نورنیوز https://nournews.ir/n/272225
کد خبر: 272225
11 بهمن 1404
کوروش احمدی:

توافق از مسیر تهدید؟


تردیدی نباید داشت که هدف اصلی ترامپ در این مقطع زمانی نیل به توافقی با ایران است و تجمع نیرو در منطقه را باید عمدتا در این رابطه دید. از اواخر دولت بایدن و بعد از شکست تلاش‌ها برای احیای برجام، اجماعی در آمریکا شکل گرفت مبنی بر اینکه مذاکره با ایران تنها در صورتی نتیجه‌بخش خواهد بود که به موازات یک «تهدید نظامی معتبر» انجام شود.

نورنیوز- گروه سیاسی: در چند ماه منتهی به شروع کار ترامپ، شماری از کارشناسان از هر دو حزب در آمریکا مانند ریچارد نفیو، ریچارد ‌هاس، دنیس راس، سوزان ملونی و... «تهدید معتبر» را لازمه موفقیت در مذاکره با ایران قلمداد کردند.

اکنون ظاهرا ترامپ بعد از فراغت نسبی از مسائلی چون غزه و ونزوئلا، بر مذاکره و توافق با ایران متمرکز شده و دلیل اصلی تجمع نیرو در منطقه را باید در این رابطه دانست. سناریوهای دیگری مانند اقدام نظامی و محاصره دریایی حداقل در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسند؛ هر چند چنین تهدیدهایی نیز از آنجا که منشأ فشار مضاعفی در کنار تحریم و انواع دیگر فشارهاست، حتما مدنظر ترامپ هست. ترامپ طی چند روز اخیر تهدید کرد که اگر ایران به «معامله‌ای فوری» تن ندهد با «حمله‌ای بسیار شدیدتر» مواجه خواهد شد. او تجمع نیرو در اطراف ایران را با تجمع نیرو در اطراف ونزوئلا قبل از اقدام علیه مادورو مقایسه کرد. اگر چه او نگفت که در مذاکره به دنبال چیست، اما با توجه به سخنان قبلی ویتکاف در ۱۶ژانویه و اظهارات دیگر مقامات آمریکایی و اروپایی به نظر می‌رسد علاوه بر غنی‌سازی صفر و تعیین‌تکلیف موجودی اورانیوم غنی‌شده، برای اولین‌بار محدودیت در برد و تعداد موشک‌های ایران و خاتمه حمایت از «نیروهای نیابتی» نیز در زمره خواسته‌های ترامپ قرار گرفته است. ترامپ برخلاف دعاوی پیشین خود، در چند روز اخیر سخنی درباره اعتراضات در ایران نگفت که می‌تواند به معنای اعلام آمادگی برای عدم دخالت در مسائل داخلی ایران در صورت نیل به توافقی با تهران باشد.

در حالی مقامات آمریکایی جدیدا از برنامه موشکی ایران و «گروه‌های نیابتی» سخن می‌گویند که در گذشته این دو موضوع در اظهارات آنها مطرح نمی‌شد. قبلا ترامپ و روبیو تنها از مخالفت با موشک‌های بالستیک قاره‌پیما برای ایران سخن گفته‌ بودند و سخنی از «نیابتی‌ها» نیز در میان نبود. این نشان می‌دهد که طی ۹ سال گذشته، گذر زمان همیشه به ضرر ایران بوده و اگر ما در ابتدای دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ با او به توافقی در چارچوب خواسته آن زمانش یعنی «اصلاح برجام» می‌رسیدیم، امروز در شرایط بسیار متفاوتی قرار داشتیم. در این فاصله اهرم‌های بسیاری از دست رفت، دشواری‌های بیشتری در داخل و در منطقه رخ نمود و اگر از این پس نیز زمان به بطالت بگذرد، تتمه اهرم‌ها را نیز اگر اهرمی مانده باشد، از دست خواهیم داد.

از طرفی، شواهد حاکی از این نیست که ترامپ در پی «تغییر رژیم» است؛ هم به دلیل مخالفت شدید او با اقدامات پیشینیانش در عراق و افغانستان، هم به خاطر مخالفت شدید پایگاه سیاسی‌اش در داخل آمریکا و هم به این خاطر که تغییر رژیم از طریق جنگ هواپایه ممکن نیست و هم به این دلیل که نمی‌تواند تصویر روشنی از عواقب «تغییر رژیم» برای کل منطقه داشته ‌باشد. فرض محتمل این است که در صورت عدم نیل به توافقی، ترامپ با یا بدون یک اقدام نظامی نمادین، عمدتا بر تهدید نظامی متمرکز شود و امیدوار باشد که افزودن این عنصر جدید به معادله به همراه تشدید تحریم‌ها و شرایط دشوارتر برای حکومت در داخل و خارج بعد اعتراضات اخیر، موجب وخامت بیشتر شرایط اقتصادی-اجتماعی و سیاسی در اثر ادامه تعلیق و بلاتکلیفی در ایران شود؛ رویه‌ای که خطرش کمتر از یک حمله نظامی نخواهد بود.

اشتباه ما از ابتدا این بود که روان‌شناسی ترامپ را در نظر نگرفتیم. همه دنیا این را متوجه‌ است که او می‌خواهد خودش در مرکز توجه باشد و تمام اعتبار حل هر مشکلی صرفا نصیب خودش شود و در چنین صورتی حاضر به انعطاف نیز هست. تاکنون ثابت شده که کار از طریق عراقچی و ویتکاف به نتیجه نمی‌رسد و تنها به دعوایی صفر و یکی بر سر اینکه غنی‌سازی باشد یا نباشد، محدود می‌شود. همان‌طور که تغییر رئیس بانک مرکزی و دستکاری نرخ ارز مشکلی را حل نکرد، امروز با طرح‌ها و شگردهای دیپلماتیک مرسوم نیز نمی‌توان ترامپ را از موضع کنونی‌اش خارج کرد. تغییر رویکرد در داخل و سیاست خارجی اجتناب‌ناپذیر شده است.

اگر مقامات ما دیپلماسی را به جنگ ترجیح می‌دهند باید به لوازم آن نیز، به‌ویژه مذاکره، تن دهند؛ خاصه آنکه رفع تحریم‌ها که بسیار ضروری است، تنها از طریق مذاکره ممکن است. به‌علاوه، مواضع واقعی و نهایی آمریکا را تنها در اتاق مذاکره و آن هم در مراحل نهایی و بعد از چانه‌زنی‌ها می‌توان فهمید. هیچ دولتی لفاظی‌های طرف مقابل در اظهارات علنی را مبنای کار قرار نمی‌دهد. همچنین، هیچ دولت مسوولی، مذاکره را به خاطر مفاهیمی ذهنی، نامفهوم و تعریف‌ناپذیر مثل «احترام متقابل»، «انصاف»، «برابری»، خودداری از «دیکته کردن از پیش» و مانند اینها تعطیل نمی‌کند. مذاکره غیرمستقیم از طریق واسطه‌ها و اصرار بر محدود بودن مذاکره به یک موضوع در دیپلماسی بسیار امر نامتعارف و غیرمعمولی است.

*    دیپلمات سابق


منبع: دنیای اقتصاد
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / دیپلماسی / ایران_آمریکا / تحریم_ایران / تهدید_نظامی / مذاکره_با_ایران