انتظار در اندیشه اسلامی، حالتی منفعل و تعلیقی نیست، بلکه نگاهی مسئولانه به آینده و تلاشی آگاهانه برای ساختن آن است. جامعه منتظر، با برنامهریزی، محاسبه و کنش عقلانی امروز، مسیر عدالت فردا را هموار میکند و امید را به عمل پیوند میزند.
نورنیوز-گروه فرهنگی: در تلقیهای رایج و سطحی، انتظار اغلب به معنای صبر منفعلانه و چشمدوختن به آیندهای مبهم فهم میشود؛ گویی انسانِ منتظر، مأمور به سکوت و تعلیق مسئولیت است. حال آنکه در منطق اندیشه مهدوی، انتظار نه توقف تاریخ، بلکه مشارکت آگاهانه در اصلاح آن است.
در زندگی اجتماعی، مصادیق این معنا بهروشنی قابل مشاهدهاند. معلمی که در مدرسهای کمبرخوردار، آموزش را به حداقلهای اداری تقلیل نمیدهد و برای ارتقای کیفیت یادگیری دانشآموزان تلاش میکند، یا پزشکی که در مناطق محروم با وجود کمبود امکانات، مسئولیت حرفهای خود را رها نمیکند، در حال زیست منتظرانه است. این انتظار، آینده را از مسیر اصلاح امروز جستوجو میکند.
این نگاه، ریشه در آموزهای قرآنی دارد که مسئولیت تغییر را متوجه انسان میداند:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱)
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه خودشان آنچه را در درونشان است تغییر دهند.
اشاره صریح آیه به «تغییر درون» نشان میدهد که انتظار، بدون خودسازی فردی و مسئولیتپذیری اجتماعی، مفهومی تهی خواهد بود.
امام غایب، معیار زنده حق و عدالت
غیبت امام، به معنای غیبت معیارهای الهی نیست. در اندیشه مهدوی، امام غایب همچنان معیار زنده تشخیص حق، عدالت و کرامت انسانی است. جامعه منتظر، وضع موجود را نهایی و مقدس تلقی نمیکند، بلکه آن را همواره با افق عدالت میسنجد.
در عرصه اجتماعی، این معنا خود را در حساسیت نسبت به نابرابریها نشان میدهد. زمانی که شکاف طبقاتی تعمیق میشود، یا دسترسی به آموزش، سلامت و فرصتهای شغلی نابرابر میگردد، نگاه منتظرانه اجازه نمیدهد این وضعیت بهعنوان «امر طبیعی» پذیرفته شود. انتظار، وجدان جمعی را بیدار نگه میدارد و مانع عادیسازی بیعدالتی میشود.
این رویکرد، بر وعدهای قرآنی استوار است که آینده را متعلق به مستضعفان میداند:
«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (قصص، ۵)
و ما اراده کردهایم بر کسانی که در زمین به ضعف کشیده شدهاند منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.
این آیه، انتظار را از یک آرزوی ذهنی به افقی تاریخی و عدالتمحور ارتقا میدهد.
انتظار و نقد فعال وضع موجود
انتظار، همزادِ نارضایتی آگاهانه از وضع موجود است؛ نارضایتیای که از شناخت فاصله میان واقعیتهای اجتماعی و افق عدالت سرچشمه میگیرد. این نارضایتی، نه از جنس یأس و تخریب، بلکه عقلانی، اصلاحگرانه و مسئولانه است.
برای مثال، مطالبه شفافیت مالی در نهادهای عمومی، اعتراض مدنی به فساد ساختاری یا نقد سیاستهای ناکارآمد با زبان قانون و اخلاق، جلوههایی از انتظار فعالاند. جامعه منتظر، نه به سکوت محافظهکارانه تن میدهد و نه به هیجانزدگی بیضابطه؛ بلکه مسیر اصلاح تدریجی، مستمر و پایدار را انتخاب میکند.
در این چارچوب، انتظار نوعی «هوشیاری تاریخی» است؛ هوشیاریای که اجازه نمیدهد ناکارآمدیها و بیعدالتیها بهتدریج عادی و پذیرفته شوند.
اخلاق انتظار؛ از خودسازی تا جامعهسازی
هیچ جامعهای بدون زیرساخت اخلاقی، به عدالت پایدار دست نمییابد. انتظار، پیش از آنکه پروژهای سیاسی یا تاریخی باشد، پروژهای عمیقاً اخلاقی است. صداقت، امانتداری، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از فساد، عناصر بنیادین زیست منتظرانهاند.
در روایتی معتبر از امام صادق (ع)، انتظار بهصراحت با عمل اخلاقی پیوند خورده است:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ، وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»
هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر باشد و همزمان با پرهیزکاری و اخلاق نیکو عمل کند.
این روایت، انتظار را از سطح ادعا به عرصه رفتار روزمره میآورد. کارمندی که از رانت استفاده نمیکند، تاجری که در شرایط بحران به احتکار تن نمیدهد، یا مدیری که منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد، همگی در حال تمرین عملی انتظارند. جامعهای که این الگوهای رفتاری در آن گسترش یابد، بهطور طبیعی آمادگی بیشتری برای تحقق عدالت خواهد داشت.
آیندهنگری فعال؛ امیدی برنامهمند
انتظار، امید به آیندهای روشن است؛ اما نه امیدی مبهم، احساسی و غیرواقعبینانه. جامعه منتظر، آینده را صرفاً «منتظر نمیماند»، بلکه آن را آگاهانه میسازد. این ساختن، نیازمند برنامهریزی، سرمایهگذاری و صبوری عقلانی است؛ چراکه امید، زمانی به پیشرفت میانجامد که با محاسبه و ارزیابی مداوم همراه باشد. همانگونه که امام رضا علیهالسلام با صراحت میفرماید: «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ»؛ سود و زیان، نه در آرزو، بلکه در حسابرسی آگاهانه از مسیر امروز رقم میخورد.
سرمایهگذاری در آموزش عمومی، کاهش شکافهای اجتماعی، تقویت رسانههای مسئول و ارتقای آگاهی شهروندان، مصادیق روشن این آیندهنگری فعالاند. برای نمونه، توسعه آموزش در مناطق محروم یا حمایت هدفمند از نخبگان متعهد، شاید در کوتاهمدت پرهزینه به نظر برسد، اما در منطق انتظار، این هزینهها سرمایهگذاری برای عدالت آیندهاند؛ زیرا جامعهای که امروز خود را محاسبه نکند، فردای خود را از دست خواهد داد.
انتظار، پلی است میان اکنونِ پرچالش و فردایی انسانیتر؛ پلی که تنها با کنش مسئولانه امروز، محاسبه مستمر راه طیشده و پرهیز از غفلت ساخته میشود، نه با تعویق مسئولیت و واگذاری آینده به زمان.