طرح شروط حداکثری رژیم صهیونیستی برای توافق با ایران، پیش از آنکه نشانه اختلاف با واشنگتن باشد، تلاشی هدفمند برای شکست مذاکرات در نطفه است. آزمون واقعی، نه برای تهران بلکه برای آمریکاست؛ تا روشن شود آیا دیپلماسی را بهعنوان مسیر کاهش تنش باور دارد یا ابزار مدیریت بحران.
نورنیوز-گروه بین الملل :ادعاهای مطرح شده از سوی رسانههای صهیونیستی درباره شروط توافق با ایران که هم زمان با انتشار اخباری در خصوص از سرگیری مذاکرات تهران- واشنگتن مطرح شده از جنس فشار روانی پیشدستانه است. این شروط که شامل توقف کامل غنیسازی، تعطیلی تأسیسات، محدودسازی توان موشکی و قطع حمایت از محور مقاومت میشود، عملاً هر آیندهای برای گفتوگو را پیش از شکلگیری نابود میکند. این رویکرد، نه اختلاف راهبردی با واشنگتن، بلکه تاکتیکی هماهنگ برای تحمیل فضای انفعال بر روند مذاکرات است. تلآویو بهخوبی میداند تحقق چنین خواستههایی غیرممکن است، اما ابزار لازم برای القای بنبست و سنگینسازی هزینه دیپلماسی را فراهم میکند. این بار، هدف نه اصلاح توافق بلکه شکست آن پیش از شکلگیری است.
تأثیر اسرائیل و آزمون آمریکا
تجربه تاریخی نشان داده است که آمریکا بهشدت از سیاستهای رژیم صهیونیستی در قبال ایران تأثیر میپذیرد. از ادوار اوباما تا ترامپ و بایدن، هر بار که مذاکرات به نقطهای از پیشرفت رسید، با مداخله تلآویو یا فشارهای غیرمستقیم و امنیتی دچار وقفه شد. اقدام ترامپ در ترک میز مذاکره پیش از آغاز دور ششم و همزمان با جنگ ۱۲ روزه علیه غزه تنها یکی از مثالهای بارز این تبعیت بود؛ اقدامی که بیاعتمادی تهران به حسن نیت آمریکارا بهطور ساختاری تقویت کرد. ایران مذاکرات را نبردی رو در رو با یک ائتلاف واحد میبیند و تفاوت میان آمریکا و رژیم صهیونیستی را صرفاً مصرف رسانهای میداند. با این وجود، آزمون کنونی واشنگتن در برابر فضاسازیهای تلآویو، شاخص تعیینکنندهای از میزان استقلال عقلانیت سیاسی آمریکا است.
ایران در دو جبهه؛ آمادگی نظامی و دیپلماسی فعال
موضع کنونی ایران مبتنی بر بازدارندگی هوشمند و دیپلماسی محتاطانه است. تهران نه تسلیم فضای تهدید میشود و نه از گفتوگو برای تثبیت حقوق خود صرفنظر میکند. در حالی که آمادگی نظامی در بالاترین سطح حفظ شده و انگشت روی ماشه قرار دارد، پیام روشن این است که فرصت دیپلماسی از بین نرفته است. ایران معتقد است حفظ توازن میان قدرت سخت و نرم، امکان مدیریت فشار بدون خروج از مسیر تعامل را ممکن میسازد. در این چارچوب، مذاکره تنها برای تثبیت حقوق هستهای و رفع تحریمها معنا دارد؛ نه برای عبور از خطوط قرمز موشکی و منطقهای. هرگونه تلاش برای انحراف مذاکرات به حوزههای غیرهستهای، بهصراحت با پاسخ قاطع و متقارن روبهرو خواهد شد.
دیپلماسی یا مدیریت بحران؟ آزمون نهایی واشنگتن
اکنون که به گفته مقامات تهران و واشنگتن، تلاشهایی برای احیای سازوکارهای گفتوگو در جریان است، نحوه برخورد آمریکا با فضاسازیهای اسرائیل تعیینکننده خواهد بود. اگر کاخ سفید در برابر باجخواهی تلآویو، دیپلماسی را بهعنوان مسیر کاهش تنش حفظ کند، میتوان از بازگشت نسبی عقلانیت در سیاست خارجی آمریکا سخن گفت. اما سکوت، همراهی یا تکرار شروط ساختگی، اثبات خواهد کرد که واشنگتن همچنان در مدار فشار حداکثری و بازی کهنه «پلیس خوب و بد» گرفتار است. از منظر ایران، این آزمون نه فقط درباره نیت آمریکا، بلکه درباره قابلیت مدیریت بحران در ساختار قدرت غربی است. شکست آن، بار دیگر دیپلماسی را به ابزاری مصرفی و بیاعتبار در افکار عمومی جهان تبدیل خواهد کرد.