نورنیوز https://nournews.ir/n/272664
کد خبر: 272664
14 بهمن 1404

کودکان و سایه جنگ/ آنچه والدین باید بدانند


«حوادث 18 و 19 دی‌ماه» و «تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران و وقوع احتمالی جنگ» دو مساله‌ای است که این روزها به موضوع گفت و گوی همه ما تبدیل شده و مواجهه با «اخبار بد»، نگرانی‌هایی در کل جامعه به وجود آورده است؛ در این میان، نباید از تاثیرپذیری کودکان از این شرایط غافل شویم. والدین باید بدانند در چنین شرایطی چه باید کرد و چه نباید.

نورنیوز-گروه اجتماعی: نگران‌شدنِ والد در این شرایط طبیعی است؛ مهم این است که این نگرانی چگونه تنظیم و منتقل ‌می‌شود؛ والدین قبل از هر چیز باید یک گزاره اصلی را مورد توجه قرار دهند؛ و آن اینکه در چنین شرایطی، کودک به «اطلاعات» نیاز ندارد؛ به بدنی آرام، رابطه‌ای قابل اتکا و ریتمی آشنا نیاز دارد.

در ارتباط با موضوع «جنگ احتمالی ایران و آمریکا» که بعنوان شرایط تهدیدِ بدون وقوع مستقیم بحران شناخته می‌شود، چه باید کرد و چه نباید کرد؟

وقتی هنوز رویداد بحرانی به‌طور مستقیم رخ نداده اما فضای اجتماعی، رسانه‌ای یا خانوادگی آکنده از نگرانی است، کودکان خردسال ممکن است بدون مواجهه مستقیم، دچار فعال‌سازی سیستم تهدید شوند. در این مرحله، هدف اصلی مداخله، پیشگیری از مزمن‌شدن حالت هشدار در سیستم عصبی کودک است.

چه کارهایی را نباید انجام دهیم؟

۱. قرار دادن کودک در معرض اخبار و گفتگوهای بزرگسالانه؛ شنیدن مکرر اخبار، مکالمات تلفنی نگران‌کننده یا بحث‌های تحلیلی، حتی اگر کودک «ظاهراً» توجهی نشان ندهد، سیستم عصبی او در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد.

۲. پیش‌دستی در توضیح بحران؛ توضیح دادن درباره احتمال جنگ، خطر یا سناریوهای آینده، بدون اینکه کودک پرسشی مطرح کرده باشد، نیاز واقعی کودک را هدف نمی‌گیرد و صرفاً تهدید را فعال می‌کند.

۳. تغییر ناگهانی رفتار والدین بدون توضیح هیجانی؛ اضطراب پنهان، بی‌قراری، تغییر لحن صدا یا رفتارهای کنترلی بزرگسالان، بدون نام‌گذاری هیجانی، برای کودک به‌معنای «خطری نامرئی» است.

۴. اطمینان‌دهی افراطی و غیرواقع‌بینانه؛ جملاتی مانند «هیچ‌وقت هیچ اتفاقی نمی‌افته» ممکن است در کوتاه‌مدت آرام‌کننده به‌نظر برسند، اما در صورت بروز تغییر، احساس اعتماد کودک را تضعیف می‌کند.

چه کارهایی باید انجام دهیم؟

۱. حفظ روال‌های روزمره؛ از منظر علوم اعصاب، تداوم الگوهای آشنا (خواب، بازی، غذا، ارتباط) یکی از قوی‌ترین پیام‌های امنیت برای مغز کودک است. روال پایدار، جایگزین توضیح کلامی می‌شود.

۲. تنظیم هیجانی بزرگسال پیش از مداخله کلامی؛ کودک پیش از شنیدن کلمات، «حالت بدن، تن صدا و ریتم حضور» بزرگسال را می‌خواند. آرام‌سازی خودِ والد یا مراقب، نخستین و مؤثرترین مداخله است.

۳. پاسخ فقط به پرسشِ کودک، نه فراتر از آن؛ اگر کودک سؤالی پرسید، پاسخ باید کوتاه، واقعی و متناسب با سن باشد، بدون افزودن جزئیات تهدیدکننده. مثال: «بعضی وقت‌ها بزرگترها هم نگران می‌شن، ولی من همیشه مراقبتم.»

۴. نام‌گذاری هیجان؛ در صورت مشاهده نشانه‌های اضطراب در کودک، مثلا به او بگوییم «به‌نظر میاد نگرانی» و سپس از جمله‌های امن‌کننده استفاده کنیم؛ مثلا «الان پیش هم هستیم و من مراقبتم».

۵. فعالیت‌هایی جهت کاهش تنش؛ بازی، حرکت، تماس بدنی امن، و فعالیت‌های حسی (نقاشی، خمیر، نفس عمیق همراه بزرگسال) به تخلیه تنش‌های پیش‌بحرانی کمک می‌کند.

جمع‌بندی:

در شرایطی که هنوز بحران رخ نداده اما سایه تهدید وجود دارد، مهم‌ترین خطا، انتقال اضطراب بزرگسال به کودک و مهم‌ترین اقدام، حفظ احساس امنیت از طریق حضور تنظیم‌شده است. کودکان خردسال بیش از آنکه به اطلاعات نیاز داشته باشند، به این پیام به صورت مداوم نیاز دارند که: دنیا ممکن است نامطمئن باشد، اما رابطه من با تو امن است و من مراقب تو هستم.


منبع: ایرنا
سرویس: اجتماعی
کلید واژگان: آمریکا / کودکان / سایه جنگ / استرس_کودکان / ترس_کودکان / کودکان_جنگ