نورنیوز https://nournews.ir/n/272216
کد خبر: 272216
11 بهمن 1404
نورنیوز ابعاد غیر واقعی بزرگنمایی قدرت ناوهای هواپیمابر آمریکا را بررسی می کند؛

ناوهای هواپیمابر ایران؛ شوک راهبردی برای دکترین دریایی آمریکا


آمریکا بار دیگر با مانور رسانه‌ای بر ناوهای هواپیمابر خود، به‌دنبال القای برتری مطلق نظامی است؛ اما واقعیت میدان در خلیج فارس نشان می‌دهد که ایران، با دکترین دفاعی نامتقارن و سازمان رزم پراکنده، معادله جنگ دریایی را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

نورنیوز-گروه سیاسی:ایالات متحده آمریکا دهه‌هاست که ناوهای هواپیمابر را به‌عنوان نماد برتری نظامی و ابزار اصلی جنگ روانی خود به کار می‌گیرد. این شناورهای عظیم، نه‌فقط یک سلاح، بلکه بخشی از روایت قدرت آمریکا هستند؛ روایتی که می‌کوشد چنین القا کند هرجا ناو هواپیمابر آمریکا حاضر شود، نتیجه جنگ از پیش معلوم است. مانور رسانه‌ای بر توان این شناورها، همزمان دو هدف را دنبال می‌کند: ایجاد رعب در طرف مقابل و تحمیل این گزاره که هیچ راه مؤثری برای مقابله با آن‌ها وجود ندارد.
در بحران اخیر میان ایران و آمریکا نیز همین الگو تکرار شده است. تمرکز مداوم رسانه‌ها و مقامات آمریکایی بر حضور ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در منطقه و تجهیزات مشابهی که عازم این حوزه هستند، تلاشی آشنا برای القای برتری قاطع و آماده‌سازی افکار عمومی برای فشار حداکثری است. اما مسئله اینجاست که این روایت، بیش از آنکه بر واقعیت‌های میدان نبرد امروز استوار باشد، بر تصویرسازی‌های متعلق به جنگ‌های کلاسیک قرن بیستم تکیه دارد؛ در حالی که معادلات جنگ دریایی، به‌ویژه در محیط‌های محدود و پیچیده‌ای مانند خلیج فارس، به‌طور بنیادین دگرگون شده است.
ایران در نقطه مقابل این روایت، تجربه‌ای منحصربه‌فرد را پشت سر گذاشته است؛ از جنگ هشت‌ساله با عراق تا دهه‌ها تحریم همه‌جانبه اقتصادی و نظامی. این تجربه انباشته، تهران را به این جمع‌بندی رسانده که اتکا به الگوهای پرهزینه و کلاسیک قدرت، نه ممکن است و نه مطلوب. نتیجه این فهم راهبردی، تدوین یک دکترین دفاعی مبتکرانه بوده که بر شناخت دقیق تهدید، بهره‌گیری هوشمندانه از مقدورات ملی و تبدیل محدودیت‌ها به مزیت تمرکز دارد. دکترینی که نه در نمایش قدرت، بلکه در قابلیت واقعیِ پاسخ‌گویی و تحمیل هزینه به متجاوز معنا پیدا می‌کند.
کارآمدی این رویکرد، صرفاً در سطح نظری باقی نمانده است. جنگ ۱۲روزه اخیر، نمایش عملی این راهبرد در برابر دو قدرت اتمی تا دندان مسلح بود؛ جایی که ترکیب پهپادها، موشک‌ها، جنگ الکترونیک و شبکه فرماندهی غیرمتمرکز، توجه تحلیلگران نظامی در داخل و خارج را به خود جلب کرد. بسیاری از ناظران، به‌صراحت بر «نافذ» و «مؤثر» بودن این الگو صحه گذاشتند؛ الگویی که نشان داد برتری الزاماً به معنای تجهیزات بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر نیست، بلکه به چگونگی سازمان‌دهی و استفاده از ظرفیت‌ها بازمی‌گردد.
