نورنیوز https://nournews.ir/n/271242
کد خبر: 271242
6 بهمن 1404
نورنیوز رزمایش آمریکا در منطقه را بررسی می‌کند،

رزمایش یا مقدمه چینی برای بحران بعدی؟


همزمان با اعلام رزمایش چندروزه هوایی سنتکام در منطقه و برجسته‌سازی تهدیدات، الگوی رفتاری آمریکا نشان می‌دهد که هدف، بیش از امنیت‌سازی، بازتولید حضور نظامی، فروش تسلیحات و مهندسی ناامنی است. در برابر این روند، راهبرد همگرایی بومی و امنیت جمعی منطقه‌ای گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر و پایدارتر می‌نماید.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: رزمایش اخیر نیروی هوایی آمریکا تحت امر سنتکام با شعار «تقویت استقرار و پایداری قدرت» معرفی شد؛ تعبیری که در ظاهر، بر بازدارندگی و آمادگی انعطاف‌پذیر تاکید دارد، اما در عمل به معنای مهندسی صحنه امنیتی برای عادی‌سازی حضور پایدار و هزینه‌زا است. همزمانی این اقدام با طرح‌هایی چون ادعای اشغال گرینلند و تشدید مداخلات فرامنطقه‌ای، نشان می‌دهد واشنگتن به‌جای کاهش نقش نظامی، در پی بازتعریف آن برای تداوم نفوذ است. تجربه یک‌سال نخست دولت ترامپ که با بحران‌زایی‌های پی‌درپی همراه بود، به‌وضوح بیانگر شکاف میان ادعای صلح‌سازی و رفتار عملی آمریکا است. هدف واقعی چنین رزمایش‌هایی، تولید ادراک تهدید، مدیریت بحران‌های کنترل‌شده و صدور هزینه‌های امنیتی به کشورهای عربی است تا چرخه وابستگی نظامی و مالی بازتولید شود. نتیجه منطقی این روند، نه ثبات، بلکه انباشت سوءظن، مسابقه تسلیحاتی و تعمیق شکاف‌های منطقه‌ای است؛ روندی که امنیت واقعی را به حاشیه می‌راند و معادله «صلح از مسیر جنگ» را در قالبی نو احیا می‌کند.

رزمایش با سلاح‌های عاریه‌ای؛ امنیتِ بی‌اختیار

هسته سخت این الگو، «تسلیح بدون اختیار» است: فروش گسترده سلاح به کشورهای عربی در قبال محدودیت کاربرد و وابستگی فنی و عملیاتی. در دهه‌های گذشته، هیچ‌یک از این انباشت‌های تسلیحاتی علیه رژیم صهیونیستی به‌کار نرفته و حتی تعرض‌های مستقیم یا غیرمستقیم این رژیم نیز بی‌پاسخ مانده است. این مدل، همزمان با کاستن از ظرفیت بومی‌سازی، وابستگی چرخه‌ای به آموزش، قطعات یدکی، کدهای نرم‌افزاری و پشتیبانی هوابرد ایجاد می‌کند؛ یعنی امنیتی «عاریه‌ای» که در بزنگاه، سوئیچ آن در واشنگتن است. در مقابل، تجربه ایران نشان می‌دهد که تکیه بر دانش بومی، سرمایه انسانی و زنجیره خودکفایی در حوزه‌های زمینی، دریایی، هوایی و راداری می‌تواند بازدارندگی واقعی و قابل اتکا تولید کند؛ از پاسخ‌های بازدارنده در بحران‌های اخیر تا حضور فعال در رزمایش‌های چندجانبه نظیر شانگهای، بریکس و مانورهای مشترک با روسیه، چین و هند. این مسیر، امنیت را از «نمایش قدرت» به «توان بومی پایدار» منتقل کرده و معادله وابستگی را بر هم می‌زند.

تروریسمِ ساختاری و سفیدشویی امنیتی

کارنامه چند دهه‌ای آمریکا در منطقه، از جنگ‌افروزی و تغییر رژیم تا حمایت ساختاری از رژیم صهیونیستی و بهره‌گیری از گروه‌های نیابتی، با مفهوم امنیت پایدار ناسازگار است. رزمایش‌های دوره‌ای، بخشی از «سفیدشویی امنیتی» است تا چهره‌ای ناجی از بازیگری نمایش داده شود که همزمان با آزادسازی یا جابه‌جایی میدان‌های بحران، جنگ‌های نیابتی و کمک‌های نظامی نامتوازن را پیش می‌برد. نتیجه عملی این فرآیند، گسترش ناامنی ادراکی، تشدید تنش‌های مرزی و انتقال هزینه‌های مادی و انسانی به دولت‌های منطقه‌ای است. همسایگان وقتی امنیت را از منشور آمریکایی تعریف می‌کنند، عملاً وارد زنجیره‌ای از خریدهای دفاعی، قراردادهای آموزشی و وابستگی اطلاعاتی می‌شوند که نه تنها بازدارندگی واقعی نمی‌آفریند، بلکه انعطاف سیاسی آنان را در پرونده‌های حساس از جمله فلسطین کاهش می‌دهد. رزمایش کنونی نیز تکرار همین چرخه است: نمایش بازدارندگی با هدف لاپوشانی ناکامی‌های میدانی، حفظ فشار بر محورهای مستقل و تقویت پوشش حمایتی برای رژیم صهیونیستی.

گزینه راهبردی منطقه؛ امنیت بومی و همگرایی

با توجه به سابقه رفتاری آمریکا و پیوستگی راهبردی آن با رژیم صهیونیستی، اتکا به رزمایش‌های فرامنطقه‌ای نه تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه بی‌ثباتی را نهادینه می‌کند. راهکار واقع‌بینانه، حرکت به سوی معماری امنیت جمعی بومی است: همگرایی همسایگان برای مدیریت اختلافات، ایجاد سازوکارهای هشدار و اعتمادسازی، رزمایش‌های مشترک دریایی و هوایی با هدف مقابله با تروریسم و دزدی دریایی، و همزمان تقویت زیرساخت‌های صنایع دفاعی بومی. محور فلسطین و مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی، می‌تواند به‌عنوان پیشران همگرایی عمل کند. ایران اعلام کرده آماده است توانمندی‌های دفاعی خود را در چارچوب همکاری‌های قانونی و شفاف در اختیار امنیت منطقه قرار دهد؛ واقعیتی که در عمل نیز هزینه داده و دستاورد داشته است.
گذار به «نظم نوین بومی‌محور» مستلزم تنوع‌بخشی شرکای امنیتی، توازن در سیاست خارجی، و سرمایه‌گذاری مشترک در فناوری‌های بومی است تا در سایه امنیت پایدار، پیوندهای اقتصادی، علمی و فرهنگی توسعه یابد.
این مسیر، امنیت را از «نمایش تسلیحاتی» به «تاب‌آوری منطقه‌ای» تبدیل می‌کند و به جای فاکتور‌نویسی، فاکتور‌زدایی از امنیت را رقم می‌زند.
 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: خاورمیانه / سنتکام / امنیت_منطقه / خلیج_فارس / رژیم صهبیونیستی / همگرایی_منطقه‌ای / تهدید_آمریکا / امنیت_بومی / رزمایش_آمریکا / وابستگی_تسلیحاتی