تنگه هرمز با عبور بیش از 35 درصد تجارت نفت خام و سهم قابلتوجهی از LNG، میعانات و کالاهای اساسی، به حساسترین گلوگاه اقتصاد جهانی و کانون ریسک ژئوپلیتیک بدل شده است.
نورنیوز-گروه سیاسی: تنگه هرمز صرفاً یک آبراه باریک میان خلیج فارس و دریای عمان نیست؛ این تنگه، شریان حیاتی اقتصاد جهانی و نقطه تلاقی انرژی، سیاست و امنیت بینالملل است. دادههای تجارت دریایی سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که وابستگی جهان به این گذرگاه استراتژیک، فراتر از نفت خام بوده و طیفی متنوع از کالاهای حیاتی را دربر میگیرد.
بر اساس آمار، حدود ۳۵ درصد تجارت جهانی نفت خام، معادل روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه و حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت، از تنگه هرمز عبور میکند. این رقم بهتنهایی نشان میدهد که هرگونه اختلال حتی کوتاهمدت در این مسیر، میتواند شوک قیمتی و بیثباتی گستردهای در بازار انرژی جهان ایجاد کند.
اما اهمیت هرمز تنها به نفت محدود نمیشود، ۲۶ درصد تجارت جهانی میعانات گازی، ۲۰ درصد تجارت LNG و بیش از ۱۵ درصد محصولات شیمیایی، کود شیمیایی و فرآوردههای پتروشیمی نیز وابسته به این تنگهاند. حتی اقلامی چون مواد غذایی، کک نفتی، سیمان و محصولات پایه صنعتی سهم قابلتوجهی از تجارت دریایی خود را از مسیر هرمز تأمین میکنند؛ موضوعی که نقش این آبراه را در امنیت غذایی و صنعتی جهان برجستهتر میسازد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس، که پنج عضو اصلی اوپک را در خود جای دادهاند، در مجموع نزدیک به یکسوم تولید نفت جهان را در اختیار دارند. سهم خاورمیانه از تولید نفت جهانی در سال گذشته حدود ۳۱ درصد بوده و پیشبینیها نشان میدهد این سهم تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، وابستگی جهان به انرژی عبوری از هرمز نهتنها کاهش نمییابد، بلکه عمیقتر نیز خواهد شد.
از منظر تجارت کلان، خاورمیانه طی دو دهه اخیر از یک بازیگر منطقهای به هاب تجاری ۳ تریلیون دلاری تبدیل شده است. صادرات انرژی همچنان ستون فقرات اقتصاد کشورهای کلیدی منطقه است؛ بهگونهای که ۷۵ درصد صادرات عربستان و عمان و بیش از نیمی از صادرات امارات به انرژی وابسته است. این ساختار، شکنندگی بالای اقتصاد جهانی در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی در این منطقه را توضیح میدهد.
در چنین شرایطی، افزایش تنش میان ایران و آمریکا یا هر سناریوی درگیری نظامی، صرفاً یک بحران دوجانبه نخواهد بود. اختلال در تنگه هرمز، بهسرعت صادرات کشورهای خلیج فارس، زنجیره تأمین جهانی، قیمت انرژی، مواد غذایی و حتی بازارهای مالی را تحت فشار قرار میدهد. به همین دلیل است که ثبات خاورمیانه، عملاً معادل ثبات اقتصاد جهانی و «امنیت جیب جهان» تلقی میشود.