یکی از شواهد مهم این واقعیت، کپی‌سازی پهپاد «شاهد ۱۳۶» ایران از سوی روسیه، آمریکا و چین است؛ سه قدرتی که خود در زمره مسلط‌ترین بازیگران نظامی جهان قرار دارند. این اقدام، به‌روشنی نشان می‌دهد نوآوری‌های دفاعی ایران، نه‌تنها بومی و کارآمد، بلکه الهام‌بخش نیز بوده‌اند. زمانی که قدرت‌های بزرگ به الگوهای ایرانی روی می‌آورند، دیگر نمی‌توان از «نابرابری مطلق» در میدان سخن گفت.
در حوزه دریایی نیز همین منطق حاکم است. استراتژی قایق‌های تندرو که ریشه‌های آن به سال‌های جنگ با عراق بازمی‌گردد، بر افزایش تحرک، چالاکی، قدرت مانور، کاهش آسیب‌پذیری و ایجاد غافلگیری استوار است. ایران به‌جای تمرکز بر ساخت یک ناو هواپیمابر سنگین و پرهزینه، مجموعه‌ای از قابلیت‌های معادل آن را در شناورهای تندرو مستقر و سازمان‌دهی کرده است. موشک‌های کروز دریایی با بردهای متنوع، اژدرهای زیرسطحی، سامانه‌های راداری و جنگ الکترونیک، آتشبارهای با نواخت تیر بالا، پهپادهای شناسایی، رزمی و انتحاری، کوادکوپترهای چندمنظوره، سامانه‌های پدافند هوایی، زیردریایی‌های خیس و غیرقابل ردیابی، و شناورهای تندرو انتحاری، همگی در سازمان رزم آفندی ناوتیپ‌های نیروی دریایی سپاه جای گرفته‌اند.
علاوه بر این، پشتیبانی آتش موشک‌های سنگین ساحل به دریا و موشک‌های بالستیک ضدناو و همچنین شبکه آتش پهپادهای سنگین نیز به‌صورت هم‌زمان یگان‌های شناور را پشتیبانی می‌کند. نتیجه، سازمان رزمی‌ای است که به‌دلیل تعدد و پراکندگی یگان‌ها، معادل چندین ناو هواپیمابر ظرفیت عملیاتی دارد، بی‌آنکه محدودیت‌های ذاتی ناوهای عظیم—از جمله بزرگی، تحرک محدود و آسیب‌پذیری بالا در جغرافیای کوچک خلیج فارس—را به دوش بکشد. این ساختار، دقیقاً متناسب با دکترین دفاع دریایی ایران در آبراه‌های محدود طراحی شده و قدرت غافلگیری بالایی دارد.
با این تعریف، ایران امروز عملاً چندین «ناو هواپیمابر» در منطقه در اختیار دارد؛ ناوهایی نامتقارن، پراکنده، کم‌هزینه و با آسیب‌پذیری پایین. حضور نیروهای زبده و آشنا به جغرافیای منطقه، این ظرفیت را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی، جنگ روانی مبتنی بر نمایش ناوهای هواپیمابر آمریکایی، نه‌تنها کارایی گذشته را ندارد، بلکه می‌تواند علیه طراحان آن عمل کند. همان‌گونه که پیش‌تر نیز مقامات عالی نظامی ایران تأکید کرده‌اند، انباشت تجهیزات لزوماً ضامن موفقیت نیست؛ گاه این انباشت، صرفاً به معنای افزایش اهدافِ در دسترس است.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / بازدارندگی_فعال / جنگ_ادراکی / جنگ_در_خلیج فارس / جنگ_روانی_نظامی / دکترین_دفاع_نامتقارن / راهبرد_دریایی_ایران / شناور_انتحاری / قایق_توپ‌دار / ناو_آبراهام لینکلن / ناوهای_هواپیمابر