نورنیوز https://nournews.ir/n/267619
کد خبر: 267619
17 دی 1404
نور نیوز واکنش اروپا به ادعای آمریکا در باب گرینلند را بررسی می کند،

گرینلند؛ آزمون فروپاشی اقتدار اروپا


ادعای دوباره آمریکا درباره تصرف گرینلند، نه صرفاً یک مناقشه جغرافیایی، بلکه نماد آشکار افول قدرت، استقلال و اعتبار راهبردی اروپاست؛ قاره‌ای که میان اعتراض لفظی، وابستگی امنیتی و ناتوانی عملی، در برابر یکجانبه‌گرایی واشنگتن گرفتار شده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: ادعای صریح مقامات دولت ترامپ درباره «حق» آمریکا بر گرینلند، پرده‌ای دیگر از واقعیت تلخ مناسبات فراآتلانتیکی را کنار زد. اروپا که سال‌ها خود را بازیگری مستقل، تعیین‌کننده و برخوردار از قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی معرفی می‌کرد، اکنون در برابر تهدید مستقیم تمامیت ارضی یکی از اعضای خود، به مواضعی انفعالی و صرفاً لفظی بسنده کرده است. واکنش‌هایی که از سوی رهبران اروپایی و دانمارک مطرح شد، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتاب ضعف ساختاری و وابستگی عمیق امنیتی به آمریکاست.
گرینلند در این چارچوب تنها یک جزیره نیست؛ بلکه به نماد حقارتی تازه برای اتحادیه اروپا بدل شده است. حذف اروپا از مذاکرات کلیدی جهان، از غزه تا اوکراین، تحمیل تعرفه‌های یکجانبه، خرید اجباری انرژی و غذا از آمریکا و اکنون تهدید به تصرف سرزمینی اروپایی، همگی حلقه‌های یک زنجیره‌اند که جایگاه واقعی اروپا را در نظم جهانی عیان می‌کنند.

استقلال ادعایی، وابستگی واقعی

رفتار اروپا در برابر این بحران، تضاد عمیق میان ادعا و واقعیت را برجسته کرده است. در حالی که رهبران اروپایی از «حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند» سخن می‌گویند، برخی همچون صدراعظم آلمان با طرح گزاره «گرینلند برای ناتو است»، عملاً مسیر مشروعیت‌بخشی به مداخله آمریکا را هموار می‌کنند. این در حالی است که ناتو در عمل تحت سیطره کامل واشنگتن قرار دارد و چنین مواضعی چیزی جز پذیرش ضمنی سلطه آمریکا نیست.
اروپا نه توان بازدارندگی مستقل دارد و نه اراده‌ای برای تقابل واقعی با شریک متکبر خود. همین وابستگی ساختاری سبب شده است که اعتراض‌ها به بیانیه‌های بی‌اثر تقلیل یابد و هیچ اقدام عملی برای دفاع از یک کشور عضو اتحادیه صورت نگیرد؛ وضعیتی که اعتبار اروپا را نزد دیگر بازیگران جهانی بیش از پیش تضعیف می‌کند.

دوگانگی رفتاری و فرسایش اعتبار

بحران گرینلند در خلأ رخ نداده است. رفتار اروپا در قبال تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا، ربایش رئیس‌جمهور قانونی آن کشور، سکوت در برابر اشغالگری و نسل‌کشی در غزه و همراهی کامل با جنگ اوکراین، همگی بیانگر یک الگوی ثابت‌اند: دفاع گزینشی از حقوق بین‌الملل. اتحادیه اروپا که خود را پرچمدار قانون‌مداری و حقوق بشر معرفی می‌کند، در برابر نقض آشکار این اصول توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، سکوت یا همراهی را برمی‌گزیند. این دوگانگی رفتاری، نه‌تنها مشروعیت اخلاقی اروپا را فرسوده، بلکه آن را به بازیگری غیرقابل اعتماد در نظام بین‌الملل تبدیل کرده است؛ بازیگری که نه می‌تواند نقش میانجی ایفا کند و نه توان شکل‌دهی به نظم آینده را دارد.

اعتراف به واقعیت و چشم‌انداز نظم نوین

اظهارات جوزپ بورل مبنی بر اینکه آمریکا دیگر متحد اصلی اروپا نیست، اعترافی مهم اما بدون پشتوانه عملی است. این سخنان نشان می‌دهد که حتی در درون نخبگان اروپایی نیز آگاهی نسبت به ماهیت سلطه‌گرایانه واشنگتن شکل گرفته است. با این حال، تجربه نشان داده که این آگاهی به اقدام مستقل منجر نشده و اروپا همچنان در مدار تصمیمات آمریکا حرکت می‌کند.
پرونده گرینلند، همانند جنگ غزه، ونزوئلا و اوکراین، نشانه‌ای از گذار نظام بین‌الملل به مرحله‌ای جدید است؛ مرحله‌ای که در آن یکجانبه‌گرایی آمریکایی با چالش‌های جدی مواجه شده و جهان به سمت نظم چندجانبه در حرکت است. اروپا اگر خواهان بقا و نقش‌آفرینی در این نظم نوین است، تنها یک مسیر پیش‌رو دارد: گسست واقعی از همراستایی با آمریکا، لغو تحریم‌های ظالمانه، مقابله عملی با مداخلات واشنگتن و حمایت صادقانه از ملت‌های تحت ستم.
در غیر این صورت، قاره‌ای که روزی خود را مرکز تصمیم‌سازی جهان می‌دانست، به حاشیه تاریخ رانده خواهد شد؛ و گرینلند، نخستین نشانه علنی این سقوط راهبردی خواهد بود.


 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: آمریکا / ترامپ / اروپا / ناتو / گرینلند / سیاست_خارجی / روابط_بین_الملل / نظم_نوین_جهانی / یکجانبه_گرایی / قطب_شمال