تصمیم اخیر اتحادیه اروپا برای تحریم ایران و تروریستی نامیدن سپاه پاسداران، فراتر از یک اقدام سیاسی مقطعی است. این رفتار، نشانه تداوم خصومت ساختاری غرب با ملت ایران و آغاز بدعتی خطرناک در نظام بینالملل است که پیامدهای آن بیش از ایران، دامان خود اروپا را خواهد گرفت
نورنیوز-گروه بین الملل: اروپا اقدام اخیر خود را با ادعای دفاع از حقوق بشر و حمایت از مردم ایران توجیه میکند، اما تجربههای پیشین نشان میدهد که تحریمها در عمل مستقیماً زندگی ملتها را هدف میگیرند نه دولتها. تحریمهای جدید و تروریستی نامیدن بخشی از نیروهای مسلح رسمی و قانونی ایران، بهمعنای تهدید امنیت عمومی و نادیدهگرفتن حق حاکمیت ملی است. این رویکرد، نه دفاع از مردم، بلکه اقدامی خصمانه و انتقامجویانه در برابر انسجام ملی ایرانیان تلقی میشود؛ انسجامی که با حضور آگاهانه مردم در رویدادهایی چون ۲۲ دیماه، پروژههای بیثباتساز غربی را ناکام گذاشت و اروپا را به سمت تشدید فشارهای اقتصادی و امنیتی سوق داد.
تروریسمپروری و بدعت خطرناک اروپایی
قرار دادن سپاه، که نقشی کلیدی در مبارزه با تروریسم منطقهای داشته، در فهرست گروههای تروریستی، بهروشنی نشاندهنده حمایت غیرمستقیم اروپا از تروریسم دولتی آمریکایی ـ صهیونیستی است. این در حالی است که بسیاری از گروههای تروریستی ضدایرانی در خاک اروپا آزادانه فعالیت میکنند. سکوت اروپا در برابر جنایات داعشگونه در ایران و نسلکشی در غزه، تناقض عمیق ادعاهای ضدتروریستی این قاره را عیان میسازد. خطر اصلی، ایجاد بدعتی است که با تضعیف حقوق بینالملل، میتواند جهان را به سمت ناامنی و جنگهای فراگیر سوق دهد.
سرسپردگی خفتبار به آمریکا
اروپا همزمان با ادعاهای استقلالطلبانه در محافلی چون داووس، در عمل نشان داد که توان ایستادگی در برابر آمریکا را ندارد. تحریمهای جدید علیه ایران و اقدام علیه سپاه، مصداقی روشن از باجدهی سیاسی به واشنگتن و تلآویو است. اعتراف دبیرکل ناتو به توهمبودن استقلال اروپا، مؤید همین واقعیت است. این رفتارها نهتنها قدرت اروپا را افزایش نداده، بلکه روند افول سیاسی و راهبردی آن را شتاب بخشیده است.
توهم نجات و آتش جنگ آینده اروپا، بهجای مقابله با زیادهخواهیهای آمریکا در موضوعاتی چون گرینلند، تلاش دارد ایران را بهعنوان میدان جایگزین تنش معرفی کند. این سیاست، توهمی خطرناک است؛ چراکه هرگونه درگیری با ایران، کل منطقه و منافع انرژی اروپا را به آتش خواهد کشید. اروپا نمیتواند از دور نظارهگر بحران باشد و انتظار مصونیت داشته باشد. نتیجه نهایی چنین مسیری، چیزی جز «سوختن اروپا» نخواهد بود.