دختر جوانی با سر برهنه و موهای کاملا بلند در پیادهرو در حال حرکت بود. یک پاسبان شهربانی به او جسارتی کرد. این عمل زشت او در روز عاشورا برآشفته ام کرد. بدون توجه به عواقب آن تصمیم به برخورد با او گرفتم. با چند ضربه کاراته او را نقش بر زمین کردم. خون از بینیهایش فوران کرد. زدن پاسبان شهربانی مغرورم کرده بود. حالا دیگر از چیزی نمیترسیدم.

جهت مشاهده ویدئو، بارکد بالا را اسکن کنید.