نورنیوز https://nournews.ir/n/271857
کد خبر: 271857
9 بهمن 1404
نورنیوز توصیه‌های مهم رئیس‌جمهور را تحلیل می‌کند

بسته پیشنهادی پزشکیان برای مدیریت پسابحران


در ادبیات حکمرانی مدرن، «مدیریت پسابحران» امری تشریفاتی و تزئینی نیست، بلکه مستقیماً با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و ثبات ملی گره خورده است. سخنان مسعود پزشکیان در هیئت دولت، نشانه تلاشی آگاهانه برای بازتعریف نحوه مواجهه حاکمیت با پیامدهای اجتماعی یک بحران است.

نورنیوز- گروه سیاسی: بحران‌های اجتماعی و سیاسی با پایان ناآرامی‌های خیابانی یا فروکش‌کردن هیجانات رسانه‌ای خاتمه نمی‌یابند. پس از هر تنش فراگیر، آنچه باقی می‌ماند، لایه‌ای عمیق‌تر و ماندگارتر است که در ادبیات روانشناسی اجتماعی از آن با تعبیر زخم‌ها و ضربه‌های روان جمعی یا همان ترومای اجتماعی یاد می‌شود. بی‌شک مهم است که ریشه‌ها و ماهیت این زخم کاری را بشناسیم اما در فضای بعد از فروکش کردن تنش‌ها به همان اندازه اهمیت دارد توجه به عوارض و پیامدهای خطیر و خطرناکی است که برجای می‌گذارد. این زخم‌ها اگر به شیوه‌ای درست و دقیق ترمیم نشوند، چه بسا در بزنگاه‌های بعدی با شدتی بیشتر بازتولید خواهند شد. به این اعتبار، در ادبیات حکمرانی مدرن، «مدیریت پسابحران» امری تشریفاتی، تزئینی یا فرعی نیست، بلکه بخشی تعیین‌کننده از سیاست عمومی به‌شمار می‌آید؛ بخشی که مستقیماً با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و ثبات ملی گره خورده است.

در همین چارچوب است که سخنان مسعود پزشکیان در جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت می‌گنجد. این سخنان و تصمیمات فراتر از یک واکنش اجرایی یا موضع‌گیری احساسی و نمایشی و تبلیغی است و باید آن را نشانه تلاشی آگاهانه برای  بازتعریف نحوه مواجهه حاکمیت با پیامدهای اجتماعی بحران‌ها تفسیر کرد؛ تلاشی که اگر تداوم یابد، می‌تواند به تغییر رویکردی معنادار در حکمرانی اجتماعی منجر شود.

  توازن میان واقعیت‌های داخلی و مداخلات خارجی

تأکید رئیس‌جمهور در این جلسه بر شناسایی «ضعف‌ها و نارسایی‌های داخلی» و پرهیز از نسبت‌دادن تمام مسئولیت‌ها به عوامل خارجی، اهمیتی راهبردی دارد. با این حال، این گزاره نیازمند تفسیر دقیق و واقع‌بینانه است. اشاره به زمینه‌های داخلی، به‌هیچ‌وجه به معنای نادیده‌گرفتن نقش مداخلات و بهره‌برداری‌های خارجی نیست.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست در معرض انواع فشارهای ترکیبی، از تحریم و عملیات روانی تا جنگ روایت‌ها و تحریک نارضایتی‌ها قرار دارد. نقش بازیگران خارجی در تشدید التهاب‌ها، سازمان‌دهی رسانه‌ای و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی، امری انکارناپذیر است. اما خطای راهبردی آنجاست که این واقعیت، به «یگانه یا اصلی‌ترین» عامل بحران‌ها تبدیل شود و عوامل داخلی به حاشیه رانده شوند.

سخنان پزشکیان را باید تلاشی برای برقراری توازن تحلیلی دانست: دیدن هم‌زمان تهدید بیرونی و کاستی درونی. تجربه تاریخی نشان داده است که نادیده‌گرفتن هر یک از این دو، سیاست‌گذاری را یا به ساده‌سازی خطرناک می‌کشاند یا به خودفریبی. جامعه‌ای که احساس کند حاکمیت صرفاً به دشمن بیرونی اشاره می‌کند اما سهم خطاهای داخلی را نمی‌پذیرد، دچار بی‌اعتمادی عمیق‌تری خواهد شد؛ و در مقابل، غفلت از فشارهای خارجی نیز به تحلیل ناقص و تصمیم‌های غیرواقع‌بینانه می‌انجامد.

 مدیریت میدانی؛ عبور از نگاه انتزاعی به رنج اجتماعی

دستور رئیس‌جمهور به استانداران برای دیدار حضوری با آسیب‌دیدگان و بررسی موردی و مستند علل بروز آسیب‌ها، حامل یک پبام مهم است: بحران اجتماعی را نمی‌توان از پشت میز مدیریت کرد. ترومای اجتماعی، چیزی آماری و انتزاعی نیست بلکه انباشتی از تجربه‌های زیسته، احساس بی‌عدالتی، خشم فروخورده و ناامیدی است.

