نورنیوز https://nournews.ir/n/271604
کد خبر: 271604
8 بهمن 1404
نورنیوز آثار عمیق روانی و امنیتی سیاست ترامپ در مداخله در امور داخلی کشورها را بررسی می کند؛

از بروکسل تا بغداد؛ توقف ترامپ در ایستگاه نوری المالکی


اظهارات مداخله‌جویانه دونالد ترامپ درباره روند سیاسی عراق، تنها یک موضع‌گیری مقطعی نیست؛ بلکه بازتاب الگویی است که سال‌هاست سیاست خارجی آمریکا را شکل داده است. الگویی که با نادیده‌گرفتن حاکمیت کشورها، حس تحقیر ملی و خشم عمومی را در نقاط مختلف جهان بازتولید می‌کند.

نورنیوز-گروه سیاسی:در روزهایی که عراق در آستانه یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاسی خود قرار دارد، اظهارات و سپس عقب‌نشینی رسانه‌ای دونالد ترامپ درباره احتمال بازگشت نوری المالکی به نخست‌وزیری، بار دیگر یک الگوی تکراری در سیاست خارجی آمریکا را عیان کرد؛ الگویی مبتنی بر مداخله علنی در فرآیندهای داخلی کشورها، اعمال فشار مستقیم و استفاده از ابزار تهدید برای مهندسی نتایج سیاسی. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا به خود اجازه می‌دهد درباره «نباید»‌های سیاست داخلی یک کشور مستقل سخن بگوید و همزمان قطع کمک‌ها را به‌عنوان اهرم فشار مطرح کند، بیش از آنکه یک موضع‌گیری موردی باشد، بازتاب یک نگاه ساختاری است.
حذف بعدی توییت ترامپ تغییری در اصل پیام ایجاد نمی‌کند. پیام ارسال شده، پیش از حذف، به‌وضوح دریافت شده است: واشنگتن خود را محق می‌داند در مورد ترکیب قدرت در بغداد تصمیم‌سازی کند. این منطق، نه به نوری المالکی محدود می‌شود و نه به عراق. آنچه در پس این رویکرد نهفته است، انکار عملی حق حاکمیت ملی کشورها و تقلیل انتخابات و فرآیندهای قانونی به متغیرهایی وابسته به رضایت آمریکا است.
در همین چارچوب، شماری از سیاستمداران عراقی صراحتاً هشدار داده‌اند که هدف این فشارها، صرفاً یک فرد یا یک نامزد نیست، بلکه اصل استقلال تصمیم‌گیری عراق نشانه رفته شده است. از نگاه آنان، پذیرش چنین مداخله‌ای به معنای گشودن یک مسیر خطرناک است؛ مسیری که امروز با مخالفت با یک چهره سیاسی آغاز می‌شود و فردا هر گزینه‌ای را که با منافع واشنگتن همسو نباشد، در بر خواهد گرفت. این مواضع نشان می‌دهد حساسیت افکار سیاسی عراق، بیش از هر چیز، معطوف به مسئله  استقلال،حاکمیت و کرامت ملی است.
نکته کلیدی اینجاست که رویکرد مداخله‌جویانه ترامپ، صرف‌نظر از نتیجه کوتاه‌مدت آن، آثار اجتماعی و روانی عمیقی بر کشورهای هدف برجای می‌گذارد. تحقیر آشکار فرآیندهای دموکراتیک و تهدید به مجازات اقتصادی، در عمل این پیام را به جوامع منتقل می‌کند که شما صلاحیت تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود را ندارید. چنین پیامی، حتی اگر برخی نخبگان سیاسی را مرعوب کند، در سطح افکار عمومی به خشم انباشته و بی‌اعتمادی پایدار نسبت به آمریکا تبدیل می‌شود.
تجربه اروپا در دوره ترامپ نمونه‌ای گویاست. برخورد تحقیرآمیز با متحدان سنتی، تهدیدهای مکرر علیه ناتو و تلاش برای تحمیل تصمیمات اقتصادی و امنیتی، نه‌تنها همبستگی فراآتلانتیک را تقویت نکرد، بلکه احساس تحقیر و فاصله‌گیری از آمریکا را در افکار عمومی اروپا تشدید کرد. این روند در کانادا نیز تکرار شد؛ جایی که فشارهای تجاری و ادبیات توهین‌آمیز ترامپ، یک شریک نزدیک را به نماد مقاومت در برابر زورگویی آمریکا بدل ساخت.
در مکزیک، سیاست دیوار مرزی و تهدیدهای اقتصادی، به‌جای حل مسئله مهاجرت، احساس بی‌عدالتی و تحقیر ملی را تشدید کرد. در آمریکای لاتین، مداخلات مستقیم در ونزوئلا و تداوم فشار بر کوبا نشان داد که تعیین رئیس‌جمهور مطلوب از بیرون، نه‌تنها به تغییر رفتار دولت‌ها منجر نمی‌شود، بلکه گفتمان مقاومت و ضدیت با آمریکا را در جامعه تقویت می‌کند. نتیجه این سیاست‌ها، کاهش نفوذ نرم آمریکا و افزایش بدبینی عمومی نسبت به نیت‌های آن بوده است.
در چنین بستری، دخالت ترامپ و حتی تماس وزیر خارجه آمریکا با نخست‌وزیر عراق، به بهانه «کنترل ایران»، بیش از آنکه دغدغه ثبات عراق باشد، تلاشی برای مهندسی سیاسی از بیرون است. این رویکرد، عراق را نه به‌عنوان یک بازیگر مستقل، بلکه به‌مثابه صحنه رقابت قدرت‌ها می‌بیند؛ نگاهی که در نهایت، به تضعیف نهاد دولت و تشدید شکاف‌های داخلی می‌انجامد.
مداخله‌گری عریان ترامپ در امور داخلی کشورها، نشانه قدرت آمریکا نیست، بلکه بازتاب بحران مشروعیت سیاست خارجی آن است. سیاستی که بر تحقیر، تهدید و نادیده‌گرفتن اراده ملت‌ها بنا شود، در نهایت با خشم عمومی و مقاومت سیاسی مواجه خواهد شد. عراق امروز، تنها یکی از مصادیق این الگوی پرهزینه است؛ الگویی که پیش‌تر در اروپا، کانادا، مکزیک، ونزوئلا و کوبا آزموده شده و پیامدهای منفی آن به‌وضوح نمایان است.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: عراق / ونزوئلا / گرینلند / اتحادیه_اروپا / دونالد_ترامپ / حاکمیت_ملی / سیاست_خارجی_آمریکا / نخست_وزیر_کانادا / تحقیر_سیاسی / خشم_افکار_عمومی / مداخله_در_امور_داخلی