در شرایطی که رسانهها، باید از امنترین مکانها در خلال بحرانها باشند، فردی خیالاتی و خاماندیش با صراحتی شرمآور فرمان تخریب و هجمه به نهاد رسانه را صادر میکند. رضا پهلوی وقتی اعلام میکند رسانههای رسمی ایران، «هدف مشروع»اند، به این معناست که اوباش مسلح و تروریستهای رسانه ای که از مال و جان صغیر و کبیر نمیگذرند، این بار سراغ اهالی رسانه و خبر بروند.
نورنیوز- گروه سیاسی: با شکلگیری و گسترش ناآرامیهای اخیر در شهرهای مختلف ایران، به موازات میدان عینی تحولات، معرکهای مجازی با میدانداری رسانهها هم شکل گرفت که اهمیتی کمتر از میدان واقعی نداشت. این میدان پرمخاطره، صحنه هماوردی روایتها و رسانهها بود. در شرایطی که به مجرد ظهور تحولات و بحرانهای گوناگون، موتور فعالیت رسانهها با دور تندتری کار میکند، صفبندی جدیدی از فعالان سیاسی نیز با محوریت نوع موضعگیری درباب نقش رسانهها شکل میگیرد. اردوکشی نهادهای خبری و تحلیلی در روایتگری و بازنمایی وقایع و اعتراضات روزهای اخیر، آنقدر اهمیت داشت که برخی از افراد به صراحت درباب رسانههای ایران ادعاها و افاضاتی مطرح کردند!!
فرمان حمله به رسانهها از زبان فردی متوهم
رضا پهلوی به عنوان کسی که عمری را در توهم تخت و تاج گذرانده و به خیال خود، مدیریت رخدادهای اخیر را برعهده دارد، با تازگی در پیامی صراحتا اعلام کرده که نهادهای رسمی خبری و رسانهای جمهوری اسلامی ایران، «هدف مشروع» حملات و تخریبها هستند. این موضعگیری خام و خطرناک، به خودی خود حامل این دلالت آشکار است که بازیچه خوشخیال عالم سیاست، برای مفهوم اطلاعرسانی و خبرنگاری و نهاد رسانه چه جایگاهی قائل است.
در شرایطی که رسانهها، باید از امنترین مکانها در خلال بحرانهای سیاسی و اجتماعی باشند، فردی که ادعای راهبری یک پروژه فراگیر سیاسی را دارد با صراحتی شرمآور فرمان تخریب و هجمه به نهاد رسانه را آن هم با ادبیاتی که آشکارا صدور دستور حمله مسلحانه است، میکند. گواینکه از زبان این فرد ناپخته، سخنان ناسنجیده فراوانی از این قسم شنیدهایم اما شنیدن این جمله خاص، تأییدی قاطع و تعیینکننده بر نگاه و دیدگاه مخرب او به نهاد اطلاع رسانی و خبر است. رضا پهلوی وقتی از دریچه دوربین یک رسانه ایرانستیز، مستقیما به مخاطبان ادعاییاش اعلام میکند رسانهها «هدف مشروع»اند، به این معناست که اوباش مسلح و تروریستهای اجاره ای که از مال و جان صغیر و کبیر نمیگذرند، این بار سراغ اهالی رسانه و خبر بروند و جنایات جدید خود را در تحریریههای نهادهای اطلاعرسانی به نمایش بگذارند.
جالب تر اینکه وقتی خبرنگار سیبیاسنیوز از او پرسید «آیا این کار شما مسئولانه است که مردم را ترغیب میکنید که به خیابانها بروند و اعتراض کنند، درحالیکه آمار کشته شدهها بیشتر میشود؟» پاسخ داده است که «این جنگ است و هر جنگی تلفات دارد.» مسئولیتگریزی در قبال فرمان تخریب و ترور، تا این اندازه ساده و کوچک، از طنزهای تلخ در همه تاریخ مبارزات سیاسی است. البته این میزان خشم و خصومت پهلوی از رسانهها، به خودی خود از این واقعیت مهم حکایت دارد که هیچ امر سیاسی و اجتماعی از بازوی توانای به نام رسانه بینیاز نیست. نقشآفرینی رسانه و نهاد خبر تا آنجاست که یک مدعی متوهم که در عطش احیای تخت و تاج موهوم است، انگار شرط دستیابی به این آرزوی خام را حذف رسانه میداند.
رسانهها بیتردید رکنی اساسی در زیستبوم سیاست هستند. در جهان تودرتوی امروز، کار رسانه تنها در انتقال اخبار خلاصه نمیشود. فارغ از سخنان شاهزاده سبکمغزو متوهم، رسانههای ایران، امروز در خط مقدم یک نبرد روانی و اطلاعاتی و خبری قرار دارند. آنها باید بدون بزرگنمایی یا کوچکانگاری، روایتی اصیل و واقعی و البته سنجیده و باورپذیر از روندها و رخدادهای جاری در کشور، از جمله درباره اعتراضات و ناآرامیهای اخیر ارایه کنند. در چنین شرایطی، ضروری است رسانههای داخلی بایستههایی را رعایت کنند که نهتنها امنیت ملی را تقویت کند، بلکه افکار عمومی را در برابر جنگ روانی دشمن ایمن نگاه دارد.
خود را از رسانهها محروم نکنیم
یکی از مهمترین وظایف رسانههای ایران، تثبیت روایت بومی و ملی از رخدادهاست. آنها باید روایتهایی مستند، مبتنی بر واقعیت، و در عین حال هوشمندانه، هنرمندانه، باورپذیر و راهبردی تولید کنند. علاوه بر این، رسانهها وظیفه دارند در روزهای بحرانی با تمرکز بر همبستگی ملی، از تفرقهافکنی، تنشهای داخلی و دوقطبیسازیهای فرساینده بپرهیزند. درعین حال رسانههای ایران باید با تحلیلهای دقیق و بهروز، از جمله بررسی ردیابی منشأ شایعات، شناسایی تکنیکهای عملیات روانی، و هشدار به مخاطبان، نقش خود را در «پدافند رسانهای» ایفا کنند.
شفافسازی بدون افتادن در دام روایتسازیهای دشمن، هنر رسانه مسئول در این نبرد پیچیده است. سواد رسانهای مردم، اصلیترین سپر در برابر حملات خبری بیگانگان است. آموزش عمومی برای تفکیک خبر درست از دروغ، تشخیص منابع معتبر، و مقابله با القائات رسانهای، از جمله وظایف راهبردی رسانهها در این دوره است. رسانههای رسمی ایران باید با درک تحولات تکنولوژیک، خود را صرفاً به قالبهای سنتی محدود نکنند. تولید محتوای چابک، واکنش سریع، استفاده از قالبهای بصری جذاب (کوتاهویدیو، ریلز، موشنگرافیک، استوریهای خبری) و حضور فعال در شبکههای اجتماعی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، پدیده شهروند-خبرنگار، که در بزنگاههای بحرانی فعال میشود، میتواند به عنوان بازوی رسانههای رسمی ایفای نقش کند. ثبت لحظات، گزارشهای میدانی بومی و انتشار روایتهای شخصی ، نهتنها بار اطلاعاتی رسانهها را تقویت میکند، بلکه احساس مشارکت ملی را نیز ارتقا میدهد. البته استفاده از ظرفیت شهروند-خبرنگار نیازمند چارچوبسازی، راستیآزمایی و آموزش سریع است تا این فرصت به تهدید بدل نشود. رسانههای حرفهای باید با ایجاد پلتفرمهایی برای دریافت، پالایش و انتشار محتوای تولیدشده توسط مردم، نقش خود را بهعنوان مدیر اطلاعات جمعی در این میدان پرهیاهو ایفا کنند.
جنگ امروز، جدال سهمگین روایتهاست. رسانه ایرانی اگر در این میدان عقب بماند، نتیجه آن نه فقط شکست در عرصه خبری، بلکه تضعیف پشتجبهه ملی خواهد بود. از اینرو، رسانهها باید با نگاهی استراتژیک، منسجم و با استفاده از ظرفیتهای نوین رسانهای (شبکههای اجتماعی، پادکست، اینفوگرافیک، ویدیوی کوتاه و گزارش میدانی) در تحولات دورانساز و خطیر کشور ایفای نقش کنند. پیششرط غیرقابل انکار پیروزی در این جدال، رفع موانع از پیش پای رسانههاست. در شرایطی که فضای رسانهای کشور به واسطه قطع یا محدودیت اینترنت، دسترسی چندانی به منابع متکثر خبری ندارد، طبعا از ایفای نقش شایسته خود بازمیماند یا مرارتی بیش از حد معقول متحمل میشود. پاسخ درخور به گزافههای کسانی همچون پهلوی، بیش از هرکسی از رسانهها برمیآید. باید با مدیریت مطلوبتر و هوشمندانهتر، الزامات و ملزومات کار حرفهای رسانههای کشور را تأمین کرد تا کسی از سر توهم، رسانهها را «هدف مشروع» و شاید آسان نپندارد.