نورنیوز https://nournews.ir/n/267771
کد خبر: 267771
18 دی 1404
نورنیوز کاهش مخاطبان سینما در ماه‌های اخیر را بررسی می‌کند

سالن‌های خالی سینما، زنگ خطری که باید شنید


در هفته‌های اخیر، فروش گیشه‌ها بیش از 70 درصد کاهش یافته و آمارها نشان می‌دهد که نسبت به سال گذشته بیش از 55 درصد افت مخاطب داشته‌ایم. این کاهش تنها پیامد اقتصادی ندارد؛ بلکه نشانه‌ای از محدود شدن دسترسی جامعه ایرانی به بازوهای قدرت نرم و ابزارهای فرهنگی است که می‌توانند نقش مهمی در تقویت تاب‌آوری اجتماعی و روانی مردم ایفا کنند.

نورنیوز- گروه فرهنگی: سال ۱۴۰۵، تا اینجا سالی سخت برای سینمای ایران بوده است. بازتاب سقوط شدید فروش و کاهش چشمگیر مخاطب، نشان می‌دهد که این نهاد فرهنگی و اجتماعی بیش از همیشه آسیب‌پذیر شده است. در هفته‌های اخیر، فروش گیشه‌ها بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته و آمارها نشان می‌دهد که نسبت به سال گذشته بیش از ۵۵ درصد افت مخاطب داشته‌ایم. این کاهش تنها پیامد اقتصادی ندارد؛ بلکه نشانه‌ای از محدود شدن دسترسی جامعه ایرانی به بازوهای قدرت نرم و ابزارهای فرهنگی است که می‌توانند نقش مهمی در تقویت تاب‌آوری اجتماعی و روانی مردم ایفا کنند. بخشی از این افت مخاطب، نتیجه فشارهای اقتصادی و معیشتی است؛ تورم، گرانی و دشواری معیشت، مردم را از حضور در سینما بازداشته است. بخشی دیگر نیز ناشی از رخدادهای اجتماعی و سیاسی است؛ جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات اخیر، باعث شده که سالن‌های سینما حتی در میان علاقه‌مندان هم خالی بماند و جریان طبیعی فرهنگی کشور مختل شود.

محرومیت از یک بازوی قدرتمند

سینما در جهان امروز صرفاً یک صنعت سرگرمی نیست. این نهاد، بخشی از قدرت نرم کشور است؛ ابزاری که می‌تواند همبستگی اجتماعی را تقویت کند، تاب‌آوری جامعه را بالا ببرد و ظرفیت تحمل فشارهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش دهد. وقتی سالن‌ها خالی می‌شوند و تولید متوقف می‌شود، این ظرفیت از دست می‌رود و جامعه از یک ابزار راهبردی برای تعدیل بحران‌های اجتماعی محروم می‌ماند. در واقع، کسادی سینما پیامد مستقیم کاهش امکان استفاده جامعه از قدرت فرهنگی و نرم کشور است. این همان قدرتی است که در بحران‌ها می‌تواند میان مردم انسجام ایجاد کند، تنش‌ها را تعدیل نماید و حتی فرآیند بازسازی اعتماد و سرمایه اجتماعی را تسهیل کند.

ریشه‌های این بحران روشن است. هزینه تولید فیلم به شکل افسارگسیخته افزایش یافته و بازگشت سرمایه برای اغلب آثار غیرممکن شده است. تولید یک فیلم متوسط بیش از ۴۰ میلیارد تومان هزینه دارد و برای بازگشت سرمایه باید به فروشی بیش از ۱۵۰ میلیارد تومان دست یابد؛ هدفی که برای بسیاری از آثار ایرانی، دست‌نیافتنی است. این شرایط باعث شده تهیه‌کنندگان مستقل و خلاق، که ستون فقرات تنوع فرهنگی و تولید سینمای ملی هستند، از صحنه خارج شوند و بخش عمده تولیدات به دست گروه‌های محدود و وابسته به منابع دیگر افتاده باشد. افزایش هزینه‌های تبلیغات و دستمزدها نیز بر دشواری بازگشت سرمایه افزوده است و توان بخش خصوصی را به شدت محدود کرده است.

