تو چرا این قدر خوشگلی؟ زندگی بالماسکه ای!

 

این روزها در اینستاگرام که بگردی می بینی که همه خوشگل شده اند. اما داستان پشت این خوشگلی چیست؟
در سال های دور، بازیگران سینما، الهه های زیبایی بودند. جذابیت و زیبایی طبیعی و ثروتمندی دو ویژگی بازیگران سینما بود (اسم این گروه را می گذاریم سلبریتی های کلاسیک). اما امروزه به مدد شبکه های اجتماعی، سلبریتی های جدیدی به وجود آمده است به نام اینفلوئنسرها. اینفلوئنسرها، اکثراً خانم های جوانی هستند با زیبایی‌های فراطبیعی که به‌شدت تحت‌فشارند تا همان زیبایی هایی را داشته باشند که همتایان معروف هالیوودی آن‌ها دارند، با این تفاوت که هالیوودی ها اغلب بسیار ثروتمندتر از آن ها هستند.
در مقایسه با بازیگران هالیوودی (سلبریتی‌های کلاسیک)، اینفلوئنسرها (سلبریتی های جدید)، رابطۀ صمیمانه‌تر و متفاوتی با طرفدارانشان دارند. اینفلوئنسرها جلو جلو حرکت می کنند. تغییراتی در بدن و آرایش و لباس خود ایجاد می کنند و سپس طیف وسیعی از افراد معمولی همان کار را دنبال می کنند.

سال ۱۹۲۸ میلادی [حدود ۹۰ سال قبل] مدیران یک استودیوی فیلم سازی هالیوودی از دکتر چارلز پینکاس، خواستند تا دندان‌های یک بازیگر را زیباتر کند. وی از روکش‌های موقتی استفاده کرد که در انتهای روز بازیگر می‌توانست لبخند زیبایش را از روی صورتش بردارد. امروزه روکش‌ها ماندگارترند و حداقل ده سال دوام می‌آورند. در دهه های گذشته از روکش دندان استفاده می شد برای کمک به افرادی که مشکلات جدی در شکل و اندازۀ دندان‌هایشان داشتند اما اکنون از این روکش‌ها استفاده می شود تا لبخندی زیباتر، چهره ای فریبنده تر و در نهایت پیچ (صفحه ای) پرطرفدارتر داشته باشند (رفرنس: نشریه ترجمان) این روزها، روکش و تزریق لب و لیزر فرکسل جزو اقدامات زیباییِ رایج میان اینفلوئنسرها هستند. چرا؟ چون باید زیبا باشند. چرا؟ چون باید فالوئر (دنبال کننده و طرفدار) داشته باشند. چرا؟ چون از این طریق کسب ثروت و یا حداقل کسب شهرت می کنند!

تحلیل و تجویز راهبردی:
پدران و مادران ما با چنین پدیده هایی مواجه نبوده اند. ما اولین نسلی هستیم که در معرض چنین پدیده ای با این ابعاد، هستیم. بنابراین باید توانمندی هایی را در خود و نسل بعدی تقویت و ایجاد کنیم که لزوما در پدران و مادران ما نبود.

رسانه-آگاهی: افزایش آگاهی از تاثیرات غیرملموس و زیرپوستی رسانه اولین کاری است که باید انجام دهیم. باید دقت کنیم که رسانه ها چگونه تعریف ما را از زیبایی تغییر داده اند و همچنین با تعریف جدید از زیبایی، چگونه ما را پیرتر می کنند. کلی کار می کنیم و اضافی کاری و خودمان را پیر می کنیم تا اینکه پول در بیاوریم و عمل زیبایی کنیم. انرژی مان، جوانی مان و آسودگی خاطرمان را می دهیم تا زیبایی بخریم. اینکه ما چه تصمیمی می گیریم برعهده خود ماست و هیچ ایرادی ندارد که برای زیبایی هزینه کنیم فقط باید حواسمان باشد که آگاهانه و ارادی چنین کنیم و نه اینکه تقلیدی و هیجانی.
اگر آگاهانه و نقادانه به ورودی های مغزمان توجه نکنیم، ناخودآگاه در مغز ما این معادله شکل می گیرد که خوشگلی مساوی است با خوشبختی. سپس این نتیجه را می گیریم که عمل زیبایی و خرید لباس و کفش زیبا مساوی است با خوشبخت شدن. بدون آنکه یک مرجع آماری در مورد این معادله داشته باشیم.

▫زندگی بالماسکه ای؛ یکی دیگر از تاثیرات اینستاگرام این است که همه با تصاویر کاملا انتخابی که از زندگی خود منتشر می‌کنند نشان می‌دهند که چقدر زیبا، چقدر خوش حال، چقدر مدرن هستند. این برش های انتخابی اصلا به معنای آن نیست که طرف واقعاً غرق در لذت، نعمت و خوشی بی پایان است. وقتی به عمق زندگی آنان می روی، می فهمی که آن ها هم درگیر مالیات، بیماری، اختلاف خانوادگی، بازنشستگی، پرداخت قسط، ورشکستگی و بیش از همه نگران زیبایی، تناسب اندام، از دست دادن فالوئر و … هستند. منتها ما دچار توهم بالماسکه ای هستیم. ما، آدم ها پشت نقاب های خندان (بالماسکه) همدیگر را فریب می دهیم. و دیگران در حسرت زندگی ما هستند و جالب اینکه ما خود نیز فریفته بالماسکه دیگران می شویم و در حسرت زندگی دیگران هستیم. هالیوودی ها و اینفلوئنسرها به اندازه ما شاد هستند و به اندازه ما گرفتار. اما تنها تفاوت شان این است که مجبورند جلوی دوربین های عکاسی لبخندهای تصنعی تحویل ما دهند و ما نیز باور می کنیم که واقعا آن ها خوشبخت هستند.
دفعه بعدی که در اینستاگرام یک چهره جذاب خندان خوشحال دیدید این دو نکته را با خود مرور کنید: پشت این چهره خندان، لزوما یک آدم خوشبخت نیست. و طبق کدام آمار علمی، می شود اثبات کرد خوشگلی مساوی است با خوشبختی؟

مجتبی لشکربلوکی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *