نورنیوز https://nournews.ir/n/272762
کد خبر: 272762
13 بهمن 1404
کانورسیشن:

هر گونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، خطر وقوع جنگ منطقه‌ای را در بر دارد


همزمان با ادعای رئیس جمهوری آمریکا درباره «جریان داشتن گفت‌وگوهای جدی با ایران» در بحبوحه گسیل تجهیزات نظامی واشنگتن به خاورمیانه، یک تارنمای تحلیلی استرالیایی نوشت: اقدام نظامی آمریکا در ایران، خطر جرقه جنگی منطقه‌ای و موج گرایش‌های هسته‌ای جهانی را در پی خواهد داشت.

نورنیوز- گروه بین الملل: تارنمای خبری - تحلیلی «کانوِرسِیشن/theconversation» در این گزارش که به قلم «فرح جان» اندیشمند علوم سیاسی و استاد دانشگاه پنسیلوانیا، نگاشته شده است، می‌نویسد: دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ (هشتم بهمن ۱۴۰۴)، تهدیدهای خود را علیه ایران به شدت افزایش داد و مدعی شد که اگر تهران با مجموعه‌ای از خواسته‌های واشنگتن موافقت نکند، این امکان وجود دارد که او (ترامپ/آمریکا) حمله‌ای «سریع و خشن» ترتیب دهد. پنتاگون نیز با هدف تاکید بر این تهدید، ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را به‌همراه ناوشکن‌ها، بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌ها به مواضعی در فاصله‌ای نزدیک به ایران منتقل و مستقر کرد.

در راس خواسته‌های مختلف دولت آمریکا از ایران، پایان دائمی برنامه غنی‌سازی اورانیوم این کشور قرار دارد. واشنگتن همچنین خواستار محدود شدن برنامه موشک‌های بالستیک و قطع حمایت تهران از آنچه گروه‌های نیابتی‌اش در خاورمیانه می‌خواند، شده است.

به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ مقطع کنونی را فرصتی برای تشدید فشار بر ایران می‌داند که به‌ واسطه مشکلات اقتصادی و اعتراضات گسترده‌ اوایل ژانویه در این کشور، تضعیف شده است.

نگارنده در ادامه می‌نویسد: با این حال، من به‌عنوان پژوهشگر سیاست‌های امنیتی خاورمیانه و اشاعه تسلیحات، نگرانی‌هایی دارم. در واقع، هرگونه اقدام نظامی آمریکا در حال حاضر می‌تواند در آینده پیامدهای ناخواستهِ گسترده‌ای داشته باشد؛ از جمله این پیامدها می‌توان به احتمال تسریع اشاعه هسته‌ای در سطح جهانی اشاره کرد.

درس «ایرانِ در آستانه‌»

نویسنده در ادامه این متن می‌نویسد: سقوط جمهوری اسلامی، حتی در صورت استفاده آمریکا از نیروی نظامی، بعید به نظر می‌رسد. ایران کشوری متزلزل و مستعد فروپاشی سریع، نیست. این کشور با جمعیتی حدود ۹۳ میلیون نفر و ظرفیت عظیم حکمرانی، از دستگاه چندلایه ابزارهای بازدارندگی و نهادهای امنیتی‌ برخوردار است که برای بقا در شرایط بحرانی طراحی شده‌اند. نیروی انسانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور معمول بین چند صد هزار نفر برآورد می‌شود و نیروهای ذخیره گسترده‌ای را در اختیار دارد یا قادر به بسیج آنهاست.

نهادهای جمهوری اسلامی ایران پس از ۴۷ سال حکومت، عمیقا در جامعه این کشور نهادینه شده‌اند. افزون بر این، هرگونه تغییر در نظام سیاسی ایران نیز احتمالا به «شروعی از صفر» منجر نخواهد شد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۲۸ ژانویه به قانون‌گذاران این کشور گفت که درباره پیامدهای سقوط احتمالی حکومت، «پاسخ ساده‌ای وجود ندارد.» و دقیقا در همین عدم‌ قطعیت، خطر نهفته است. ایران یک «کشور آستانه‌ای» است؛ بدان معنا که توان فنی تولید سلاح هسته‌ای را دارد، اما هنوز از خط نهایی ساخت آن عبور نکرده است.

نگارنده اضافه می‌کند: بی‌ثباتی یک کشور آستانه‌ای سه خطر عمده در بر دارد؛ از دست رفتن کنترل متمرکز بر مواد هسته‌ای و دانشمندان، ایجاد انگیزه برای جناح‌ها جهت فروش یا صدور دانش فنی، و منطق شتاب‌زدگی و این یعنی رقابت بازیگران برای دستیابی به بازدارندگی پیش از فروپاشی. در این زمینه، تاریخ هشدارهایی در دل خود دارد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه ۱۹۹۰ به حوادث نزدیک به فاجعه و نگرانی درباره سرنوشت مواد هسته‌ای گمشده منجر شد.

درس‌هایی برای حمله احتمالی

هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، صرف‌نظر از اینکه تغییر نظام سیاسی مستقر رخ بدهد یا نه، پیامدهای عمیقی در زمینه اشاعه جهانی سلاح‌های هسته‌ای خواهد داشت. موضع «آستانه‌»ای ایران نتیجه یک انتخاب راهبردی مبتنی بر خویشتن‌داری بوده است. اما زمانی که در ژوئن ۲۰۲۵(خرداد ۱۴۰۴) اسرائیل و آمریکا تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند، آن حمله در کنار تهدیدهای اخیر ترامپ، پیام روشنی با این مضمون ارسال کرد که جایگاه «آستانه‌ای»، امنیت قابل اتکایی فراهم نمی‌کند.

این پیام برای سایر کشورهایی که در پی توان هسته‌ای هستند، بسیار صریح است و بر پایه زنجیره‌ای از درس‌های سخت سه دهه اخیر در حوزه عدم اشاعه بنا می‌شود. لیبی در سال ۲۰۰۳ برنامه هسته‌ای خود را کنار گذاشت تا روابطش با غرب عادی شود؛ با این حال، تنها هشت سال بعد، حملات هوایی ناتو در حمایت از شورشیان، به دستگیری و کشته شدن معمر قذافی انجامید.

اوکراین نیز در سال ۱۹۹۴ زرادخانه هسته‌ای خود را در ازای تضامین امنیتی از سوی روسیه، آمریکا و انگلیس واگذار کرد اما ۲۰ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۴، روسیه شبه‌جزیره کریمه را به خاک خود الحاق و در ادامه نیز در فوریه ۲۰۲۲ عملیات ویژه نظامی خود را در این کشور آغاز کرد.

حالا می‌توان ایران را هم به این فهرست اضافه کرد؛ کشوری که در سطح آستانه‌ای خویشتن‌داری کرد و با این حال، در سال ۲۰۲۵ هدف بمباران آمریکا قرار گرفت و اکنون با احتمال حمله‌ای دیگر روبه‌روست.

این درس از چشم مهدی محمدی، مشاور ارشد ایرانی، پنهان نمانده است. او ۲۷ ژانویه در تلویزیون دولتی گفت که «خواسته‌های واشنگتن یعنی خودتان را خلع سلاح کنید تا هر وقت خواستیم به شما حمله کنیم.»

اگر کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای به تغییر نظام سیاسی منجر و واگذاری سلاح‌ها به تهاجم ختم شود و ماندن در وضعیت «آستانه‌ای» هم حمله نظامی را در پی داشته باشد، در این منطق، امنیت حقیقی تنها از طریق تملک سلاح هسته‌ای به دست می‌آید نه مذاکره برای کنار گذاشتن آن یا توقف توسعه پیش از تکمیل. در صورتی که نظام حاکم بر ایران در برابر هرگونه حمله آمریکا تاب بیاورد، به باور من، تقریبا با قطعیت برنامه تسلیحاتی خود را با شدت بیشتری پیگیری خواهد کرد.

اعتبار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

افزون بر این، تهدید یا اقدام نظامی آمریکا برای نابودی برنامه هسته‌ای یک کشور، معماری بین‌المللی ممانعت از اشاعه را تضعیف می‌کند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تا پیش از حملات قبلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران، طبق ماموریت خود یعنی شناسایی، گزارش و راستی‌آزمایی عمل می‌کرد. نظارت این نهاد بر ایران نشان می‌داد که نظام بازرسی کارآمد است.

اما حملات نظامی یا حتی تهدید جدی به آن، به خروج بازرسان، اختلال در تداوم نظارت و ارسال این پیام منجر می‌شود که پایبندی به قواعد، تضمینی برای امنیت نیست. به عبارت بهتر، اگر پایبندی به قوانین، مصونیتی ایجاد نمی‌کند، چرا باید از آنها تبعیت کرد؟ آنچه در خطر است، اعتبار آژانس و اعتماد به کل نظام دیپلماسی و نظارت بین‌المللی به منظور مهار نگرانی‌های هسته‌ای است.