حضور میدانی مسئولان، شنیدن روایت‌های شخصی و تبدیل این روایت‌ها به داده‌های سیاست‌گذاری، اگر صادقانه و مستمر باشد، می‌تواند نخستین گام در بازسازی اعتماد عمومی باشد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که کارگروه‌ها و گزارش‌ها به فرایندی بوروکراتیک و بی‌اثر تقلیل یابد. تکلیف وزارتخانه‌ها به گفت‌وگو با اقشار مختلف، از دانشجویان و هنرمندان تا چهره‌های اجتماعی، نشان می‌دهد که دولت به اهمیت ارتباط دوسویه با جامعه واقف است. اما باید توجه داشت که گفت‌وگو، زمانی کارکرد ترمیمی دارد که از جنس شنیدن باشد، نه با هدف اقناع.

جامعه امروز ایران، جامعه‌ای تک‌صدا نیست. تلاش برای یکدست‌سازی روایت‌ها یا نادیده‌گرفتن تنوع صداها، نه‌تنها به آرامش منجر نمی‌شود، بلکه شکاف‌ها را تعمیق می‌کند. گفت‌وگو باید به اصلاح سیاست‌ها، تغییر رویه‌ها و بازنگری در تصمیمات منتهی شود؛ در غیر این صورت، به سرعت اعتبار خود را از دست خواهد داد.

تأکید بر پرهیز از برخورد سلبی با هنرمندان و چهره‌های فرهنگی–اجتماعی و پیگیری مسائل از مسیر تعامل، واجد پیام روشنی است: امنیت پایدار از دل طرد و حذف به‌دست نمی‌آید. برخوردهای سلبی، به‌ویژه با گروه‌های مرجع اجتماعی، اغلب نتیجه معکوس دارد و به نمادسازی، قطبی‌سازی و تشدید شکاف دولت–جامعه می‌انجامد. همچنین دستور پیگیری تسریع در آزادی زندانیان مرتبط با حوادث اخیر، اگر به‌صورت شفاف و مؤثر اجرا شود، می‌تواند یکی از ملموس‌ترین نشانه‌های عزم دولت برای کاهش تنش و بازگرداندن حس عدالت رویه‌ای به جامعه باشد؛ امری که نقش مستقیمی در کاهش ترومای اجتماعی دارد.

  اهمیت مضاعف ترمیم اجتماعی در شرایط شبه‌جنگی

نکته‌ای که اهمیت این سخنان را دوچندان می‌کند، شرایط حاد سیاسی و شبه‌جنگی است که امریکا، اسراییل و برخی کشورهای بلوک غرب این روزها علیه ایران رقم زده‌اند. در چنین فضایی، قدرت ملی صرفاً به توان نظامی یا دیپلماتیک محدود نمی‌شود؛ سرمایه اجتماعی و روحیه ملی به مؤلفه‌ای تعیین‌کننده بدل می‌شود.

جامعه‌ای که دچار شکاف، بی‌اعتمادی و زخم‌های ترمیم‌نشده است، در برابر فشار خارجی آسیب‌پذیرتر خواهد بود. برعکس، حکمرانی‌ای که بتواند حس تعلق، مشارکت و شنیده‌شدن را تقویت کند، پشتوانه‌ای اجتماعی برای عبور از شرایط دشوار فراهم می‌آورد. از این منظر، تأکید پزشکیان بر گفت‌وگو، مدارا و شناسایی کاستی‌های داخلی، نه‌تنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه اقدامی در مسیر تقویت ملی امنیت ملی در معنای عمیق آن محسوب می‌شود.

با همه اینها، باید تأکید کرد که ترمیم ترومای اجتماعی پروژه‌ای بلندمدت است. موفقیت این مسیر، نه به درستی گزاره‌ها و خطابه‌ها، بلکه به پایداری در اجرا، شجاعت در اصلاح و آمادگی برای پذیرش نقدهای جدی وابسته است. اگر این رویکرد به تصمیم‌های ملموس، اصلاح سیاست‌های مولد نارضایتی و پاسخ‌گویی نهادی منجر نشود، خطر آن وجود دارد که به یک موعظه یا خطابه مدیریتی فروکاسته شود. البته در فضای امروز ایران، همین تغییر لحن و جهت‌گیری نیز واجد اهمیت است. حکمرانی‌ای که بپذیرد بدون ترمیم زخم‌های یک بحران اجتماعی، ثباتی پایدار شکل نمی‌گیرد، یک گام به واقع‌بینی نزدیک‌تر شده است.  


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: پزشکیان / اعتراضات / اعتماد_عمومی / بحران_اجتماعی / ترومای_اجتماعی / ثبات_ملی / حکمرانی_اجتماعی / مدیریت_پسابحران