1- بازی بزرگ قرن بیســت و یکم در عرصه جهانــی جریــان دارد و آمریــکا در رقابت با چین، در پی ســلطه بر منابع انرژی و ثروت در سراسر جهان اســت. اروپا در پی آمریکا روان و اســرائیل جلوتر و جسورتر از او پرچم جنگ تروریســتی را دراین جنگ بی امان در دســت دارد. دامنه این جنگ استراتژیک برای سلطه بر جهــان از گرینلند و آمریکای التین تا خلیج فارس و تایوان کشــیده شد.
نورنیوز- گروه سیاسی: 1- بازی بزرگ قرن بیســت و یکم در عرصه جهانــی جریــان دارد و آمریــکا در رقابت با چین، در پی ســلطه بر منابع انرژی و ثروت در سراسر جهان اســت. اروپا در پی آمریکا روان و اســرائیل جلوتر و جسورتر از او پرچم جنگ تروریســتی را در این جنگ بی امان در دســت دارد. دامنه این جنگ استراتژیک برای سلطه بر جهــان از گرینلند و آمریکای التین تا خلیج فارس و تایوان کشــیده شده است. آمریکا در حال مصادره دولت ها و کشورهاست تا بتواند تفــوق خود را بر جهان در قرن ۲۱ تثبیت کند. بخش مهمی از وقایع تأسف بار هفته گذشته در ایران، بیش از هر چیز در این قالب تحلیلی می گنجد.
2- پاســخ مثبت بــه «فراخــوان نماینده دولت های متخاصم بیگانه» پذیرفتنی نیست. همه اینها آری؛ اما، این برای تحلیل سیاســی و تصمیم قضائی نارساست. آیا ما در سیاست داخلــی به وظیفه خــود عمــل کرده ایم که بتوانیم سطح تحلیل را این گونه کاهش دهیم و به میدان برخوردی که برایمان طراحی شده تن دهیم؟ پیش از این هشــدار داده شــد که نیروهای امنیتی مراقب باشند هدف اسرائیل و آمریکا از حمایت علنی از معترضان این است که توجیهی برای اعمال خشونت فراهم کنند تا دامنه بحران توســعه یابد. آنها می خواهند معترضــان و نیروهای امنیتی را تحریک کنند. جوان کم تجربه و خشــمگین و به ستوه آمده، درکــی از بازی اســتراتژیک آمریــکا در نظام بین الملــل ندارد. به ایــن بیفزایید تحریم های ضدبشــری آمریکا که خانواده هــا را به کانون التهــاب تبدیل کرده اســت. در چنین فضایی چگونه می توانید جوان را قربانی نبینید؟ البته حساب میلیشیای تشکیالتی-نظامی اسرائیلی جداست. مرجع تحلیلی شمار درخور توجهی از هم وطنان ما تحت تأثیر رســانه اسرائیلی از یک ســو و ضعف اسفناک رسانه ملی از سوی دیگر به غارت رفته اســت. از این رو، جوانان و نوجوانان را باید قربانی تلقی کرد و نه مجرم. این روزها جوانان ایرانی تجربه تلخی را از سر گذراندند و به چشم خود دیدند که اعتماد به بیگانگان چه سرنوشت شومی دارد. ترامپ با بی اعتنایی پا پس کشید و سراب حمایت واهی را برمال و پشــت آنانی را که به او امید بســته بودند ، خالی کــرد. ترامپ از اینکــه ایرانی ها برنامــه ادعایی او برای اعدام را ندارند تشــکر کرد؛ یعنی که من خوبم و کشته های مردمان بــه من ربطی ندارد. و این چنیــن انرژی کاذب سیاســی پهلوی در ایران به بهای جان عزیزان مردم تخلیه شد.
3- اعتراضــات اخیــر ســه الیــه دارد: -۱ میلیشیای شبه نظامی، -۲ معترضان اقتصادی و -۳ متنفران سیاسی. اعتراض ریشه اقتصادی دارد، اما تنفر ریشه عمیق سیاسی دارد. ساختار سیاسی و رســانه ای در ایران در جهت تبدیل معترض به متنفر اســت. دیرزمانی است که راه توسعه سیاسی جوان محور، تفکر تحلیلی خود اتکا و فعالیت مدنی نوآورانه برای جوانان بســته اســت و نظام آموزشی پوســیده ای بر آنان تحمیل شــده تا جایی که آنها را مخیر به انتخاب میان ایالن ماسک از یک سو و شماری پیرمرد از ســوی دیگر کرده اند. جوان معترض تنها کارآف ِ رینــی تکنولوژیک ایالن ماســک را می بیند، نه وجــه نژادپرســتانه حمایت او از کشــتار هزاران هزار انسان در غزه را. مشخص است که به کدام سو می رود.
