تحرکات اخیر سیاست خارجی و امنیتی ایران فقط سفر و دیدار دیپلماتیک نیست؛ یک آرایش چندلایه برای مهار بحران در حال اجراست. از فعالسازی کانالهای منطقهای تا پیامهای بازدارنده امنیتی، تهران میکوشد هم مسیر گفتگو را باز نگه دارد و هم هزینه هر خطای محاسباتی را برای رقیب بالا ببرد.
نورنیوز-گروه سیاسی:تحرکات اخیر سیاست خارجی و امنیتی ایران را نمیتوان صرفاً مجموعهای از سفرهای دیپلماتیک و موضعگیریهای مقطعی دانست. آنچه در حال شکلگیری است، یک آرایش چندسطحی برای مدیریت همزمان ریسک، بازدارندگی و مسیرهای ارتباطی است؛ آرایشی که در آن دیپلماسی رسمی، کانالهای منطقهای، پشتوانههای راهبردی و پیامهای رسانهای هدفمند، هماهنگ عمل میکنند تا احتمال خطای محاسباتی طرف مقابل کاهش یابد و ابتکار عمل از دست نرود.
در سطح میدانیِ دیپلماسی، سفر وزیر امور خارجه به ترکیه را باید بخشی از فعالسازی مسیرهای ارتباطی کمهزینه دانست. ترکیه در این مقطع نقش «واسط دمایی» را بازی میکند؛ یعنی مسیری برای انتقال پیام، سنجش نیتها و باز نگه داشتن خط تماس بدون ورود به چارچوب مذاکره رسمی. این جنس از تحرک، بیشتر برای جلوگیری از یخزدگی کامل رابطه است تا تولید توافق فوری. به بیان دیگر، تهران میکوشد حتی در اوج تنش، کانال شنیدن و شنیده شدن را از بین نبرد.
به موازات آن، احتمال فعال شدن ظرفیتهای دوحه نیز در همین منطق قابل فهم است. قطر در سالهای گذشته نشان داده که در انتقال پیامهای حساس، موضوعات مالی و ترتیبات پشتپرده کارکرد دارد. چنین کانالی در شرایط پرتنش، نقش ضربهگیر را ایفا میکند؛ هم برای انتقال پیامهای فوری و هم برای اطمینانسازی منطقهای، بهویژه درباره استفاده نشدن از ظرفیت سرزمینی همسایگان علیه ایران. این لایه از تحرکات، بخشی از مهندسی محیط پیرامونی بحران است.
در سطح راهبردی، سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به روسیه نیز حامل پیام متفاوتی است. این جنس از رایزنی، در حوزه پشتیبانی سیاسی و موازنهسازی بینالمللی تعریف میشود. تهران با فعال نگه داشتن این مسیر نشان میدهد که در برابر فشارهای احتمالی غرب، شبکه روابط مؤثر خود را حفظ کرده و گزینههای جایگزین دارد. این پیام، مستقیماً بر محاسبات طرف مقابل درباره میزان انزوا یا دستباز بودن ایران اثر میگذارد.
اما بخش مهم این آرایش، فقط در سفرها خلاصه نمیشود؛ بلکه در لایه پیامرسانی راهبردی نیز قابل مشاهده است. اظهارات اخیر دریابان علی شمخانی نماینده رهبری در شورای دفاع درباره اینکه در صورت هرگونه حمله، پاسخ ایران میتواند متوجه اسرائیل باشد، یک موضعگیری صرف رسانهای نیست؛ بلکه قطعهای از پازل بازدارندگی ادراکی است که از سوی یک مقام موثر در تعیین راهبردهای دفاعی ایران بیان می شود. این نوع بیان، دامنه پاسخ را از یک واکنش محدود به یک پاسخ جغرافیاییِ گسترشپذیر منتقل میکند. نتیجه چنین پیامی، بالا بردن عدم قطعیت برای طراحان سناریوی حمله محدود است.
در واقع، وقتی اعلام میشود که هر اقدام نظامی میتواند با واکنشی فراتر از محل درگیری و علیه اهداف اسرائیلی همراه شود، «مدل ضربه کمهزینه» از نظر ذهنی بیاعتبار میشود. این دقیقاً در راستای راهبرد اصلی تهران است: بستن مسیر توهم اقدام محدود. بازدارندگی در اینجا فقط با سلاح ساخته نمیشود، بلکه با تعریف دامنه پاسخ ساخته میشود. شمخانی با اعلام این مواضع توضیح داد که سقف واکنش ایران قرار است گسترده باشد و البته مبهم نگه داشته شود تا محاسبه هزینه برای طرف مقابل پیچیدهتر شود.
همزمانی این پیامها با رزمایشهای مشترک دریایی با چین و روسیه و نمایشهای موشکی اخیر، نشان میدهد که لایه گفتار و لایه میدان همجهت طراحی شدهاند. پیام دیپلماتیک، پیام امنیتی و پیام نظامی یک مضمون مشترک را حمل میکنند: مذاکره ممکن است، اما تحت سایه توازن و بازدارندگی، نه تهدید یکطرفه.
راهبرد کلی را میتوان «کنترل بازی پیش از شروع بازی» نامید. تهران در تلاش است سرعت تحولات را کاهش دهد، گزینههای ارتباطی را تکثیر کند، پشتوانههای بینالمللی را فعال نگه دارد و با پیامهای صریح بازدارنده—از جمله تهدید به گسترش دامنه پاسخ علیه اسرائیل—هزینه هر اقدام نظامی را در ذهن رقیب بالا ببرد.
در این چارچوب، سفرها، کانالهای منطقهای و کنشهای هدفمند شمخانی اجزای پراکنده نیستند؛ اجزای یک طراحی واحدند برای شکل دادن به محیط تصمیم، پیش از آنکه تصمیمی پرهزینه گرفته شود.