غیر این صورت، حاشیهنشینی تثبیت خواهد شد.