4- مقصر اصلــی در کشــتارهای اخیر، در درجه نخست اســرائیل و آمریکاست و سپس قصور و تقصیر مســئوالنی که به وظیفه خود در تأمیــن امنیت جانی و اقتصادی مردم عمل نکرده اند. صدا و سیما تنها مخاطب خاص دارد. مشکل ساختاری این رسانه سبب می شودبرای بخش های دیگر مردم باورپذیر نباشد. از این رو، دولت باید خود مهار اعتمادسازی و روشنگری را به دســت گیرد و با تشــکیل «کمیته تحلیل و تحقیق مدنی» پاســخی درخور برای فضای عمومــی فراهم کند و گــزارش آن را «ولو بلغ ما بلــغ» پیگیری کند. اگر چنیــن نکند، فضای تنفر بــه خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی اســت، عمومیت می یابد. شما نمی توانید تنها به رضایت طرفداران اکتفا کنید. هر چند از نظر امثال من، دست رسوای اسرائیلی-آمریکایی در این مقوله آشکار باشد. .۵ با ادامه سیاســت تبدیــل معترض به متنفر و فقدان میانجی مدنی، سیستم سیاسی چنــد انتخاب دارد: یکم، امتیــاز به بیگانه که به تخریــب و تجزیه ایران منجر می شــود و خوشــبختانه اساســا برای حاکمیت سیاسی هم این گــزاره موضوعیت ندارد؛ بگذریــم کــه آمریکا و اســرائیل هم راهــی بــرای تعامــل باقی نگذاشته اند.
دوم، ادامــه وضع موجــود کــه در کوتاه مدت یــا میان مدت به سلســله ای از درگیری ها و خشــونت ها دامن می زند و در نهایت خطر جنگ داخلی و تجزیه سرزمینی را افزایش می دهد و زمینه را برای پیوســتن روزافزون متنفران به میلیشیای اسرائیلی هموار می کنــد. البته این گزینه «ظرفیت عملیاتی» خــروج از بحران را دارد؛ منتها بــا هزینه گزاف اخالقی، به گونه ای که دیگر جمهوری اســالمی از معنا تهی می شود. سوم، توســعه سیاســی از درون؛ این گزینه به غلط این گونه تعبیر می شــود که ممکن است دام «دومینوی عقب نشــینی تا پایان» را پیش پای حکومت بگســترد. چنین ادعا می شود که پارادوکس این است که اگر امتیاز ِ ندهی، تنفر و کشــتار افزون می شــود و اگــر امتیاز بدهی، حــد یَِقف ندارد. همان پارادوکســی که رژیم ســابق در دی ماه ۵۷ با آن مواجه بود؛ «پس یا رها کن و کشــته شــو یا برای زنده ماندن بکش». اما چنین پارادوکسی مبنای دقیقی ندارد. آری ممکن اســت توسعه سیاسی (که در کوتاه مدت به شکل امتیاز دهی ظاهر می شــود) برای ثبات یک حکومت خطرناک باشــد، اما دو مؤلفــه اصلی این خطر را کاهش می دهد: یکی ورود خودآگاهانه، فاعالنه و توأم با مهارت سیاســی و دیگری، پذیرش تغییرات سیاسی به پشتوانه قدرت اجتماعــی. زمینه هر دو فراهم اســت و از همین رو ســت که می توان گفت خروج کم هزینه از بحران برای سیستم سیاسی امکان پذیر است. .۶ پذیــرش تغییــر دو مانع دارد: یکی منافع اقتصادی شــماری از کســان و ناکســان و دیگری، رفتاری از سنخ روان گردانی سیاسی. یعنی تنفر عمیق در میان گروهی که طی سالیان از سوی بخش مدنی-سیاسی به صورتی پنهان و ناخودآگاه تحقیر شده اند. در نتیجه، «تنفر گروهی» در آنان نسبت به جامعه مدنی سیاسی پدید آمده، سپس به بخش هایی از هسته تصمیم گیری رسوخ کرده و تبدیل به ایدئولوژی اداره کشور شده است. جان سخن با دهه ۶۰ شبیه ســازی نکنید؛ ما در میانه بحــران اقتصادی خانواده، رقابت برای ســلطه بر جهان و اقتصاد سیاســی تحریم بین المللی قرار گرفته ایم. کســب وکار تحریم ایران نیز در نظام اقتصاد بین الملل نهادینه شــده است. بخش مهمی از راه حل در سیاســت داخلی و توســعه سیاسی است. برخی در جمهوری اســالمی فقــط طرفداران را در نظر دارنــد و برای خصومت و تنفر بخش های دیگر تدبیری نیندیشیده اند؛ و این مهم ترین خطر برای امنیت ملی ماست.