نورنیوز https://nournews.ir/n/266814
کد خبر: 266814
13 دی 1404
صابر گل عنبری:

پایان مادورو و چند نکته!


ربودن نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا صرفا پایان قدرت او نیست و حادثه‌ای فراتر از جغرافیای این کشور و آمریکای جنوبی و حوزه کارائیب و واجد دلالت‌های مهمی تا خاورمیانه است.

نورنیوز-گروه بین الملل: در وهله نخست چنین عملی سمت و سوی نظام بین‌الملل را به وضوح و بدون روتوش نشان می‌دهد و این که جهان به کدام سمت می‌رود و دنیای قدرت دیگر حتی خود را درگیر تعارفات متعارف نمی‌بیند و هر جا منافعش اقتضا کند به این شکل مداخله می‌کند و عالی‌ترین مقام یک کشور را از پایتختش می‌رباید. از این منظر کار آمریکا نه تنها از نظر حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل محکوم است؛ بلکه بیشتر یک آدم‌ربایی به سبک ترامپ است که با منطق قانون قابل دفاع نیست؛ هر چند قدرت منطق دیگری دارد که لزوما قانونی نیست.

اما در عین حال، چنین ربایشی هم نتیجه هر چه باشد -چه بده بستان خارجی و چه صرفا عملیاتی آمریکایی باشد- پوشالی و کارتونی بودن یک نظام و ساختار قدرت آن را نشان می‌دهد؛ این که این چنین مورد حمله قرار می‌گیرد و رئیسش بدون شلیک یک گلوله در عمق خاک کشور و در پایتختش ربوده می‌شود و آب از آب هم تکان نمی‌خورد. 

در کشوری که چنین امنیت پوشالی دارد که رئیس جمهورش به سادگی مثل آب خوردن ربوده می‌شود، بدیهی است که یک مدیر و ساختار ناموفق و ناکارآمد بوده و همین خود روشن می‌کند که چرا اقتصادش هم در سالیان اخیر از هم پاشید و تورم آن سر به فلک کشید. 

یقینا چنین عملیاتی آن هم در اوج تنش و قطعی بودن حمله بدون همکاری نزدیکان مادورو و افرادی بلندپایه در قدرت امکان‌پذیر نبوده و نیست. احتمالا برخی از آن‌ها بهره‌ای از همان جایزه 50 میلیون دلاری دولت ترامپ برای دستگیری مادورو برده‌اند. رئیس‌جمهوری که با این رقم فروخته می‌شود، پیش از آن‌که قربانی نفوذ و خیانت اطرافیانش باشد، در وهله اول خود او مسئول چنین وضعی است.

حتی فراتر از آن چرا سامانه‌های پدافند و جنگنده‌های روسیه کوچک‌ترین مقابله‌ای نداشتند؟ آیا هک شده بودند؟ آیا نفوذ در ارتش مانع دفاع بود؟ آیا روسیه نقشی داشت؟ 

مساله دیگر این که اگر ونزوئلا دچار شکاف عمیق اجتماعی نمی‌شد و نظام مادورو از پشتوانه مردمی قوی و گسترده برخوردار بود، چنین اتفاقی ممکن نبود و به محض رخ دادن آن خیابان‌های ونزوئلا عرصه خروش مردمی می‌شد؛ نه این که عده‌ای به جانبداری از مادورو به خیابان بیایند و جمعیت دیگر خوشحال از سرنوشت او رقص و پایکوبی کنند. اینجاست که وقتی چنین شکافی رخ داده است، دیگر دستکم بخشی از مردم صرفا به دنبال خلاصی از نظام حاکم است؛ به هر شیوه‌ای و لو مداخله و ربایش خارجی. این خطرناک‌ترین شکاف ساختاری است. 

اما در این میان، ترامپ بسیار حساب‌شده کار کرد و مقدمه‌سازی نمود؛ ابتدا دولت ونزوئلا را «تروریستی» اعلام کرد و رئیس آن را در حد تاجر مواد مخدر تقلیل داد و سپس جایزه 50 میلیون دلار تعیین کرد تا این که بالاخره در پلان آخر هم امروز او را ربود و حملاتی به داخل این کشور انجام داد. 

کیست که نداند ترامپ عاشق چشم و ابروی مردم ونزوئلا نیست؛ بلکه به خاطر نفت و ثروت‌های این کشور دست به این اقدام زده است. با این حال کینه و کدورت و شکاف در ونزوئلا به حدی است که این حقیقت تحت‌الشعاع هدف سرنگونی نظام حاکم قرار می‌گیرد و دیده نمی‌شود. اما این تنها هدف ترامپ نیست، بلکه چنان که قبلا هم طی یادداشتی گفته شد، اتفاقا این اقدام او علیه ونزوئلا اهدافی دیگر در گوشه و کنار جهان به ویژه خاورمیانه را دنبال می‌کند.
 
در واقع، آمریکا از طریق کنترل نفت ونزوئلا می‌کوشد در صورت بروز تحولات غیرمنتظره در خاورمیانه و خلیج فارس، ابزار مؤثری برای کنترل بازار جهانی نفت در اختیار داشته باشد.

به احتمال زیاد، این رفتار ترامپ در ونزوئلا حتی موجب نگرانی دوستان و متحدان آمریکا در خاورمیانه هم می‌شود و آن‌ها را بیشتر با برنامه‌ها و خواسته‌های او همراه خواهد کرد. کما این که احتمالا می‌خواهد با این کار پیام و هشداری هم به مخالفان و دشمنان آمریکا بفرستد و اوضاع داخلی آنها را به سمت دلخواه خود سوق دهد. از این رو، پیام تهدیدش در مورد اعتراضات ایران در آستانه این عملیات ویژه در کاراکاس قابل تامل است. کما این که بعید هم نیست که مترصد فرصتی برای اقدامی مشابه علیه گوستاوو پترو رئیس جمهور کلمبیا هم باشد.

حالا با این وضعیت باید دید وضعیت ونزوئلا چه می‌شود. آین که آمریکا بتواند نظام دلخواه خود را بی‌دردسر تشکیل دهد و یا کشور به آشوب و خشونت کشیده شود، باز تاثیرات و پیامدهای خود را فراتر از ونزوئلا خواهد داشت.


منبع: کانال تلگرامی گل عنبری
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: حمله / ونزوئلا / مادرو / پااین قدرت