از سوی دیگر، بودجه دولتی بخش سینما کاهش یافته و سهم آن نسبت به تورم و سایر حوزه‌های فرهنگی کمتر شده است. این پیام ضمنی دارد که سینمای مستقل و بخش خصوصی، به ویژه تولیدکنندگان خلاق و کوچک، در تصمیمات کلان مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. کاهش بودجه و محدود شدن حمایت‌های دولتی، همراه با فشار اقتصادی عمومی، باعث شده که حلقه تولید، نمایش و ارتباط با مخاطب آسیب جدی ببیند و ظرفیت جامعه برای بهره‌گیری از محتوای فرهنگی و هنری کاهش یابد. در نتیجه، مهجوریت سینمای ملی و کسادی کسب و کار در حوزه تولید و نمایش آثار مستقل به شکل جدی تشدید شده است.

کسادی سینما خطر است

پیامد این وضعیت تنها اقتصادی نیست؛ این یک بحران اجتماعی و فرهنگی است. نبود مخاطب و کاهش تولید آثار متنوع، نه تنها توان جامعه برای بهره‌گیری از ظرفیت فرهنگی را کاهش می‌دهد، بلکه تاب‌آوری روانی مردم را در شرایط بحران و اعتراضات اجتماعی محدود می‌کند. در زمانی که اعتراضات، فشارهای اقتصادی و دغدغه‌های اجتماعی افزایش یافته است، سینما می‌توانست نقش تعدیل‌کننده این تنش‌ها را ایفا کند و با تقویت همبستگی اجتماعی و ارائه روایت‌های الهام‌بخش، ظرفیت جامعه را برای مواجهه با مشکلات بالا ببرد. خالی بودن سالن‌ها به معنای کاهش دسترسی مردم به این بازوی راهبردی است؛ بازویی که می‌توانست با تقویت هویت ملی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی، جامعه را آماده‌تر و مقاوم‌تر کند.

برای عبور از این بحران، اقدامات سطحی کافی نیست. لازم است حمایت هدفمند از تولید مستقل و خلاق، تخصیص عادلانه منابع دولتی، بازبینی نظام بودجه‌بندی فرهنگی و توسعه شبکه‌های ارتباط با مخاطب، از جمله نمایش آنلاین و سینماهای سیار، در دستور کار قرار گیرد. سینما باید به عنوان یک ابزار اجتماعی و فرهنگی راهبردی دیده شود و در تصمیم‌گیری‌های کلان جایگاه خود را باز یابد، نه صرفاً یک کالا یا سرگرمی. بازسازی و حمایت از سینمای ایران امروز نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک نیاز راهبردی برای امنیت فرهنگی و اجتماعی کشور است؛ قدرتی که می‌تواند تاب‌آوری جامعه را در برابر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی افزایش دهد و از تضعیف فرهنگ ملی جلوگیری کند.

در نهایت، وضعیت کنونی سینما هشداری است برای سیاستگذاران و جامعه ایران. اگر این بازوی فرهنگی و اجتماعی تضعیف شود، کشور نه تنها از منظر اقتصادی، بلکه از نظر قدرت نرم، انسجام اجتماعی و تاب‌آوری ملی آسیب خواهد دید. حفظ و توسعه سینما، حمایت از تولید مستقل، و ایجاد مسیرهای مطمئن برای حضور مخاطب، سرمایه‌ای حیاتی است که بازگرداندن آن به جایگاه واقعی خود، می‌تواند بخشی از حل و تعدیل مشکلات اجتماعی و فرهنگی ایران باشد.

 


سرویس: فرهنگی
کلید واژگان: سینمای_ایران / سرمایه_اجتماعی / قدرت_نرم / مخاطب_سینما / بحران_فرهنگی / تاب‌آوری_اجتماعی / گیشه_سینما