اثر دومینو

تمام کشورهایی که در حال سنجش گزینه‌های هسته‌ای خود هستند، روند پیشروی این رویارویی تازه میان آمریکا و ایران را به دقت رصد می‌کنند. عربستان سعودی، رقیب منطقه‌ای ایران، هرگز جاه‌طلبی هسته‌ای خود را پنهان نکرده است؛ تا جایی که محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، آشکارا گفته که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، عربستان نیز همین مسیر را دنبال خواهد کرد.

با وجود این، حمله احتمالی آمریکا به ایران لزوما به متحدان واشنگتن در خلیج فارس اطمینان نخواهد داد بلکه ممکن است آنها را نگران‌تر کند. حملات ژوئن ۲۰۲۵ آمریکا علیه ایران، برای حفاظت از اسرائیل انجام شد، نه عربستان یا حتی خود ایران. رهبران خلیج فارس ممکن است به این نتیجه برسند که اقدام نظامی آمریکا نصیب شرکای گزینشی می‌شود و الزاما همه متحدان را در بر نمی‌گیرد. و اگر حمایت آمریکا گزینشی بوده و جهانی نباشد، واکنش منطقی می‌تواند حرکت به‌سوی ضمانت‌ و سپرهای مستقل باشد.

به عنوان مثال، تعمیق همکاری‌های دفاعی عربستان با پاکستانِ هسته‌ای، نوعی سپر در برابر غیرقابل پیش‌بینی بودن آمریکا و بی‌ثباتی منطقه‌ای است. عربستان سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در قابلیت‌های نظامی پاکستان کرده و به باور بسیاری از تحلیلگران، تفاهم‌هایی درباره زرادخانه هسته‌ای پاکستان وجود دارد.

در این بین، ترکیه نیز از ترتیبات هسته‌ای ناتو ناراضی بوده و گاه نشانه‌هایی از علاقه به قابلیت مستقل از خود بروز داده است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌ جمهوری ترکیه، در سال ۲۰۱۹ این پرسش را مطرح کرد که چرا ترکیه نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد وقتی دیگران در منطقه دارند؟! حمله به ایران به‌ویژه حمله‌ای که با مخالفت ترکیه همراه باشد، می‌تواند روند اقدامات پیشگیرانه و سپرسازی آنکارا را تسریع کرده و حتی به یک برنامه جدی تسلیحاتی بومی منجر شود.

و این موج گرایش‌های هسته‌ای احتمالا به خاورمیانه محدود نخواهد ماند. کره جنوبی و ژاپن تا حد زیادی به واسطه اعتماد به بازدارندگی گسترده و چتر هسته‌ای آمریکا، غیرهسته‌ای مانده‌اند. اشاعه منطقه‌ای و خطر انتقال دانش، دانشمندان و فناوری از سوی یک ایران بی‌ثبات، می‌تواند در سئول و توکیو این پرسش را مطرح کند که آیا می‌توان به ضمانت‌های آمریکا اعتماد کرد یا نه!

نظم متقابل در حال شکل‌گیری است؟

پادشاهی‌های عرب خلیج فارس قطعا این خطرات را درک می‌کنند و همین مسئله تا حدی توضیح می‌دهد که چرا به دولت ترامپ فشار آورده‌اند تا از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کند.

معماری امنیتی منطقه‌ای تحت رهبری آمریکا همین حالا نیز تحت فشار است و اگر شرکای واشنگتن در خلیج فارس روابط امنیتی خود را تنوع بخشیده و در برابر غیرقابل پیش‌بینی بودن آمریکا اقدامات احتیاطی اتخاذ کنند، این معماری امنیتی بیش از پیش شکننده خواهد شد.

بنابراین، تهدیدها و حملات احتمالی دولت ترامپ علیه ایران ممکن است نه به افزایش نفوذ آمریکا، بلکه به کاهش نفوذ و اهمیت آن بینجامد؛ آن هم در شرایطی که منطقه به حوزه‌های نفوذ رقیب تقسیم می‌شود. شاید نگران‌کننده‌تر از همه این باشد که وضعیت جاری به تمام کشورهایی مشتاق هسته‌ای‌شدن، بیاموزد که امنیت، تنها از مسیر «داشتن بمب» به دست می‌آید.


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: جنگ / حمله نظامی / حمله نظامی آمریکا / جنگ منطقه‌ای