طرح ادعای ترور از سوی ترامپ، همزمان با افول محبوبیت داخلی و شکست در اجماعسازی جهانی، بیش از آنکه ناشی از تهدید واقعی باشد، ابزاری برای بازتولید گفتمان تهدید، مظلومنمایی سیاسی و توجیه فشارهای یکجانبه علیه ایران و سایر بازیگران مستقل است.
نورنیوز-گروه بینالملل: ترامپ با شعار احیای اقتدار آمریکا وارد کاخ سفید شد و مدعی بود صلح جهانی را از مسیر سلطه آمریکا برقرار میکند. یک سال بعد، واقعیتهای میدانی و نظرسنجیهای معتبر نشان داد که وعدههای اقتصادی محقق نشده و محبوبیت او به منفی ۱۷ درصد رسیده است. سیاست خارجی نیز نهتنها به بازسازی جایگاه آمریکا منجر نشد، بلکه با جنگ، کشتار و ناتوانی در اجماعسازی، شکاف عمیقی حتی میان متحدان سنتی اروپایی ایجاد کرد. در چنین شرایطی، خلق بحرانهای امنیتی و طرح ادعاهای جنجالی، به ابزاری برای جلب توجه افکار عمومی و انحراف از کارنامه ناموفق بدل شده است؛ الگویی که پیشتر در رقابتهای انتخاباتی نیز بهکار گرفته شد.
ادعای ترور در خدمت جنگ ادراکی
ادعای تهدید به ترور از سوی ایران، در کنار صدور مجوز «پاسخ کامل» و ادبیات حذف فیزیکی، امتداد همان لحن تهدیدآمیزی است که علیه تمامیت ارضی و مقامات ایرانی بهکار رفته است. این رویکرد، بیش از آنکه ماهیت دفاعی داشته باشد، بخشی از جنگ ادراکی برای حفظ فشار روانی، امنیتی و سیاسی علیه ایران است. ترامپ که شکستهای پیشین و ناتوانی در تحقق اهدافش را تجربه کرده، تلاش دارد با سوار شدن بر موج نارضایتیهای اقتصادی داخلی، تهدید خارجی را به ابزار انسجامسازی داخلی تبدیل کند و مسئولیت ناکامیها را به بیرون منتقل سازد.
تناقض غرب و مسئولیت مغفولمانده
در حالی که اروپا و مدعیان حقوق بشر بر پایبندی به معاهدات و حاکمیت سرزمینی تأکید میکنند، سکوت یا دوگانگی آنان در برابر تهدیدات علنی و ادبیات خشونتآمیز آمریکا، اعتبار این ادعاها را زیر سؤال برده است. نمیتوان از یک سو رفتارهای آمریکا در موضوعاتی مانند گرینلند را نقد کرد و از سوی دیگر، تهدیدهای مشابه علیه ایران را نادیده گرفت. پایبندی به حقوق بینالملل، نیازمند اقدام عملی و محکومسازی صریح تروریسم دولتی است، نه استفاده ابزاری از کشورها برای چانهزنی در پروندههایی چون اوکراین یا منافع ژئوپلیتیکی غرب.
بازدارندگی ایران و هزینه توهم
تجربه تاریخی نشان داده ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده، اما در برابر تجاوز، پاسخ قاطع داده است. از دفاع مقدس تا بازداشت نیروهای متجاوز و مقابله با اقدامات تروریستی، این واقعیت تثبیت شده که سیاست صلحمحور با بازدارندگی فعال همراه است. هرگونه حماقت راهبردی، هزینهای سنگین و غیرقابل جبران برای آمریکا در پی خواهد داشت و روند افول قدرت آن را تسریع میکند. عقلای سیاسی آمریکا بهخوبی میدانند
که تهدید نظامی به هر بهانه ای از جمله سناریو سازی از قصد ایران برای ترور ترامپ نه امنیت می اورد و نه اقتدار