زنان و بلایای طبیعی

زنان و بلایای طبیعی

در مقاله ی حاضر، با ارجاع به تحقیقی دانشگاهی با موضوع ” آسیبپذیری زنان در سوانح طبیعی: یک برساخته اجتماعی” به بررسی مسئله ی بازسازی اجتماعی و روانی پس از سوانح طبیعی در بین جامعه زنان پرداخته شده است. این تحقیق دانشگاهی به مقایسه ی نتایج حاصل از نمونه ی آماری در استان های کرمان و گلستان، با نظریات خارجی و داخلی به ویژه نظریات دکتر انارسون(سخنران عمومی، مشاور بین المللی و پژوهشگر کیفی متمرکز بر پیشگیری از بلایای طبیعی و برابری جنسیتی در شرایط فاجعه) پرداخته است.

براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی ، یـک الگوی تفاوت جنسیتی در همه سطوح فراینـد سـوانح طبیعـی اعـم از در معـرض ریسـک قـرار گــرفتن، برداشــت از ریســک، آمــادگی، پاســخ، تــأثیر فیزیکــی، تــأثیر روانشــناختی، تــأثیر جامعه شناختی، بازیابی و بازسازی وجود دارد طبق بررسی های آکسفام نیز، سـوانح ذاتـا تبعیض آمیز هستند، زیرا ساختارهای اجتماعی قبل از وقوع سـوانح (ماننـد فقـر، سیاسـتهـای مسکن و دارایی، حقوق زنان و نقشهای جنسیتی) تعیین میکنند چه کسانی بـیش از همـه از یک سانحه طبیعی تأثیر میپذیرند. همچنین، در حوزه های مختلف آسیب پذیری زنان در سوانح، نتایج نشـان داده است کـه در زمینـه بهداشت، مهمترین نیازهای زنان در سوانح عبارت بودند از1 .نبود آب شـرب بهداشـتی بعـد از وقوع سوانح؛ 2 .عدم توزیع امکانات اولیه پزشکی؛ 3 .نبود تیمهـای پزشـکی مرکـب از زنـان در حوزه های بهداشت، درمان، زنان و زایمان و…؛ 4 .نامناسب بودن شرایط حمام؛ 5 .بـی تـوجهی بـه امکانات زایمان زنان.

در این تحقیق 42 درصـد از پاسخگویان بر این باور بوده اند که نابرابری زنان با مردان در دریافت امکانات و تجهیزات یکـی از آسیب پذیری های مهم اجتماعی و فرهنگی آنان در زمان بعـد از وقـوع سـوانح طبیعـی اسـت. از طرفی، 27 درصد از پاسخگویان حضورنداشتن زنان در مراحل مختلف بازسازی در زمان پـس از وقوع سوانح را به منزله یکی از حوزه های آسیب پذیری آنان اشاره کرده انـد. نتیجـه ایـن تحقیـق مبنی بر ضعف مشارکت زنان در مدیریت ریسک سوانح طبیعـی، مقـارن بـا نتـایجی اسـت کـه مطالعات خارجی در زمینه حضورنداشتن زنـان در تصـمیمگیـری و مـدیریت کمـپ هـا، به خصوص هنگام تخصیص پناهگاه ها و کمک ها دریافتند. بنابراین، بررسی وضعیت زنان در زمان بعد از وقـوع سـوانح نشـان مـیدهـد کـه بـه لحـاظ تاریخی، در جامعه ایران و به طورعام در جوامع در حـال توسـعه، حتـی در مـدیریت و بازسـازی سوانح طبیعی نیز زنان نقشی مهم و تا اندازه ای به رسمیت نشناخته دارند. به عبـارتی، حتـی در زمینه مدیریت سوانح نیز با نوعی تقسیم کار جنسیتی مواجهیم. بـدین معنـا کـه زنـان درگیـرِ نقشهای کوچک و عموما کارهای خدماتی میشوند و درعوض مردان بر امـور تصـمیمگیـری و سیاستگذاری متمرکزند. البته در اینجا نمیتوان منکر برتری قدرت فیزیکی مردان بر زنان شـد و همین قدرت فیزیکی گاهی باعث توانمندی و اعتمادبه نفس بالاتر و گرفتن مسئولیت بیشـتر و گسترده تر میشود. خشونت جنسی و خانگی علیه زنان نیز عامل دیگری است که میزان آسیب پـذیری آنـان را، به ویژه در زمان بعد از سوانح، شدت میبخشد . این تحقیق همچنین نشان می دهد که در زمان سوانح، خشونت علیه زنان به طرزی چشمگیر افزایش مییابد. مطالعات خارجی متعـدد نیز به افزایش خشونت علیه زنان، اعم از زبانی و فیزیکی، در زمـان بعـد از سـوانح اذعان داشته اند.

حال نکنه ی حائز اهمیت این است که در زمان وقوع بلایای طبیع و در جریان بازسازی های اجتماعی وروانی پس از آن تا چه اندازه به مطالعات پیشین، تحقیقات دانشگاهی و تجارب خارجی توجه می شود؟ آیا زمان آن نیست که از دانش خود در جهت رفع سریع تر مسائل اجتماعی و روانی موجود بین جامعه زنان به طور خاص بهره بگیریم؟ آیا پس از گذشت چندین سال و کسب تجارب از سوانح گذشته، اقداماتی که تا کنون در مناطق آسیب دیده انجام شده است، در جهت کاهش آسیب پذیری زنان بوده است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *